خوش اومدی 🥀
چند سال از رفتن تو گذشت ولی کل خاطراتمان را از اول اینکه دوستم شدی و تا وقتی که از پیش من و خانواده ات رفتی را یاد دارم آخرین حرف هایت آخرین دیدارت و... دوست دارم بازم کودکی خنگ بودم که تو مرا به قله ها می رساندی کسی بودم که تنبل بودم و تو سرم داد میزدی کسی بودم که توی مدرسه روی مخم میرفتی و...
یادم است کودکی 6 ساله بودم که در مدرسه باهم آشنا شدیم من درسم ضعیف بود و به دلیل اینکه املایم را اصلا ننوشته بودم چون اصلا بلد نبودم داشتم گریه میکردم و تو پیشم نشستی و گفتی اول بگو چرا گریه میکنی؟ من گفتم معلم مرا برای اینکه املایم بد بود دعوایم کرده تو گفتی مگر کسی با تو کار نکرده؟ من گفتم والدین من بی سواد هستند و با همسایه همسایه هایمان هم ارتباط نداریم و بقیه ی آشنا هایمان هم تو شهر دیگری زندگی میکنند تو در دوش من دست گذاشتی و گفتی درکت میکنم میخواهی من در درس ها کمکت کنم؟ من گفتم بله و تو ازم پرسیدی خانه ی شما کجاست؟ من آدرس را به تو دادم و تو با اجازه ی خانواده ات به خانه ی ما آمدی تو کاری کردی که همیشه در امتحان هایم بدون غلط باشم و تو کسی بودی که مرا از زمین بلند کردی
یادم است که تو تازه ماشین خریده بودی و خوشحال بودی و با من آمده بودی تا یکم گشت بزنیم که پسر خاله ات از روی حسادت از اینکه ماشین تو مدل بالا بود مارا تصادف داد من فقط دستم شکسته بود ولی از وقتی فهمیدم به آسمان پر کشیدی قلبم هم شکست
حالا همیشه حسرت میخورم از اینکه چرا قدر آن روز های با تو بودن را ندانستم حال که دیگر دیر شده و من هم افسرده شده ام و از وقتی که تو پر کشیدی موهایم کم کم سفید شده دیگر هیچ چیز مرا به خنده نمی آورد هیچ چیز حال مرا خوب نمیکند من درس را ادامه دادم تا ثروتمند شدم ولی احساس میکنم که از وقتی تو رفتی دیگر هیچ چیز ندارم
وای.....😭😭😭😭
تونستی افسردم کنی..🥀
ببینن عالی بودد اما بنظرم اگه یکمی شخصیتا رو توضیح میدادی و یکم چیزا رو ربط میدادی قشنگ تر میشدد😭💞
*چرا نظر میدم اصلا-🥰🚬
قشنگ بود😭😭💘
موفق شدی افشرده شدم
وای..