یه روز صبح بیدار میشی، نه صدای دریا هست، نه بوی کباب، نه صدای خندههای بیدغدغهی شبنشینیها… تقویم یهدفعه شده «شنبه». و توی سرت صدایی میپیچه: «نـــه، این نمیتونه واقعی باشه... یعنی دوباره برگشتم به زندگی عادی؟!» این حس بیحوصلهگی، بیانگیزگی، و دلتنگی عجیبی که با برگشت از تعطیلات میاد، یه اسم داره: افسردگی بعد از تعطیلات. و باور کن، تو تنها نیستی!
افسردگی بعد از تعطیلات یعنی چی؟ افسردگی بعد از تعطیلات (Post-Holiday Blues یا Post-Vacation Syndrome)، یه حالت روانیه که بعد از تمومشدن تعطیلات، سفر یا یه تجربه شاد و هیجانانگیز، بهسراغ آدم میاد. علائمش ممکنه شامل اینا باشه: احساس بیحوصلگی و دلمردگی اضطراب و بیقراری بیمیلی نسبت به کار، درس یا حتی آدمها دلتنگی برای لحظات خوش گذشته مشکل در تمرکز و بیخوابی یا خواب زیاد این حس یه جور «سندروم بازگشت»ه. مثل برگشت از یه دنیای رنگی به یه اتاق خاکستری. ذهن، تا بخواد دوباره خودش رو تطبیق بده، یهکم زمان میخواد.
چرا این اتفاق میافته؟ دلایل علمی و روانشناختی: ۱. مقایسه ناخودآگاه مغز ما خودش رو از مقایسهکردن نمیندازه. تعطیلات رو که با لحظات جذاب و رهاییبخش پر شده، با کارهای روزمره و روتین خاکستری مقایسه میکنه. نتیجه؟ مغز میگه: «خب معلومه دیگه! الان حس بد داری چون اونجا خیلی بهتر بود!»
۲. افت ناگهانی دوپامین در تعطیلات، مغز پر میشه از دوپامین: هورمون لذت و پاداش. حالا یکدفعه همهچی تموم میشه؛ سفر، خوراکیهای خوشمزه، شبنشینیها، کشفهای جدید... بدون هشدار قبلی، مغز دچار یه افت شدید در سطح دوپامین میشه. انگار یکی برق شادی رو قطع کرده باشه.
۳. بازگشت ناگهانی به فشارها و انتظارات قبل تعطیلات، ذهنت پر بود از «بذار تعطیلات بیاد، بعدش فلان کار رو میکنم...». حالا برگشتی، و همهی اون قولها و کارهای عقبمونده، با فشار چند برابر ریخته سرت. تو هنوز دلت توی ساحله، ولی مغزت توی «جلسه کاری» یا «صفحهی اول جزوه» گیر کرده.
۴. واقعیت بهشدت بیرنگ میشه در تعطیلات، «اکتشاف» داری؛ آدمهای جدید، مکانهای تازه، طعمهای متفاوت. ولی واقعیت زندگی روزمره معمولاً ثابته. هیچ تغییر چشمگیری نداره، و برای ذهنی که تازه از سفر برگشته، این ثبات گاهی شبیه قفس میشه.
راهکارهایی برای عبور از این حال و هوا : چیکار میتونیم بکنیم؟ ۱. به خودت فرصت بده نگو: «چرا من انقدر بیحال شدم؟ باید الان با انرژی برگردم!» نه عزیز دلم. ذهن و بدن به زمان نیاز دارن تا تطبیق پیدا کنن. بذار یکیدو روز بگذره. با خودت مهربون باش. ۲. بازگشت تدریجی داشته باش یهدفعه خودتو پرت نکن وسط همهی مسئولیتها. کارهای سنگین رو بهتدریج شروع کن. حتی اگر امکانش هست، یه روز اول رو فقط به نظم دادن به محیط کارت اختصاص بده، نه وظایف سنگین.
۳. از خاطراتت انرژی بگیر، نه حسرت عکسهای سفر رو ببین، ولی با لبخند، نه آه. خاطراتت رو بنویس. یه آلبوم کوچیک بساز، یا چندتا عکس خوبو بذار گوشهی میز کارت. به خودت یادآوری کن: «این لحظههای خوب تموم نشدن. یه جای دیگه، یه وقت دیگه، دوباره ساخته میشن.» ۴. یه هدف کوچیک برای هفته اول بذار مثلاً: «این هفته، هر روز ۱۰ صفحه کتاب بخونم» «یه دستور جدید غذایی رو امتحان کنم» «۳ روز پیادهروی کنم» هدفای کوچیک قابل انجام، مثل نردبونن برای بالا رفتن از چاه حال بد.
۵. توی روتین، یه دلخوشی بکار حتماً لازم نیست بزرگ باشه. یه چای با دارچین دمکشیده، یه دفترچه برای نوشتن حالوهوای روز، چند دقیقه موسیقی دلخواه، یا حتی یه پادکست بامزه برای مسیر برگشت از کار. ۶. بدن رو دریاب، مغز خودش پشتبندش میاد ورزش سبک، تغذیه متعادل، خواب کافی و هوای تازه، بیشتر از اون چیزی که فکر میکنی روی خلقوخو اثر میذارن.همونقدر که مغز درگیر خاطرات قشنگه، بدن نیاز داره دوباره به تعادل برگرده.
۷. دوباره تعطیلات رو در افق بذار ذهن ما از داشتن "چیزی برای انتظار" انرژی میگیره. یه روز تفریح برای آخر هفته بچین. حتی اگر یه عصر سادهی کافهرفتن با دوسته، برنامهریزی براش میتونه ذوقت رو برگردونه.
یادت باش : برگشتن به واقعیت همیشه آسون نیست. ولی ... اونی که از تخت دل میکَنه، خودش دوباره از جا پا میشه، خیلی قویتر از کسیه که فقط بلده بخوابه. اگه حالت بده؟ اشکالی نداره. امروز استراحت کن. ولی فردا، با یه چای تلخ و یه تصمیم شیرین، برگرد وسط بازی.
تبریک!
افسردگی بعد تعطیلات ویژه شد و 200 امتیاز به شما تعلق گرفت.
خیلی خوب بود مطلب جالب و انگیزشی بود ممنون🙏🏻این الماس واسه شما💎
خیلی عذر میخوام,
بیوی من (بررسی)
4 اسلاید صحیح/غلط 0 مشاهده 0 لایک 0 نظر 15 ساعت پیش
ناظری که توی صف بررسیش هست میتونه بیزحمت منتشرش کنه؟
خیلی ممنون 3>
عالی بود مرسی خوشگله 🫰❤🔥