
سلام گشنگا 🌸💚 اینم پارت دو این داستان بزنید بریم
هری:خب یعنی البوس الان کجاست؟ جینی:احتمالا همین الانا رفتن پس خیلی نمی تونن دور شده باشن هری: من به ران و هرماینی خبر می دم وقتی همه به خانه ویزلی ها رفتند: هرماینی: به رز نامه میدم شاید اون چیزی بدونه ران: هرماینی اگه میدونست تو این نامه کوفتی نوشته بود یکهو در باز باز میشود: دراکو: دیر رسیدیم؟ هری: نه خیلی دراکو :یعنی کجا رفتن؟ هری :هیچ کس نمیدونه دراکو :اصلا برای چی باید فرار کنن؟ از چی؟ هری با خود می اندیشد: فکر کنم البوس ناراحته که افتاده اسلیترین جینی: اخه مشکل اسلیترین چیه؟ دراکو: سوال منم همیشه بوده جینی به دراکو بی اعتنایی می کند و ادامه می دهد: اصلا چی تو مغزشون میگذره؟
هری ارام در گوش جینی زمزمه می کند: جینی به نظرت الان باید به بقیه قضیه خوابام رو بگم؟ جینی : نه اخه چه ربطی به این مسئله داره هری : شاید ربط داشته باشه جینی این زخم توسط یکی از شرور ترین ادمای زندگی نه تنها من بلکه تمام جادوگرای خوب دنیا درست شده و وقتی درد میگیره که ولدمورت اون بیرون باشه جینی به فکر فرو می رود: وای هری من نگرانم ران: شما دوتا دوساعته دارین چی میگین جینی از دهنش می پرد: هری دوباره داره خوابایی که به زخمش ربط داره رو می بینه هرماینی: چی؟!اصلا امکانش وجود نداره، مگه اون قضیه تموم نشد؟ جینی :چرا ولی هری وقتی درد داره یعنی... ولدمورت هنوز زنده است سکوتی بر جمعیت حاکم می شود.
دراکو: عاشق اینم تا اسم اونو می شنوین همه به من نگاه میکنین ببینین واکنشم چیه؟ آستوریا: دراکو کسی به تو نگاه نکرد هرماینی :اصلا یادمون رفت بچه ها رو جینی :آره یعنی حدس میزنن الان کجان؟ هری :ولی خب شاید به این قضیه هم ربط داشته باشه در همین حال: اسکورپیوس: آلبوس من میترسم بیا برگردیم البوس:آخه خودم یه صدایی شنیدم که صدام می کرد اسکورپیوس :آلبوس من هیچ صدایی نشنیدم حتما توهم زدی البوس :نمی شنیدی؟ اسممو میگفت اسکورپیوس: نه آلبوس می دونی که اینجا جنگل ممنوعه ست بیا برگردیم البوس :گوش کن!! داره میگه در همین حال : هری با صدایی دردناک می گوید: آی زخمم جینی :هری؟خوبی؟ هری:آره ولی دوباره داره درد می گیره
البوس :خب پیداش نمیکنم بیا بریم اسکورپیوس : خوبه خودت فهمیدی آن ها سرراه فیلچ سرایدار مدرسه را می بینند فیلچ: کجا بودین می دونستین پروفسور مک گونگال به خانواده هاتون نامه داده؟! البوس :ما..م ا... آلبوس یه صدایی شنید اومد ببینه چیه... آلبوس به اسکورپیوس تنه می زند تا ساکت شود فلیچ :که اینطور همراه من بیاین البوس:اسکورپیوس گند زدی اسکورپیوس : نمیدونستم اینجوری میشه فیلچ آن ها را از راهرو ها و پله ها می برد و اخر به یک کنجه که یک مجسمه ققنوس بود رسیدند. فیلچ زیر لب چیزی گفت و ققنوس چرخید و پله ها نمایان شد. از پله ها بالا رفتند و پروفسور مک گونگال مدیر مدرسه که در حال مطالعه بود را دیدند. آلبوس ته دلش لرزید. مک گونگال:شماها کجا بودین آلبوس تاحالا همچین قیافه نگران و خشمگینی از اساتید مدرسه ندیده بود. مک گونگال :میدونستین پدر و مادرتون دارن میان؟ البوس : پروفسور لطفا مک گونگال : تازه باید پروفسور اسلاگهورن هم با خبر کنم.... بفرمایین؟
