این سند به عنوان یک گزارش تاریخی جامع از بزرگترین تراژدی و حماسه بشری، یعنی جنگ بین بازماندگان انسان و تایتانهای عظیمالجثه، تدوین شده است. این روایت بر مبنای خاطرات بازماندگان، اسناد نظامی و شهادتهای مستقیم از سه قرن زندگی در سایه دیوارها و نبردهای پس از آن بنا شده است.
این دوره با تأسیس آخرین پناهگاههای بشریت آغاز شد و تقریباً سه قرن به طول انجامید؛ دورانی که در آن امید به بقا تنها در استحکام بتن و سنگ خلاصه میشد. شکلگیری دیوارها پس از «سقوط بزرگ» که منجر به انقراض بخش عظیمی از بشریت شد، بازماندگان پراکنده با تلاشهای مهندسی عظیم، سه دیوار متمرکز را بنا نهادند: دیوار ماریا (بیرونیترین)، دیوار رز (میانی) و دیوار سینا (درونیترین و محافظتکننده از پایتخت).ساخت دیوارها، که ارتفاع متوسط آنها به ۵۰ متر میرسید، شاهکاری در مهندسی اولیه بود. این سازهها با استفاده از سنگهای عظیم تراشیده شده و با استفاده از دانش محدود آن زمان، در برابر ضربات مقاوم طراحی شدند. منابع عظیمی از فلزات و نیروی کار انسانی صرف این پروژه شد. این دیوارها نه تنها یک مانع فیزیکی بودند، بلکه نماد انزوای روانی بشریت نیز محسوب میشدند؛ بهشتی محدود که در ازای آزادی کامل خریداری شده بود.
سه قرن زندگی پشت دیوارها، ترس را به یک نهاد اجتماعی تبدیل کرد. آموزش نظامی، استفاده از منابع و کنترل جمعیت، همگی بر اساس فرضیه حمله قریبالوقوع تایتانها تنظیم شده بود. ترس نهادینه شده: جامعه به شدت سلسله مراتبی بود. مناطق بیرونی (مانند مناطق مرزی ماریا) همیشه در معرض خطر بیشتری بودند و هرگز از امکانات مناطق داخلی برخوردار نبودند. آموزش کودکان شامل نمایش مکرر ویدئوهایی از بلعیده شدن قربانیان برای تقویت وحشت نسبت به جهان خارج بود.با وجود سکوت نسبی در مقیاس بزرگ، حملات پراکنده هرگز متوقف نشد. بر اساس سوابق ناقص آن دوران، تخمین زده میشود که سالانه بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ نفر در عملیاتهای مرزی، سقوطهای کوچک یا حوادث غیرقابل پیشبینی در نزدیکی دروازهها جان خود را از دست میدادند
نیروهای نظامی نیروهای نظامی برای حفظ نظم داخلی و اجرای عملیاتهای محدود دفاعی در برابر تایتانهای کوچک یا فراری طراحی شده بودند. نیروهای گشت زنی : مسئول اصلی حفاظت از دیوارها، نگهداری از تجهیزات، و مدیریت دروازهها. این نیروها اغلب در مقایسه با سایرین، آموزش کمتری در مواجهه مستقیم با تایتانهای بزرگ داشتند. پلیس نظامی : نخبهترین نیروها که مسئول حفظ امنیت در داخل دیوار سینا و خدمت مستقیم به خانواده سلطنتی بودند. نفوذ سیاسی آنها بسیار زیاد بود. نیروی شناسایی : نیروهایی که وظیفه جسورانه اکتشاف خارج از دیوارها و یافتن راهکاری برای نابودی تایتانها را داشتند. پیش از اختراع تجهیزات مانور سهبعدی ، هرگونه تلاش برای مقابله با تایتانها در فضای باز محکوم به شکست بود. استراتژی اصلی صرفاً شامل بستن دروازهها و تلاش برای کشتن تایتانهایی بود که از طریق دیوارهای فرعی یا ضعفها نفوذ میکردند. این حملات اغلب منجر به تلفات چند برابری نیروهای گشتی در هر درگیری میشد.
