9 اسلاید توسط: 𝑨𝒚𝒌𝒐☆ انتشار: 1 ماه پیش 324 مشاهده گزارش ذخیره افزودن به لیست


اشتراک گذاری

توجه!

محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.

  • جهت اطلاع از قوانین و شرایط استفاده از سایت تستچی اینجا را ببینید.
  • اگر محتوای این صفحه را نامناسب یا مغایر با قوانین کشور تلقی می نمایید می توانید آن را گزارش کنید.

سایر تست های سازنده

نظرات بازدیدکنندگان (22)
  • خواب دیدم یوتوبر شدم. تو خوابم داشتم استریم ماینکرافت میذاشتم که زیر وام خالی شد، افتادم و از خواب پریدم 😐😐😂

  • کارای دارکعلی زیادی کردین. مطمئنم 😂🤣🌚

  • imageپین نظرسنجی آخر
    تو ماه منی آسا🌙

    سایرن*

  • imageپین نظرسنجی آخر
    تو ماه منی آسا🌙

    خب منم بزار

  • imageپین نظرسنجی آخر
    تو ماه منی آسا🌙

    منم گفتهههه بودممممم

    • به خاطر یه سری دلایل یا به خاطر اینکه ناظر ایراد گرفته بعضیا رو حذف کردم شرمنده

  • خواهان پارت دو

    من خواب دیده بودم یکی از رفیق خفنام با یه استایل گنگ رو لبه بالاپشت بوم یه خونه ای که فقط اطرافش چمن بود و هیچ چیزی اون اطراف نبود نشسته
    ماچا تو دستش هدفون تو گوش و لبخونی میکرد با آهنگه

    من ازون طرف با لباس دلقک داد زدم (اسمش) و دوییدم ازون بالاپشت بوم افتادم
    یک دفعه دیگه و یک بار دیگه
    یهو بیدار شدم دیدم هی از رو تختم میفتم پایین هی میام بالا باز میفتم و میام بالا

  • imageوا☆Neji گورباح
    ☆~نجی داره گیم میزنه🌬

    حاجی میشه منم باشم؟
    خواب دیدم تو انیمه ناروتو ام ناروتو و ساسکه و لی و نجی و گارا و شیکامارو دارن منو لگد میزدن بعد من محکم زدمشون رفتم دهکده رسیدم دهکده لیوای رو دیدم بعد تایتان مهاجم منو خورد بعد من تایتان شدم و زیک رو خوردم و لیوای شکست عشقی خورد و منو زد بعد فرار کردم بعد به گوجو گفتم کمک کن اونم گفت یو آی مو بعد فهمیدم فئودور و سوکونا منو اتیش زدن و از آپارتمان بلند منو پرت کردن💔🤡

  • میشه منم باشم؟ :
    داشتم‌ازدست‌یه‌تایتان‌که‌شکل‌ربات‌بودفرارمیکردم.همینطوری یهویی‌دیدم‌توی‌یه‌غارم.یه‌دفعه‌همه‌جاپیکسلی‌مانند‌شدومنم‌شروع کردم‌به‌کندن‌زمین‌و‌رسیدم‌به‌خونمون.بعددیدم‌گرفتم‌با میکاسارو تخت‌مسابقه‌مچ‌اندازی‌میدم.همه‌چیزعجیب‌بودکه‌یهوتانجیروداد زد:آرمینوقایم‌کنیدشیگاراکی‌داره‌میاد‌ببرتش!منم‌پروازکردم‌رفتم‌تو‌آسمون‌و آسمونم‌یه‌جوری‌بودکه‌سمت‌راستم‌خورشیدوسمت‌چپم‌ماه بود.شیگاراکی‌زنگ‌خونمون‌روزد،منم‌رفتم‌درو‌بازکردم‌وبهش‌سلام دادم.بعدسرموکردم‌تو‌یخچال‌وبیدارشدم.

  • ꪀꪱᝯꫀ⭐👍

  • هرکی برای خودش رفت اما هردو رفتیم یه ساختمون کوهی و اونجا یواشکی دنبال هم گشتیم و یکم حرف زدیم در حد حال و احوال و وقتی رفتم بالای کوه هم کلاسیمو با لباس کونگ فو دیدم و بهم کمک کرد که یه لیوان سفالی که قبلا خودم‌درست مرده بودم رو از توی چاه در بیاریم و همین دیگه😁
    واقعا خوابام دارن تبدیل میشن به کیدراما🤣

برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید.