
سلام به همهگی من اومدم با پارت ۴ امیدوارم خوشتون بیاد لایک و نظر نشه فراموش
از زبان آدرین:رفتم خودم رو تو آینه دیدم موهام سیخ شده بود رفته بود بالا و زیر چشم هام سیاه و کلا ژولیپولی بودم گفتم پلگ کاذه تو هست؟؟؟ گفت نااا😂😂😂😂یعنی آره😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂 گفتم:به خدا...با مرینت تماس تصویری گرفتم اول گوشی از دستش افتاد گفت آدرین!!!این چه قیافهایه ترسوندیم!!!گفتم رو میز التحریرم خوابم برده بود و پلگ هم اینجوریم کرد گفت اههههه😑گفتم یه لحظه من هم دوربین و هم صدامو قطع میکنم گفت لباشه تو اونموقعه رفتم موهامو درست کردم و صورتمو شسم و دوربینو باز کردم و گفتم خوب شدم گفت ها؟؟ گفتم خوبب شدمم؟ گفت هاااا گفتم خوبببببببب شدمممممم گفت بابا میکروفونتو روشن کن منم گفتم آهااا و روشن کردم بعد گفتم خوب شدم گفت بهتر شدی بعد پلگ اومدبیرون و گفت:کممبر بده آدربن ضعف کردم بعد گفتم مرینت یه لحظه و رفتم به به پلگ کممبر دادم گفت مرینت چی شد؟ گفتم پلگ کممبر خواست😑گفت آها

(دقت کنین الان مادر مرینت رو زنده کردن و...(قسمتهای دیگه میفهمین دیگه))۵ سال بعد از زبان آدرین:مرینت شده بود طراح لباس های من و دیگه پدرم نقشه هارو میکشید و مرینت میدوخت اونقدر اینکارو کرده بود که دیگه فرز شده بود و همینطور مارو به یه مراسم مدلینگ دعوت کرده بودن به تو چین (از اونجایی که آدرین چینی بلد بود اونو دعوت کردن)لباس مرینت یه پیرن بلند صورتی با گل های صورتی که وسطش نوشته بود M پوشیده بود به موهای گوجه ای واقعا خوشگل شده بود و من هم به یه کت چرمی سیاه با یه کلای پر دار که مرینت درست کرده بود و از جنس چرم بود و یه شلوار تقریبا چسبون چرمی فردا پرواز داشتیم فردا: من مهمون ویژه بودم و اجازه دادن من برم تو قسمت ویژه ولی مرینت نه من گفتم ببخشید ولی مرینت دوپن چنگ طراح لباس های منه و فکر کنم بتونه بیاد تو قسمت ویژه مهماندار گفت همون مربنت دوپن چنگ طراح!!! ای وای یادم رفته بود بفرمایید خانم منم گفتم ممنون و رفتیم رو جلوترین صندلی دونفره نشستیم
(بگم بهتون تو شهر شانگهای چین رفتن)رفتیم یه هتل رزرو کردیم که من تو گوگل مپ در موردش دیدم و همه گفتن عالیه و ۵ ستاره هست رفتیم رفتیم تو یه اتاق ۲ نفره بزرگ تو طبقه پایین هتل یه استخر رو باز و یه ایتخر رو بسته بود ما استخر رو بسته رو انتخاب کردیم و افزایش قدرت دادیم اونجا مخضوص آدم ها مشعور بود و ما میتونستیم در رو قفل کنیم وقتی افزایش قدرت دادیم (از قدرت دریایی بودن استفاده کردن)و شیرجه زدیم تو آب خیلی حال میداد چون میتونستیم نفس بکشیمو مثل پری ریایی باشیم تقریبا ۳ ساعت شنا کردیم آخراش لیدیباگ حواسش نبود و گفت لاکی چار تو حرفاش و فعال شد تخته موج سواری داد منم گفتم مگه ما ابر شرور دیدیم که اینو فعال کردی؟ گفت حواسم نبود گفتم لاکی چارم گفتم حالا بریم موج یواری تو حالت ابر قهرمانیی؟گفت(/_\)
باشه و رفتیم تو ساحل مردم وقتی مارو دیدن تعجب کردن (هنوز تو حالت دریایی بودیم مرینت دوباره افزایش قدرت داد)و اومدن ازمون امضا بگیرن وقتی فهمیدیم چقدر آدم اومد هردومون گفتیم:الفرار😲و سریع دویدیم تو آب از بیرون آب صدا شنیدیم که میگفت یکی خفه نمیشن اومدیم بالا و گفتیم ما هم مثل شما آدمیم با اینکه مشهوریم ولی حداقل اجازه داریم که تفریح کنیم و اینکه نه خفه نمیشیم ما افزایش قدرت دادیم و میتونیم الان زیر آب نفس بکشیم میتونیم زیر آب هم حرف بزنیم از زبان لیدیباگ آدرین داشت سخنرانی میکرد منم یویوم رو دوربینشو فعال کردم تا بهشون نشون بدیم هم میتونیم حرف بزنیم و هم نفس بکشیم شیرجه زدیم تو آب و فیلم گرفتیم من چند کلمهای صحبت کردم همینطور کتنوار و بعد ۱۰ دقیقه اومدیم بیرون و فیلم رو نشون دادیم شوکه شدن و گفتن قدرت معجزه آسا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ما تعجب کردیم چون گفتن قدرت معجزه آسا ما گفتیم چرا اینو کفتین یکی گفت چون قبیله معجزه گر ها چو شانگهای هست و مهم ترینش گم شده ما گفتیم گف نشده الان لیدیباگ محافظ جعبس البته اون جعبه گفتن خداااااااااااااااااااااااااااااااا روووووووووووووووو شکررررررررررررررررررررر گم نشده چون قبلا ما مقصر بودیم الان باید به قبیله بر گرده ولی من ناراحت شدم کتنوار گفت ولی فکر کنم یادتون رفته که اگه محافظ به یکی دیگه سپرده بشه حافظه اون تو مدت محافظ بودن پاک میشه که یکدفعه دیدم لیدیباگ افزایش قدرت داد به کفشدوزک کهکشانی و رفت تو آسمون به نظر ناراحت میومد منم افزایش قدرت دادم ورفتم پیشش لیدی گفت من نمیخوام که حافظم پاک بشه منم گفتم...

خوب اینم از پایان داستان خدانگهدار لایک نظر فالو نشه فراموش
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالیه🙂♥️