1 سال پیش 6 اسلاید 1,496 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی سرگرمی

نظرات بازدیدکنندگان (23)
  • سلام به های بای وفادارم و مثل بعضی ها چس کلاس نمی ذارم سلام خدافظ
    دعوایی نیستم بچه بی شیله پیله و بی حاشیه ی کلاسم کاری به کسی ندارم راه خودمو میرم با همه هم دوستم و میگم می خندم

  • ما مشاور پایمون دیوونس رسما یکی از یچه هامون که اونم تو تستچیه خیلی اون مشاورمون دوسش داره داشت با دوتا از بچه ها دیوونه بازی درمیاورد و دنبال یکی از بچه ها میرفت و می زدش بعد سر کلاس هی میگفت فلانی به من آب پرت میکرد من مجبور شدم بزنمش😂 بعد ما مسابقات بین المللی پرتاب آب ساختیم و کلا پارتی های زنگ تفریحمون خصوصا وقتی فهمیدیم فرداش تعطیله و وقتی ازمونای ترم اولمون تموم شد

  • تو جایی که من تحصیل میکنم همیشه اکیپ xxtx با اکیپ xxfx (اکیپ 44 نفره من) در جن/گ و ستیزه
    البته ما که کاری نداریم اونا اینکارا رو میکنن
    در کل عاقبت مدارس سیستم mbti محور:

  • خب جریان قلیون کشیدن مدیر و پاسور بازی کردن با دبیر و مافیا و سر رسیدن بازرس رو قبلا گفتم🗿💔😂
    بزار اینو بگم:
    یه بار خیلی رندم رفتم دفتر که بگم میخام برم خونه(مثل 🐕داشتم خون بالا میاوردم) و مدیر یه لیست و یه دسته کارت بهم داد و منم گرفتم که فقط برم خونه🗿🤲🏻📿
    بعد اومدم حالم که خوب شد یه نگاه انداختم دیدم این لیست بچه هاییه که نماز خوندن و من باید کارت ها رو برش بزنم و اسم و تاریخ و کلاس بزنم ببرم بدم بهش😑💔
    کارشون انجام دادم و حالا دو ساله از دستش آرامش ندارم هی هر هفته یه دسته جدید میده⚰️

  • یه بار ویط زنگ دینی یکی از بچه ها یه چک زد منم سه تا محکم تر بهش زدم یبار هم با یکی از دوستام جنگ دوغی کردیم
    خیلی حال داد

  • بغل دستیم که تازه باهاش صمیمی شده بودم که دیگه الان اسمشم نمیگم چون دوستم نیست گیر داده بود که تو از من تقلب کری و این چرا از من تقلب کرده من ریلکس بودم تا انقدر اذیتم کردن که گریه افتادم رفتم بیرون خانم که اومد منم اومدم از خانم پرسدیدیم گفت تقلب نکرده و از دینا بخاطر متهم کردن یه دختر بی گناه نمره کم کرد بعد چند ساعت یادم اومد دیروز خانم بهم دسبند جایزه داده بود و دینا ازم می خواستش تا با یکی از دستبنداش عوض کنهع بهم بده بهش ندادم باهام لج شده

    • گفتی اسمشو نمیگی ولی تهش گفتی دینا😂💔🌚

    • 🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️

    • من بودم دستبندو میدادمممممم😂😂😂😂

  • واکنش من که تاریخچه مدرسه انقدر دارکه که نگو( قتل)

  • سر پریز

  • شاید معینی پور از پچ پچ جلو بزنه
    ولی تاینی و های بای>>>>>>>>>>

  • تو مسابقه والیبال دعوای هشتم(خودمون) و نهم سر اینکه کی طبل بزنه😐🙄

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.