سال ۸۵۰ نقطه عطفی بود که سه قرن سکوت را در هم شکست و بقای بشریت را به جدیترین مرحله خود رساند. در حمله ناگهانی و غافلگیرکننده، دو تایتان خارقالعاده پدیدار شدند: تایتان غولپیکر که ارتفاع آن از دیوار ماریا فراتر میرفت، و تایتانی با پوسته سخت که دروازه اصلی منطقه جنوبی را تخریب کرد. تلفات اولیه: سقوط دروازه جنوبی در عرض چند ساعت رخ داد. برآورد میشود که در آن روز، بیش از ۲۰ درصد جمعیت ساکن منطقه جنوبی دیوار ماریا (که جمعیتی بالغ بر ۵ میلیون نفر تخمین زده میشد) کشته یا بلعیده شدند. این آمار اولیه، بیش از یک میلیون نفر را شامل میشد. هرج و مرج مطلق حکمفرما شد. نیروهای گشتی که مسئولیت دفاع از منطقه را داشتند، نتوانستند انسجام لازم برای ایجاد یک خط دفاعی منسجم را حفظ کنند. شکستهای عملیاتی: عملیات تخلیه به دلیل تراکم جمعیت و نبود برنامه پشتیبان کارآمد، به یک قتل عام تبدیل شد. نیروهای شناسایی که در آن زمان هنوز تجهیزات پیشرفته نداشتند، در تلاشی قهرمانانه برای پوشش دادن مسیر فرار، متحمل تلفات سنگینی شدند. بسیاری از این نیروها که به عنوان محافظان عقبنشینی عمل میکردند، مجبور به قربانی کردن خود شدند.در میان هرج و مرج، تلاشها برای تخلیه انبارهای حیاتی مواد غذایی و تجهیزات از مناطق ماریا شکست خورد و این منابع به دست تایتانها افتاد یا توسط جمعیت آواره بلعیده شدماههای پس از سقوط، با قحطی و بیماری همراه بود. دولت مرکزی، تحت فشار نظامی، تصمیمی دردناک گرفت. در تلاش برای کاهش فشار جمعیتی و ایجاد یک پوشش دفاعی موقت، دولت فرمان داد که میلیونها نفر از پناهندگان گرسنه به سمت دروازههای شکسته ماریا هدایت شوند. این افراد به عنوان طعمههای انسانی استفاده شدند تا تایتانها را برای مدتی درگیر کرده و زمان لازم برای تقویت خطوط دفاعی داخلی دیوار رز فراهم شود.
با ظهور نسل جدیدی از سربازان مجهز وکشف تواناییهای تغییر شکل، جنگ از حالت دفاعی خارج شد. ظهور شخصیتهایی مانند ارن یگر، آنی لئونهارت و راینر براون که توانایی تبدیل شدن به تایتانهای هوشمند را داشتند، قوانین نظامی را تغییر داد. این کشف، وحشت را برای فرماندهان دوچندان کرد، زیرا مشخص شد بزرگترین تهدید از درون این پناهگاهها سرچشمه میگیرد. . نبرد بازپسگیری ماریا این عملیات، که با هدف بازپسگیری منطقه بین دیوار ماریا و روز و رسیدن به زیرزمین خانه یگر انجام شد، بزرگترین عملیات تهاجمی تاریخ آن زمان بود. نقش محوری: ارن یگر با استفاده از توانایی تایتان حمله و پشتیبانی استراتژیک توسط جوخه لیوای، نقش کلیدی در بستن دروازه اصلی در شینگانشینا ایفا کرد. آمار نبرد: این نبرد به لحاظ تعداد تایتانهای کشته شده بزرگترین پیروزی بود. با این حال، هزینه انسانی گزاف بود. تخمین زده میشود که بیش از ۵۰٪ نیروهای فعال تحقیقاتی در این عملیات قلبشان را تقدیم بشریت کردند. این تلفات شامل بسیاری از افسران باتجربه و فرماندهان میانی بود از جمله آروین فرمانده گروه شناسایی بوذ رسیدن به زیرزمین خانه ارن، منجر به کشف دفتر خاطرات پدرش و افشای تاریخ واقعی جهان شد. جنگ از «انسان در برابر هیولا» به «جنگ تاریخی برای بقا» تغییر یافت؛ جایی که تایتانها ابزاری برای کنترل در جهان خارج بودند.
