فکت هایی از کتاب های هری پاتر که هرکسی اونا رو نمیدونه
طبق گفته رولینگ کوییدیچ توی کشورهای اسیایی مثل ایران اصلا محبوب نیست و اونا میگن تا وقتی قالیچه پرنده هست چرا از جارو استفاده کنیم
ابراکساس مالفوی پدر لوسیوس مالفوی بود. او همیشه نارسیسا رو اذیت میکرد و تحقیرش میکرد و نارسیسا ارزو میکرد هرچه زودتر ابراکساس بمیره. حتی لوسیوس هم خسته شده بود و دوست داشت پدرش زودتر بمیره.
دامبلدور به دراکو کمک نکرد (البته تا قبل از کتاب ششم) چون فکر میکرد دراکو ادم مغروریه و سریع میره و پیش پدرش میگه. و لوسیوس هم دامبلدور رو اخراج میکنه
میدونستین تام ریدل (ولدمورت) و پدر لوسیوس مالفوی توی یک مدرسه در یک زمان بودن و ابراکساس از نظر سیاسی خیلی به تام کمک کرده تا اون به قدرت برسه؟ اما ابراکساس هیچوقت مرگخوار نشد و غرورش اجازه نداد هیچوقت زیردست کسی باشه.
بلک ها دیوانه بودن و مشکلات روانی داشتن. زیرا اون ها معتقد بودند که هیچ خونی از اونا برتر نیست و باید فقط با بلک ها ازدواج کنن. به خاطر همین ازدواج فامیلی دیوانگی توی خونشون زیاده. مثل بلاتریکس و سیریوس. (اینم بگم که ابراکساس به خاطر همین موضوع نارسیسا رو تحقیر میکرده)
جمع اوری کننده و مترجم کتاب بیدل نقال هرماینی گرنجره.
چارلی ویزلی، پسر دوم خانواده ویزلی ها هیچوقت ازدواج نکرد چون به نظرش اژدها ها خیلی بهتر و محبوب تر از انسان ها هستن.
پروفسور مک گوناگل عاشق یک ماگل شد اما نمیتونست باهاش ازدواج کنه. به همین دلیل اومد توی مدرسه و استاد شد.
لوسیوس مالفوی گند بزرگی به خاندان قدرتمند مالفوی ها زد. مالفوی ها تا قبل از لوسیوس خیلی قوی بودن. مثلا ابراکساس یه شیطان بزرگی بود که همه ازش وحشت داشتن و انقدر قوی بود که حتی یک وزیر رو برکنار کرد. فقط چون مشنگ زاده بود. نسل های قبلی هم خیلی خیلی قدرتمند بودن. اما لوسیوس قدرت مالفوی ها رو خراب کرد
ابراکساس به نارسیسا میگفت تو فقط یک رحمی که وظیفت وارثاوردن برای ما بوده و حالا اگر از این عمارت ننداختمت بیرون باید شکر گذار باشی. اون اجازه نمیداد نارسیسا تو هیچ کاری دخالت کنه. حتی مثل جابهجا کردن یک گلدان و تغییر دکوراسیون کوچک. (وای چقدر از ابراکساس گفتم😂)
ابراکساس، چه پدر خوبی (وقتی با آقای آلدرمن پدر هارت آشنا میشی)
اسلاید ده: نه تنها هیچ مدرکی براش وجود نداره و زاییده ذهن طرفدارانه، اصلا منطقی هم نیست
نه خانواده بلک کسانی بودند که کسی بخواد از بالا بهشون نگاه کنه
نه آبراکاس مالفوی فرد بی شخصیتی بوده(توجه شما رو به اسلاگهورن و اشارات کتاب در فصول جلب میکنم)
و نه نارسیسا کسی بود که چنین چیزی بخوان بهش بگن
چقد وقت گذاشتی داداش یکم شل کن
اسلاید نه: اتفاقا لوسیوس از همون دوران هاگوارتز(افزادی مثل اسنیپ که تحت حمایتش بودند) نفوذ خوبی داشت، و در آینده هم همینطور بود و در جنگ جادوگری اول تونست فقط با یک ادعا ساده خودش رو خودش رو راحت کنه، در جنگ جادوگری دوم(که تنها رسوایی اون بود) هم مدارک غیرقابل انکار وجود داشت که گیرش انداختن، که اونم همیشگی نبود
اسلاید هشت: پروفسور مک گونگال قبل از اون هم در هاگوارتز تدریس میکرد
اسلاید هفت: چارلی مجرد موند اما دلیلش ذکر نشده، و قطعا دلیلی که اینجا گفته شد مثل بقیه محتوای پست با منطق در تضاده
اسلاید پنج قسمت اول(اشتباهی حذف شد): اون ها دیوانگی نداشتند، به خون برتر باور داشتند که اتفاقا بسیار هم در دنیای جادویی رایج بود، فقط هم به خون خودشون نبوده، تنها زوج فامیلی در این خانواده والدین سیریوس بودند، حالت بلاتریکس و سیریوس هم به خاطر سال ها در آزکابان بودن بود
اسلاید شش: داستان های بیدل نقال داستان کودکان دنیای جادویی بود(یه چیزی تو مایه های کدو قلقله زن و... خودمون) و هرماینی اصلا تا سال آخر از وجود چنین کتابی خبر نداشت
ادامه اسلاید پنج: بنابراین خانواده بلک اصلا به دیوانگی شهرت نداشت که کسی بخواد تمسخر کنه، و بلعکس، به عنوان یک خانواده اصیل درست مثل مالفوی ها مورد احترام قرار میگرفته، اگر هم بر فرض محال کسب چنین چیزی بگه، قطعا با توجه به غرور اشرافی، کاراکار نارسیسا کسی نیست که اینو بشنوه
اسلاید چهار: بله، تقریبا هم دوره محسوب میشدند اما هیچ کجا اشاره ای به حمایت یا... نشده
اسلاید سه: قبل از اون اصلا بابد بابت چه مسئله ای بهش کمک میکرد؟
مشکل دراکو در سال ششم بود، قبل از اون اصلا تو دردسر نبود که کسی بخواد کمکش کنه، اون هم به خاطر چنین دلیل مضحکی