ما فکر میکنیم بلاتکلیفی یعنی محتاطبودن. اما اغلب، اسمِ محترمانهی ترس از مسئولیتِ انتخاب است. انتخاب یعنی پذیرفتنِ پیامد، و ما از پیامد میترسیم، نه از خودِ راه. آموزش: اولین قدمِ رشد، دیدنِ ترسِ پنهان پشتِ تردید است
وقتی همهچیز موقتی باشد، هیچچیز عمیق نمیشود. رابطهها سطحی میمانند، کارها نیمهکاره، و خودِ ما پراکنده. آموزش: عمق، محصولِ ماندن است؛ نه هیجانِ شروع.
ذهنی که مدام گزینهها را مقایسه میکند، تصمیمگیری را تمرین نمیکند. و مهارتی که تمرین نشود، ضعیف میماند. آموزش: تصمیمگرفتن، یک مهارت است؛ نه یک استعداد ذاتی.
ما زود رها میکنیم و اسمش را میگذاریم «شناختِ بهترِ خودم». درحالیکه بسیاری از چیزها بعد از عبور از سختی، معنای واقعیشان را نشان میدهند. آموزش: همهچیز قبل از عمیقشدن، سخت و نامطمئن است
زندگی قرار نیست بهترین انتخاب ممکن باشد؛ قرار است انتخابِ متعهدانه باشد. همین یک فرق کوچک، آرامش بزرگی میآورد. آموزش نهایی: رشد، از جایی شروع میشود که میگویی: «میمانم و درستش میکنم.
دستم خورد🫠
نظرات بازدیدکنندگان (0)