ظهور دشمن واقعی پس از افشای حقیقت، تمرکز جنگ از دیوارها به سمت اقیانوس و قدرتهای جهانی معطوف شد. جنگ در جزیره پارادایس مشخص شد که ساکنان پارادایس نوادگان قومی هستند که توسط ملت مارلی مورد نسلکشی قرار گرفتهاند و تایتانها ابزاری برای حفظ این وضعیت بودند. انگیزه تایتانهای اولیه، دفاع از مرزهای مارلی در برابر تهدید واقعی بود. پس از اعلام جنگ رسمی توسط مارلی، نبردهای گستردهای در سطح جهانی شکل گرفت.حملات اولیه مارلی با کشتیهای جنگی و تایتانهای هوشمند صورت گرفت. تلفات مارلی در این حمله غافلگیرانه، به دلیل آمادگی اندک نیروهای نظامی پارادایس در برابر جنگ دریایی، نسبتاً پایین بود، اما این آغاز یک جنگ تمام عیار بود.این نبرد نشانگر اوج درگیریهای متعارف بود. نیروهای پارادایس با استفاده از قدرت تایتانهای خود در برابر ماشینآلات جنگی پیشرفته مارلی صفآرایی کردند.مارلی از کشتیهای هوایی برای حمله استفاده کرد، اما دفاع پارادایس، با استفاده از تایتانهایی که قادر به تحرک سریع بودند، ضربات سنگینی وارد کرد. تخمین زده میشود مارلی بخش بزرگی از نیروی زرهی و هوایی خود را در این نبرد از دست داد، در حالی که پارادایس نیز بخش مهمی از نیروی تایتانهای خود را از دست داد.
نبرد نهایی: زمینلرزه (Rumbling) پس از شکست در نبردهای متعارف، پادشاه اِلدیایی ارن یگر از قدرت تایتان بنیانگذار برای اجرای «رامبلینگ» استفاده کرد؛و دست به حرکت میلیونها تایتان زرهی که در داخل دیوارها زندانی بودند.میزان تلفات جهانی میزان وسیع 80% بشریت بود این میزان تلفات در طول تاریخ بشریت بیسابقه بود و تمدنهای بسیاری را در عرض چند هفته از بین برد. عملیات اتحاد: بقایای نیروهای مارلی، متحد با نیروهایی از پارادایس که مخالف نسلکشی جهانی بودند یک اتحاد ناامیدانه تشکیل دادند تا با استفاده از تایتانهای هوشمند باقیمانده، به تایتان بنیانگذار حمله کرده و فاجعه را متوقف سازند. که در پایان تبدیل به یک تراژدی عاشقانه و احساسی شد مقیاس فاجعه: این عملیات منجر به ویرانی در مقیاسی فراتر از تصور شد. ماشینآلات و شهرها زیر پای این تایتانهای متحرک نابود شدند.
