دلم براش خیلی تنگ شده بود.... و نگران بودم.... تو خونه منتظر بودم نا نتیجه ی اینکه چه بلایی سرش میاد معلوم بشه.... مدام خودم رو سرزتش میکردم...... کاشکی من به جاش میبودم
کاشکی وقتایی که نیاز به حمایت یک نفر دیگه میداشتی همراهت میبودم ...،، کاشکی به جای حسودی خستگی وصف ناپذیر چشمهایت را درک میکردم! یا اشک های زلالت را! اما با تمام وجود تو دقیقا لحظه ای که در خطر بودم بهم کمک کردی!
کاری که شاید من برات به خاطر حسود بودنم انجام نمیدادم! کاشکی میشد زمان رو برگردونم و سختی هات رو تحمل میکردم.... تو حتی به خاطر من از تلاشت دست برداشتی ! رویای تبدیل شدن به آیدل رو از دست دادی! و الان دیگه دیر شده........
تلفن یک دفعه زنگ میزنه و من برش میدارم با صدای گرفته میگم:بله؟ چه کسی اونجاست؟ _ساکورا اونجایی؟ چرا سر تمرینات نمییای ؟ کنسرتت یک ماه دیگست! _ساکورااا! کجایی منم ساکی ما نگرانتیم حالت خوب..... _دارم با ساکورا حرف میزنم چرا حواس..... دیدم که دارن بحث میکنن دخالت نکردم ولی قبل از اینکه بگم من اون نیستم با خودم گفتم چی میشه اگه میتونستم بجاش تلاش کنم؟ و شغلشون براش نگه دارم؟ از نظر ظاهری و صدا شبیه هم بودیم اما... _ساکورا پشت خطی؟ فردا برگرد استودیو باشه؟ _باشه،
با چه برنامه این اینطوریش میکنی؟
اصلا همچین چیزی به ذهنم نمی رسید.عالی بودددششش. تو عالی هستییی
Kaori مرسییی...... تو هم عالییی... عشقی😘😘😘😘
گیلیگیلی پارت دوشم اومددددد🎀
😅😅مرسی که نظارت کردی عجقم برای پارت بعد خواستی اطلاع میدم واقعا مرسی
زودددد بساز
فرصت؟🌹
عاالی بود
ملسیییی💗💗💗💗