بیشتر ما دوست داریم تاریخ بخونیم، ولی شاید حوصلهی اینهمه کتاب قطور رو نداشته باشیم. بنابراین من تو این پست وقایع جنگ جهانی اول رو به زبان خیلی ساده توضیح دادم. امیدوارم دوستش داشته باشید=)
شاید تو کل تاریخ، قصهای هولناکتر از جنگ جهانی اول وجود نداشته باشه. این قصه؛ قصهی شهامته و جنون، قصهی آدمهای شجاع و آدمهای دیوانه، قصهی نفرتهای عمیق و البته... شپش! (جدای شوخی، کلی شپش. همهگیر شده بوده اون موقع)
اصلاً قضیه چجوری شروع شد؟ باورتون بشه یا نه، تا حالا کلی کتاب قطور برای پاسخ به این پرسش نوشته شده. ولی ساده شدهش اینجوری میشه که تو سال ۱۹۱۴ کشورهای اروپایی به دو دستهی «قدرتهای مرکزی» یا همون متحدین (اعم از ترکیه، بلغارستان و امپراتوری اتریش-مجارستان همگی به رهبری آلمان) و «متفقین» (اعم از صربستان، روسیه، بلژیک، رومانی، یونان و پرتغال همگی به رهبری بریتانیا و فرانسه) تقسیم شده بودن و هیچکدوم هم چشم دیدن همدیگه رو نداشتن، برای همین عملاً منتظر بودن یه نفر یه مشت بپرونه تا جنگ راه بیافته. ولی این کشورهای کلهگنده هیچ کدوم نمیخواستن شروع کنندهی این جنگ باشن، پس یه مدت تو کشمکش مونده بودن. تا اینکه یه اتفاق سرنوشتساز افتاد.
یه دار و دستهی صرب به نام سیاهدستها (شوخی نمیکنم) به انتظار روزی نشست که ولیعهد امپراتوری اتریش (یا همون آرشیدوک فرانتس فردیناند) به ساریِوو بیاد. آقای گاوریلو پرنسیپ یکی از مبارزان آزادیخواه عضو این دار و دسته بود.
گروه سیاهدستها متشکل از هفت آزادیخواه بود، که برای قتل ولیعهد اتریش نقشه کشیده بودن. حالا نقشهی تمیزشون چی بود؟ قرار بود آرشیدوک فردیناند با اتومبیل به ساریِوو بیاد تا تو تالار شهرداری سخنرانی کنه. این هفت تا هم خودشون رو با تپانچه و بمب دستی مسلح کردن و تو نقاط مختلف مسیر فردیناند کمین کردن. جناب آرشیدوک هم با اتومبیل اول از همه از جلوی شمارهی ۱ (اسماشون خیلی سخته ولم کنید، با شماره صداشون میکنیم) رد شد و... هیچی نشد. شمارهی ۱ هیچکاری نکرد. خیلی ممنون.
اما شمارهی ۲، یعنی گابرینوویکس (هی من میگم سخته باور نمیکنید)، بمب دستی رو به سمت اتومبیل فردیناند پرت کرد. فردیناند هم لطف کرد بمب رو برداشت و از ماشین انداخت بیرون (به خدا راست میگم) و بمب هم با اتومبیل پشتی برخورد کرد و منفجر شد. این انفجار هشت نفر آدم بیگناه رو مجروح کرد. شمارهی ۲ زهر خورد و پرید تو رودخونه تا زنده دستگیر نشه، منتها ایراد این نقشهی هالیوودی این بود که رودخونه به اندازهی کافی عمیق نبود. مردم شمارهی ۲ رو از آب نجات دادن و به قصد کشت کتکش زدن.
فردیناند برای سخنرانی به تالار شهرداری رفت. اون تو تیررس شمارههای۳، ۴، ۵ و ۶ قرار داشت و اونها... هیچ کاری نکردن (خیلی گروه باحالی هستید مرسی ممنون). پس فردیناند سخنرانیش رو تموم کرد و بعد برای عیادت مجروحان انفجار (همون هشت نفر) به سمت بیمارستان حرکت کرد. اما به صورت کاملاً تصادفی، راننده اشتباه کرد و سر یه تقاطع خلاف پیچید که باعث شد صاف بیافتن تو بغل شمارهی ۷ یا همون گاوریلو پرنسیپ (قربون اسم آسونت برم مرد). این آقا هم خودش رو پرت کرد رو اتومبیل روباز و با دو گلوله، فردیناند و همسرش رو کشت.
بقیهش رو میتونین حدس بزنین دیگه. امپراتور اتریش به قدری خشمگین شد که میخواست از همهی متحدان صربستان انتقام بگیره. پس اتریش به صربستان اعلان جنگ داد، که در نتیجه آلمان به کمک اتریش رفت، که در نتیجه روسیه به داد صربستان رسید، که در نتیجه فرانسه به روسیه کمک کرد، بعدش هم آلمان برای رسیدن به فرانسه وارد خاک بلژیک شد پس بریتانیا هم رفت کمک بلژیک و خلاصه همه افتادن به جون هم. جنگی که در گرفت، به اسم جنگ جهانی اول یا همون جنگ بزرگ شناخته میشه که چهار سال طول کشید. دو گلولهای که گابریلو پرنسیپ شلیک کرد، باعث مرگ میلیونها نفر آدم شد.
تازه برای اینکه اعصابتون خوردتر هم بشه، باید بگم که گابریلو پرنسیپ هیچوقت اعدام نشد. بلکه زنده دستگیر شد و تو روزهای آخر جنگ جهانی، یعنی بعد از چهار سال، بر اثر بیماری ریوی تو زندان مرد. میتونید از پنجره بپرید پایین، یا اگه جوونید و هنوز آرزو دارید پیشنهاد میکنم توی یه بالشت جیغ بکشید تا حرصتون خالی شه. به هر حال هر موقع خواستید ناراحت بشید به خودتون یادآوری کنید این آدمکش که متولد شدنش به تنهایی دلیل وقوع کلی فاجعهست با آرامش کامل بر اثر بیماری مرد و هرگز به سزای اعمالش نرسید.
حاجی داستانات خداست
کاش تو معلم تاریخمون بودی
وای شوخی نکن
ذوق مرگ شدم😭
واقعا با استعدادی
وای قربونت برم😭 خیلی استرس داشتم احساس میکنم به اندازهی کافی زرق و برقی نیست
بابا نت نبود عکس پیدا کنم😭
اگه منی که از تاریخ خوشم نمیاد میگم عالیه پس قطعا عالی شده
وای آخجون
لطف داری😭 خیلی ذوقزدهام نمیدونم چجوری تو چت ابراز کنم
اگه میتونی جنگ جهانی ۲ رم بساز