تو خوش بویی..
مثل جو گل فروشی؛ مثل بوی بازار ادویه جات و خشکبار؛ مثل بوی آتش در قلب یک جنگل تاریک، مرطوب و آکنده از سرما؛
مثل بوی یک لیوان قهوه داغ؛ مثل بوی گرانترین عطرها؛ مثل بوی عود مثل بوی دل انگیز دریا؛ مثل بوی خاک باران خورده؛ مثل بوی...
تو دل انگیزی...
مثل تماشای ماه نقره ای در دل آسمان سیه پوش؛ مثل قدم زدن در شبی پاییزی، همگام با موسیقی باران و خش خش برگ های رنگ رنگ؛ مثل فرو رفتن به خواب در ماشین، با گوش فرا دادن به لالایی ضربات باران به شیشه؛
مثل گرم کردن دستانی سرخ از سرما روی آتش بعد از یک شب سرد؛ مثل یک موسیقی آرامش بخش، عطر عود جاری در فضای و اتاق و یک جلد رمان؛ مثل...
تو زیبایی..
مثل برق طلایی خورشید در آسمان نیلی؛ مثل مهتاب ماه نقره ای؛ مثل جنگلی منظر با سقفی از درختان سر به فلک کشیده و فرشی لطیف از جنس از چمن سبز؛
مثل جزر و مد پی در پی آبی دریا؛ مثل طنین رعد و برق، ترانه باران؛ مثل زیباترین نقاشی های جاری بر چهره بوم؛
مثل باغی معطر، لبریز از گل های رنگ به رنگ؛ مثل بارش برف جامه سپید زمستان؛مثل حس شادی، آرامش، عشق..؛ مثل...
ماه من! نمیدانم چگونه عطر تن تو را، گرمی دستان و آغوش تو را، موسیقی خنده تو را، چشمان پرفروغ تو را، قلب پرمهرت را و... خلاصه بگویم؛ زیبایی تو را، با چه واژه ای بر زبان بیاورم و با چه چیز در این دنیا مقایسه نمایم. فقط بهترین حس ها و چیزهای دنیا را به قلم آوردم؛ اما از من دلگیر مشو. میدانم که هیچ چیز زیبایی تاب مقابله با زیبایی تو را ندارد