من نمیتوانم او را ببخشم. همین که عذرخواهی کند، می گویم:"هرگز نمی توانم فراموش کنم حرف هایت را. آن حرف هایی که اعماق وجودم را سوزاند. یادت هست که گفتی من فقط مانعت هستم؟ یادت هست که گفتی من هم فرقی با دشمنانت ندارم؟ اصلا می دانی چه کردی؟ آن موقع که به تو نیاز داشتم کجا بودی؟ آن موقع که ضربه می خوردم کجا بودی؟ می دانی با حرف هایت چه بلایی سرم آوردی؟ هان؟
باعث شدی با خودم عهد ببندم که به هیچکس اعتماد نکنم. می دانی بعد از تو سوگند خوردم که به کسی احساس پیدا نکنم؟ به عهد هایم پایدار بودم تا دوستانم را دیدم. دوستان جدیدم. دوستان حقیقی ام. فهمیدم همه مثل تو نیستند. همه رفیق نیمه راه نیستند. به عهد هایم پایدار بودم تا با آنها آشنا شدم. شناختمشان.
فهمیدم که نه! ظاهرا من اشتباه کرده ام... نه! تو اشتباه کردی... تو اشتباه بودی... از همان اول اشتباه بودی. لعنت بر تو که اینطور با احساسم بازی کردی! ببخشم؟ نه نمی توانم ببخشم. خیلی تلاش کردم...خیلی فکر کردم... تمام مدت فکر می کردم مشکل از من بوده است. فکر می کردم من اشتباه کرده ام...
تمام مدت خودخوری می کردم و به این فکر می کردم که گناهم چه بوده. تمام این مدت اشتباهات زندگی ام را می شماردم. دوستان واقعی ام به من فهماندند که من سالمم. من مشکلی ندارم. من هیچ اشتباهی نکرده ام. حداقل نه در این مورد! آنها به من فهماندند که اشتباه از جای دیگر است. اشتباه از تو است. از همان اول اشتباه از تو بوده...
فووووق العاده بووود حس کردم از روی خودم نوشتیش دقیقا تک تک چیزایی که نوشته بودیو تجربه کردم و حالا نه تنها نمیبخشم از اون ادم متنفرم
نویسنده خوبی هستی،مایل به فرند؟؟
مرسی عزیزم
من خودم هیچ کدوم از چیزایی که نوشتم تجربه نکردم ولی تو رمانم ازشون استفاده کردم
البته چرا که نه🩷
💗💗💗
عالییییی بود مایل به دوستی؟
مرسی
آره حتما😊
مرسییی
پارت دو لطفااااا🛐🛐🛐🛐
باشه چشم حتما
وای زیادی زیبا بود
پارت دوووو
چشم حتما
منتظرممم
و تو بازخواهی گشت، و در خانه را به صدا درخواهی آورد
اما این بار ...کسی که در را باز نمیکند و بیاحساس به صدای گریه ات گوش میسپارد، منم!
🥲
راستی نگفتین پارت بعدی هم بزارم؟
میبخشم...اما فراموش نمیکنم...
آره دقیقا
عالی بووود🎀🎀🎀
عالی
قشنگ بود ! آفرین.