پایان جنگ نبرد نهایی که در موقعیت تایتان بنیانگذار رخ داد، به قیمت جان بسیاری از قهرمانان و بازماندگان دو طرف به پایان رسید. با متوقف شدن فرماندهی تایتان بنیانگذار، منبع قدرت تایتانها (کوهی از ستون فقرات موجودات زنده) از بین رفت و تهدید تایتانها برای همیشه پایان یافت. آزادی به دست آمده با بهایی غیرقابل تصور همراه بود. تمدنهای جهانی به شدت آسیب دیدند و بسیاری از فرهنگها و دانشهای پیش از جنگ از بین رفتند.هرچند میتوان گفت پارادایس به دلیل کمک های زیادشان در اتمام این حادثه به دید جهانی قابل قبول تری رسیدند هرچند که هنوز راه بسیاری برای رفتن داشتند تحلیل روانشناختی: نسلهایی که شاهد این جنگ بودند، با بار روانی سنگینی زندگی خواهند کرد؛ بار ناشی از کشتارهای دسته جمعی، و درک این حقیقت که دشمن اصلی، نه یک موجود بیگانه، بلکه محصول تاریخ و تعصبات بشری بوده است. صلح پس از نبرد، شکنندهتر از دیوار سینا بود. جهان باید دوباره ساخته میشد. میراث این جنگ، لزوم اجتناب از تکرار تعصبات نژادی و نظامیگری افراطی بود که منجر به نابودی بزرگ شد. حفاظت از یاد و خاطره قربانیان و درک ریشههای درگیری، تنها راه برای اطمینان از حفظ این آزادی گرانبها بود. و اگر بخواهم آزادی خواه بزرگ ارن یگر را توصیف کنم تنها میتوانم بگویم: برای بعضی یه قهرمان و برای بعضی یه یاغی اما برای همه یه افسانه است
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
توپ،تانک،فشفشه این پست باید ویژه شه😃🥳والا من از الان این پست رو خودم ویژه اعلام میکنم تا ببینیم ممد تصمیمش چیه😂
وااااای بگردم مرسیییی
خداکنه عمو هم با شما موافق باشه🤭
ممد مجبوره موافقت کنه وقتی کاربری به این خوبی و خوشگلی تو سایتش داره چرا پستشو ویژه نکنه😊😉
لطفت نگاهته زیبا🤭
کاربرایی مثل تو تستچی رو به همچین جای خوبی تبدیل میکنن همینطوری با قدرت ادامه بده قشنگم که تو گل سرسبد تستچی هستی🥰☺☺
خدا بگردم دور مهربونیت و حس خوبت
لطفت زیاده 💓
قربونت برم مهربونی رو باید از تو یاد گرفت خوبی از خودته🙃🙃
😭💓🤭
شما کاربرا از شدت زیبایی این پست و کاربرش قلبتون به تپش نمیوفته؟🥲😭🥺
دیگه جدی دارم شرمنده میشم ممنونم
خوبی خودت رو میرسونه
نه ویولتا این چه حرفیه تو لیاقتت بیشتر هم هست😘😚😊
💓🙏
💞💓
بهبه خیلی زحمت کشیدییی واقعا عالی بودددد
خیلی ممنونممم
برای بعضی یه قهرمان و برای بعضی یه یاغی اما برای همه یه افسانه است
قشنگترین جمله ای که امروز شنیدم:
نظر لطفته ممنونم
ویژه ویژه ویژه
💓🤭
زیبا بود
مرسیی
عالی بود
مرسیی
خواهش میکنم
@پست اخرم
عررر ذوقق ممنون جدی تائید شماها خیلی ارزشمنده
______
ارزشمند قلم شماست
🤭😭بوس بهت دختر مرسی
ترین واقعه تاریخ بشریت به لیست ★ افزوده شد.
توسط نیک
سپاس نیکی
بزرگترین واقعه تاریخ بشریت به لیست زیبا و کمیاب؛ افزوده شد.
توسط ʀʏᴏ ꜱᴀᴋᴏ
مرسییی
بزرگترین واقعه تاریخ بشریت به لیست چرا تا حالا ندیدیشون؟=) افزوده شد.
توسط مریم
مرسییی ماری