همسر من خیلی مریضه . هاد داره و باید عمل پیوند کبد انجام بده . وقتی دکترا داشتن ازش آزمایش میگرفتن ، فهمیدیم اون بارداره . گفتن باید س*ق*ط کنه . اما اون گوش نداد و گفت حتی اگه جونش هم از دست بده بچه رو می خواد . همسرم خیلی سرسخته . خیلی سعی کردم نظرش رو عوض کنم ، اما اون گوش نمیداد . خیلی سعی کردیم یه اهدا کننده پیدا کنیم ، اما حالش روز به روز بدتر شد . تا اونجایی که میتونستم پول قرض کردم ، اما کافی نبود . واقعا نا امید شده بودم ، تا اینکه چند تا از مشتری های قدیمیم از وضعم با خبر شدن و خواستن کمک کنن ، منم ازشون پول قرض کردم . اما همه فکر کردن رشوه گرفتم ، برای همین از شغلم اخراج شدم ، شغلی که تمام عمرم رو براش گذاشته بودم . و این بازی آخرین امیدم بود .
هعی عجب زندگی ای دارم من بدبخ
اوخدا چقدر گناه داشتم😭🥺
پستت عالییی بود.مرسی
هر دوتاش رو بزاررر
جمع دو صفر یکا جمع هست حلا گلیلیلیلیلیلیلیل
:)))
آیییی زندگی بچممممم
واییییییییییی
اوخدااا
:)
ولی من ازش بیشتر وایب ضد قهرمان میگرم ازش تا یه شخصیت منفی
عالیییی بوددد
فیلم نامه ی اصلی اسکویید گیم 3 رو بذارررر
حتما!
چرا افثورده ای گوبونت بشم ؟
از مرگ خودم😞
عهوا
اشکال نداره برو یقه ی کارگردانو بگیر
به عزراییل میگم بیارتش پیش مننن
ااووولللیییی رو بزار