دستاتو بردار از گلوی من دستاتو بردار
باز هم شب شد مثل شب های دیگر نبود ای کاش شب هایم تکراری بودند ای کاش یک غم داشتم هر شب و روز درد هایم بیشتر میشود درد از دست دادن دوست از دست دادن فرصت ها و خیلی چیزهای دیگر هر شب پشت پنجره مینشینم و ساعت ها گریه میکنم و هر روز هم درگیر مشکلات زندگی میشوم کسی نیست به من دلداری بدهد و توی مشکلات کمکم کند «دنیا پر درده شهر پر نامرده» «استاد شجریان»
تنهایی بد چیزی است نه کسی داری به تو دلداری دهد و نه کسی داری در مشکلات زندگی کمکت کند من که دیگر از شدت تنهایی در جوانی موهایم به دلیل مشکلات زندگی سفید شده به سختی پول زندگی را به دست می آورم اگر خواهر نداشتم اینطور نبود خانواده ام نمیتوانستند از من نگهداری کنند و من که خواهر بزرگتر بودم را در خانه ی مرحوم مادر بزرگم بردند تا تنهایی زندگی کنم و به من پولی دادند که چند چیز بخرم و بفروشم افراد کمی از وسایلم میخریدند و بیشتر مردم مرا مسخره میکردند من با خجالت از کارم ادامه میدادم روزانه خوراکی های کمی میخوردم و اکثر وقت ها پولی برای خریدن هیچ خوراکی نداشتم و به گرسنگی به سر میبردم «آهای خبردار دستاتو بردار از گلوی من دستاتو بردار» «شعر از استاد شجریان»
هیچوفت غم های زندگی ام را از یاد نمی برم از وقتی که کودکی توی خیابان بودم که دارد گدایی میکند تا حالا که دختری تنها در خانه خرابه ای هستم که به گرسنگی به سر میبرد هبچوقت دنیا به من رحم نکرد از اول تا حال از زندگی چیزی جز بدی ندیده ام «شهر پر ولگرده» «استاد شجریان»
دلم دیگر طافت این سختی هارا ندارد از وقتی توانستم راه بروم برده خانواده ام شدم در ۲ سالگی مجبور بودم گدایی کنم بیشتر مردم هم به من اهمیت نمیدادند و به من نگاه میکردند و با خنده ای از من رد میشدند هیچوقت ظلم زندگی بر خود را از یاد نمیبرم ولی حس میکنم که دارد غم هایم به پایان میرسد من فقط برای امید است که دارم به زندگی ادامه میدهم دنیا پر نامرده
اهای غمی که مثل یه بختک تو سینه ی من...
شدی آوار