یه داستانه...🌠🪐🤖👩🏻🚀
تو را من چشم در راهم - آهای صبر کن ، چشام تو راه جامونده
ـاه تو هم که همش قطعه هایت جامی ماند یه چسب دو قلو بگیر😒 -باید تعمیرم کنی با چسب که نمی شود اگر کمی وقت بگذاری مثل یه روبات نو برات کار می کنم🥺 -وسط به دشت چه جوری تعمیرت کنم با شاخه آندار یاد میوه ای تازیا که نمی شه A3 تعمیر کرد صبر کن یه پایگاه برسی کامل تعریف می کنم😕 - اصلا تقصیر کی بود وقت این سیاره ی غیرمسکونی سقوط کردیم ؟
دو هفته از وقتی که تورا با روباتش A3 در سیاره ای جی ایم چهار سقوط کرده سیاری ای جی ام چهار یک سیارهای غیر مسکونی هست و فقط یک پایگاه تحقیقاتی در آن وجود دارد تورا و A3 تلاش می کنند به پایگاها برسند البته رسیدن به پایگاه کار آسمانی نیست
روز اول تو را افتاد داخل یک باتلاق و تمام لباس هاش کثیف و خراب شد. واز روز دوم به دلیل ترکیبات شیمیایی خاک A3 خراب شد و مدام باید توی مسیر برمی گشتند تا قطعه های افتاده ی A3را پیدا می کردند روز سوم هم که مسیر یاب خراب شد و دو روز از مسیر اشتباه رفتن
و حالا بعد از کلی مصیبت و دوازده روز و پنج ساعت و سی و دو دقیقه به منطقه ی تحقیقاتی رسیدن و تا پایگاه تنها ۳ کیلومتر راه بود A3 : من خسته شدم! تورا: تو رباتی چه جوری خسته شدی؟! A3: خودت تنظیم ام کردی تا روابط بین انسان هارو شبیه سازی کن و به نظرت این جوری جالب تره😁 تورا با لبخند شیطنت آمیزی گفت حالا مثل بچه ی آدم راه بیا چون من هم گشنه ام هم خسته و هم کثیف!😤
فردای آن روز تورا دوش گرفته و با لباس تمیز روی تخت دراز کشیده بود و A3 خودش رو به منبع برق اتاق وصل کرده بود تا شارژ شه A3: یادت نرفته که تعمیرم کنی تورا؟ آهاییی🤕 تورا: خااااااهوووووو خاااهوووو.😴
پایگاه تحقیقاتی G سیاره ی mg14
جالب بوددد
بی نظیر بود
عالی، بیست👌
عالیییی بود
فرصت؟