سلام دوستان من لاله هستم و یک تست جدید ساختم ودر تستم از قدرت هایی چون اب و باد و .... استفاده میکنم و از کارتن های بتمن و مورتال کمبد و کالاف و... استفاده میکنم و کشف هویت هم هست
سلام به همگی در این تست خود کاراکتر ها حرف میزنند و بگویم که اول بالا را بخون چون ربط داره ناتالی:تق تق ادرین:بفرمایید ناتالی:ادرین امروز پدرت گفته که نمیخواد به مدرسه بری باید بمونی خونه و پیانو تمرین بکنی ادرین:باشه ناتالی ممنون وقتی که ناتالی رفت خیلی ناراحت شدم و رفتم کمی پیانو زدم بعد گوشی رو روی ضبط گذاشتم و گفتم پلگ پنجه ها بیرون پلگ : ای بابا بزار پنیرمو بخورم نههههههههههههههه (شکمو)
تیکی:مرینت بلند شو مدرسه ات بازم دیر شد مرینت:اوه تیکه نههه بدو بزن بریم وقتی رسیدم مدرسه ادرین نبود از الیا پرسیدم ادرین کجاست الیا:سلامت کو دختر امروز باباش گفته بمونه خونه مرینت: تو از کجا میدونی الیا: به نینو پیام داده ولی برای تو خوبه حداقل یکم به صحبت معلم گوش میدی درس میفهمی و دیگه به ادرین نگاه نمیکنی که حواست پرت شه مرینت:بهتره منم امروز نباشم خداحافظ و بعد سریع از اونجا رفتم در راه رفتم یک گوشه و تبدیل شدم و وقتی اومدم بیرو دیدم کت نوار داره دنبال یک شرور میره منم رفتم دنبال اون شرور شرور رفت تو جنگل ماهم رفتیم اون تو و کت نوار وایستاد وبعد گفت کت نوار:بانوی من بعدا بهت میگم چی شده لیدیباگ: باشه بریم وبعد از اینکه اون شرور شکست دادیم به کت گفتم بگو چی شده کت:بیا بریم لیدی:رفتیم اونجایی که کت وایستاد.....
کت: اونجارو نگاه کن ابشاره رو لیدی:خب که چی کت:تاحالا کسی نیومده ناگه کن فقط رد پای من وتو هست بریم توش::: لیدی:بریم کت:اخ جووووووووون بریم وقتی که من ولیدی باگ رفتیم بین یک دوراهی قرار گرفتیم.............
شهردار: امروز روز خوبیه چون همسر عزیزم به پاریس میاد همه جارو تزیین کنین خدمت کار :چشم جناب شهر دار اوه بالا رو نگاه کنید اومدن همسرتون ادری بورزوا: اوه این فرشه چرا ابیه تو اخراجی (حرصمو در پیاره) شهردار: همسر عزیزم بزار دو دقیقه برسی حالا بیا داخل ببین خونه گابریل گابریل: ناتالی باید یک مهمونی بگیریم و توش شهردار و ادری رو شرور کنیم ناتالی: باشه قربان گابریل : حالا با قدرت پروانه و طاووس قوی ترم راستی تو به من قدرت قرمزم بده که قوی تر بشم ناتالی : باشه قربان
انچه خواهید دید: اوه نه این چه قدرته وای نه چقدر قوی هستن کت نوار نههههههههههههههههه
خب دوستان این پارت اول نظرات به ده برسه بعدی میزارم واز تعداد نظرات ده تا به بالا مثلا ۳۰ تا باشه ۲۰ صفحه میزارم هرچقدر باشه از ده تا به بالا ده یا پنج تا کمتر میزارم چالش : پارت بعدکشف هویت باشه یا عاشقانه چالش دو: ادری و شهردار چجوری شرور شوند
عالی
پارت بعد را گذاشتم
عالیییی بود
برای کشف هویت زوده
و من با حرف اقای T.Y.S موافقم برای چالش دوم
با تشکر
وبگویم که من داستان هایم را دوتایی میکنم همراه با این یه داستان دیگه هم مینویسم
عالی
راستی!اسمشون هم ناجی دختر(برای ادری) و شهر دار قاتل(برای شهر دار)باشه.
دیگه بیشتر از این خلاقیت من جواب نمی ده. بیشتر ازش کار بکشم داغ می کنه.
شما به بزرگواری تون ببخشید خانم_لاله_
سلام ممنون چشم حتما
دنبال هم شدی
داستان شما محشر بود.
جواب چالش اول:«هنوز برای کشف هویت زوده.»
جواب چالش دو:«ناتالی به طور مخفیانه به نامه به آدری و شهردار یه نامه بده و توی نامه نوشته باشه(دخترتون دست من هست.اگه می خواهید زنده بمونه باید تا ساعت چهار اعلام کنید که می خواهید. از شهردار بودن و طراح مد بودن دست بردارید.)(در حالی که کلویی توی اتاق آدرین و مشغول عشوه بازی هست)بعد به ساعت نگاه می کنند و میبینند که ساعت چهار و نیم است.بعد هم که از غصه ی مردن کلویی احساساتی می شوند و بقیه اش هم که کار گابریل آگرست هست.