5 سال پیش 6 اسلاید 62 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (11)
  • عالی

  • پارت بعد را گذاشتم

  • عالیییی بود
    برای کشف هویت زوده
    و من با حرف اقای T.Y.S موافقم برای چالش دوم

    • با تشکر

  • وبگویم که من داستان هایم را دوتایی میکنم همراه با این یه داستان دیگه هم مینویسم

  • عالی

  • راستی!اسمشون هم ناجی دختر(برای ادری) و شهر دار قاتل(برای شهر دار)باشه.
    دیگه بیشتر از این خلاقیت من جواب نمی ده. بیشتر ازش کار بکشم داغ می کنه.
    شما به بزرگواری تون ببخشید خانم_لاله_

  • داستان شما محشر بود.
    جواب چالش اول:«هنوز برای کشف هویت زوده.»
    جواب چالش دو:«ناتالی به طور مخفیانه به نامه به آدری و شهردار یه نامه بده و توی نامه نوشته باشه(دخترتون دست من هست.اگه می خواهید زنده بمونه باید تا ساعت چهار اعلام کنید که می خواهید. از شهردار بودن و طراح مد بودن دست بردارید.)(در حالی که کلویی توی اتاق آدرین و مشغول عشوه بازی هست)بعد به ساعت نگاه می کنند و می‌بینند که ساعت چهار و نیم است.بعد هم که از غصه ی مردن کلویی احساساتی می شوند و بقیه اش هم که کار گابریل آگرست هست.

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.