اکوان دیو
در زمان کیخسرو جانوری پدید میآید و خود را به شکل گورخری زرد رنگ که خطی سیاه از یال تا دم بر تن دارد در میآورد و به گله اسبان شاه حمله می کند و اسبان وی را از پای در میآورد
کیخسرو پی می برد که این جانور گورخر نمیتواند باشد زیرا گورخر از اسب زورمندتر نیست. آنجا او میفهمد که این جانور همان اکوان دیو است که در هیبت گور در آمدهاست
اکوانِ دیو در شاهنامه به هیئت گورخر وحشی، گلههای اسب کیخسرو را آسیب میرساند. رستم در نبرد با این دیو، هر بار که سوار بر رخش، به او یورش میبرد، دیو ناپدید میشد. در این نبرد رستم، خسته در کنار چشمه ای به خواب میرود و در آن زمان اکوان به او میتازد و او را با زمین اطرافش بلند کرده و به هوا می برد و به رستم میگوید که او را به دریا افکند یا به کوهستان؟، رستم چون میداند که کار دیو واژگونه (برعکس) است، کوه را انتخاب میکند و «چون به آب افکنده میشود» با شنا خود را نجات میدهد. بعد از آن دیو را یافته با او رو به رو میشود و برای شکست او نام خدا را بر زبان میآورد تا دیو جادو به کار نبندد و سر دیو را میبرد
برخی پژوهشگران ریشه داستان اکوان دیو را بر گرفته از گردباد دریایی میدانند که به ناگهان از دریا سربرکشیده کشتیها را منهدم ساخته و به فاصله دور پرتاب میکردهاست. این پدیده در دریای هند و دریای چین در فصل توفان موسمی و همچنین در سواحل فلوریدا و کوبا و غرب استرالیا رخ میدهد
زیبا
مث تو🌹🧚🏻♀🤍
💙💙