عنصر «بافت» بهویژه «بافت ساختاری» از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر غنای یک اثر انیمیشن محسوب میشود. این بافت میتواند در انسجام کلی اثر و انتقال هرچه بهتر و مؤثرتر حس صحنههای آن به مخاطب نقش آفرینی کند. این پست با هدف بررسی و تبیین نقش و کارکرد «بافت ساختاری» در انیمیشن و با مطالعه موردی چهارگانه داستان اسباببازی (Toy Story) ساخته شده است .
انیمیشن به عنوان یک رسانه هنری پیچیده، از لایهها و عناصر متعددی تشکیل شده است که درهمتنیدگی آنهاست که به اثر هویت و انسجام میبخشد. یکی از مفاهیم کلیدی در تحلیل آثار انیمیشن، «بافت ساختاری» (Structural Texture) است. برخلاف بافت بصری که صرفاً به کیفیت سطوح ظاهری اشاره دارد، بافت ساختاری حاصل هماهنگی و درهمتنیدگی مؤلفهها و عناصر گوناگونی است که یک اثر پویانمایی را میسازند . پویانمایی «داستان اسباببازی» (۱۹۹۵) به عنوان نخستین فیلم بلند سینمایی تمامکامپیوتری جهان، نقطه عطفی در تاریخ انیمیشن محسوب میشود . این فیلم و سه دنباله آن (چهارگانه داستان اسباببازی) بستری مناسب برای مطالعه چگونگی شکلگیری و تکامل بافت ساختاری در انیمیشن دیجیتال فراهم میکنند.
بافت ساختاری نتیجه هماهنگی و درهمتنیدگی مؤلفهها یا عناصر گوناگونی است که در دو محور اصلی قابل دستهبندی هستند :
این عناصر رابطه همنشینی و زنجیروار با یکدیگر دارند و در ترکیب با هم، رویدادها و واقعیتهای موجود در انیمیشن را خلق میکنند. این عناصر عبارتند از: داستان (روایت) شخصیت ترکیببندی بافت تصویر کارگردانی تدوین صدا
این عناصر دارای رابطه جایگزینی یا انتخابی هستند و نشانهها، رمزگانهای ویژه و دنیای ذهنی هنرمند را بیان میکنند. این عناصر عبارتند از: بافت تصویر تکنیک رنگ نور پسزمینه مفهوم جزئیات عناصر فرهنگی این عناصر در دو محور افقی و عمودی و در ترکیب و درهمتنیدگی با یکدیگر، «بافت ساختاری» اثر را پدید میآورند.
بافت ساختاری در چهارگانه داستان اسباببازی
فیلم نخست «داستان اسباببازی» با یک شوخی هوشمندانه آغاز میشود: نمایش ابرهایی سفید و منظم در زمینهای آبی روشن که در نگاه اول آسمان به نظر میرسد، اما دوربین عقبتر میرود و مشخص میشود این تنها کاغذدیواری اتاق اندی است . این صحنه آغازین که جی. پی. تلوت از آن با عنوان «بازی سطحی» (Surface Play) یاد میکند، مستقیماً به مسئله بافت ساختاری اشاره دارد . این صحنه دو نوع بافت متضاد را در کنار هم قرار میدهد: بافت تخت و سبکشده: کاغذدیواری اتاق اندی بافت واقعگرایانه: آسمان واقعی که از پنجره دیده میشود این تقابل، گفتگویی میان دو سطح انتظار مخاطب از انیمیشن دیجیتال برقرار میکند و نشان میدهد که بافت ساختاری چگونه میتواند همزمان بر سطوح مختلف معنایی کار کند .
کارگردان «داستان اسباببازی»، جان لستر، درباره فلسفه بصری فیلم میگوید: «میدانستم که میتوانیم صحنههایی کاملاً واقعی خلق کنیم، اما نمیخواستم مخاطب فکر کند این یک دنیای واقعی است. میخواهم مخاطب بگوید: میدانم این واقعی نیست، اما خدای من، واقعی به نظر میرسد. بسیار مهم بود که این یک کاریکاتور از واقعیت باشد» . این رویکرد که در پیکسار به «واقعیتگرایی برتر» (Hyperreality) معروف شد، حاصل درهمتنیدگی عناصر زیر است: شخصیتها: اسباببازیهایی با قابلیتهای فیزیکی محدود (چشمها از حدقه بیرون نمیزنند، بدنها کش نمیآیند) بافت تصویر: درخشش پلاستیکی که برای شخصیتهای اسباببازی طبیعی به نظر میرسد تکنیک: استفاده از نرمافزار رندرمن (RenderMan) برای ایجاد عمق و بافتهای متنوع
لوسی فایف دونالدسون، پژوهشگر مطالعات فیلم، در تحلیل خود از «داستان اسباببازی» به نقش بافتهای روزمره در ساخت جهان داستان اشاره میکند . از دیدگاه او: انیمیشن به مثابه فضای طراحی تشدیدشده: در انیمیشن، طراحی از هر لحظه و هر جزء اثر جداییناپذیر است مشارکت بافتهای روزمره: خطوخشها، سطوح و مقیاس اسباببازیها در روایت سفر شخصیتها نقش دارند انعطافپذیری شخصیت: کوچکنمایی و بزرگنمایی بافت به شخصیتپردازی عمق میبخشد برای نمونه، خطوخش روی کلاه وودی یا براق بودن سطح باز لایتیر نه صرفاً جزئیات بصری، بلکه عناصری روایی هستند که داستان این شخصیتها را روایت میکنند .
چهارگانه «داستان اسباببازی» (۱۹۹۵ تا ۲۰۱۹) تحول چشمگیری در بافت ساختاری انیمیشن دیجیتال نشان میدهد،این تحول نشان میدهد که چگونه پیشرفت فناوری، امکان غنیتر شدن بافت ساختاری را فراهم کرده، اما همچنان اصل «کاریکاتور واقعیت» در آثار پیکسار حفظ شده است.
بافت ساختاری در انیمیشن نتیجه درهمتنیدگی عناصر دو محور همنشینی (داستان، شخصیت، ترکیببندی، کارگردانی، تدوین، صدا) و جانشینی (بافت تصویر، تکنیک، رنگ، نور، پسزمینه، مفهوم، جزئیات، عناصر فرهنگی) است. چهارگانه «داستان اسباببازی» نمونهای شاخص از کاربرد آگاهانه و هدفمند بافت ساختاری در انیمیشن دیجیتال است. این مجموعه با بهرهگیری از رویکرد «واقعیتگرایی برتر» (hyperreality) و حفظ تعادل میان واقعگرایی و کاریکاتور، توانسته است بافتی ساختاری غنی و چندلایه خلق کند که هم مخاطب کودک و هم بزرگسال را جذب میکند. توجه به جزئیات بافت (از خطوخش روی چهره وودی تا شبیهسازی پارچه و مو در قسمتهای بعدی) نه صرفاً جنبه فنی، بلکه نقشی روایی و معناساز در جهان داستان ایفا میکند.
ممنون که تا آخر این پست همراه من بودید :) این پست چقدر به شما کمک کرد؟ از 1 تا 20 نمره بدهید!🗣🤝🏻
مثل خودت عالیی💕
یعنی اصلا تستای SR و لازم نیست بررسی کنی
همین که فهمیدی مال کیه منتشرش میکنی
مثل همیشه عالی🌱
عالی بود✨
مثل خودت عالیهه💞🫶🏻
زیبا⚘
مرسی🌷