هری: سلام مینروا... البوس کجا بودی؟ مک گونگال :من با شما هیچ حرفی ندارم دراکو: اسکورپیوس حالت خوبه؟؟ اسکورپیوس :ممنون پدر خوبم جینی: سلام آلبوس آلبوس به سمت مادرش می رود و کنار او می نشیند هری: جینی باید چی کار کنیم؟ بهش بگیم چیز عجیبی از ولدمورت می دونی یا نه؟ جینی :هری آلبوس برای چی از دستت ناراحته؟ هری :ناراحته؟ جینی :حتی نگاهتم نمی کنه هری :نمیدونم.... شاید برای این ناراحته که بهش گفتم تو ذهنت بگی گریفیندر کلاه می ندازتت گریفیندر شاید چون رفته اسلیترین فکر کرده دروغ گفتم جینی :مگه اینو بهش گفتی؟ قضیه خودتو یادت نیست؟! به زور افتادی گریفیندر هری :جینی نمیتونیم اونو از حقایق دور کنیم جینی :آلبوس یه دقیقه بیا اینجا، بگو عزیزم امروز چیز عجیبی ندیدی؟ البوس :مثلا چی؟ جینی :نمیدونم مثلا ماری،... ام نمیدونم چیزی بشنوی....یا البوس :چرا اتفاقا جینی و هری چشم در چشم می شوند
جینی با لرز میگوید : چی؟ البوس :یه صدایی که خودم می شنیدم اسممو صدا می زد هری: جینی یعنی میتونه صدای....؟ جینی :احتمالش هست مک گونگال: شما دوتا پسر باعث شدید از هردوتون 50 امتیاز ازاسلیترین کم کنم اسکورپیوس: یعنی 100 امتیاز کسر شد؟؟ مک گونگال : بله اقای مالفوی دراکو: اصلا برای چی رفته بودید بیرون از قلعه؟ البوس :به خاطر من آلبوس بعد این حرفش به پدرش نگاه می کند و ادامه می دهد: من یه صدایی شنیدم که همش می گفت آلبوس و بعد دنبالش کردیم و رسیدیم به جنگل ممنوعه رفتیم توی جنگل ولی عامل اون صدا رو پیدا نکردیم با اینکه اسکورپیوس ادعا می کرد صدا رو نشنیده و من توهم زدم داشتیم برمیگشتیم که یهو فیلچ جلومونو گرفت و گفت بریم دنبالش پس اینجا اومدیم هری مطمئن شد البوس می تواند حرف مارها را بفهمد! و بعد با وحشت به جینی نگاه کرد و همینطور جینی به هری صدایی همه را محو کرد نگاه ها در هم بود دراکو با وحشت گفت : ووولدددموورت
جینی : هری یعنی امکانش هستت همه به هری نگاه میکردند و هری هم به آنها انگار چیزی ته دل همه را گرفته بود جینی : آلبوس یعنی تووو درست شنیدی؟ هری ؛صبر کنین امکان نداره اون موجود وجود داشته باشه منن من خودممم کشتمش پسس یعنی چییی؟ جینی :هری تو میدونی که اون موجود عجیبیه پس امکانشو داره هرماینی میگوید: صدااا داره نزدیک میشه؟ آلبوس میگوید اره باید یه فکری کنیم هری به آرامی به آلبوس میگوید فقط تو میتونی شکست بدی البوس : چرا من؟ هری :چون تووو تو باید بکشی آلبوس میترسد و کمی عصبی میشود هری برای اینکه آرامش به بقیه بدهد میگوید:شاید توهم باشه چون هیچ کس صدایی نمیشنوه و فقط آلبوس میشنوه اما انگار همه میدانستند هری دارد الکی میگوید
البوس :اما بابا من با گوش خودم شنیدم من اشتباه نمیکنم توهم هم نزدم هری سعی میکند همه را آرام کند و بگوید که چیزی نیست آلبوس هری را به گوشه ای میبرد و از او میپرسد البوس : پدر تو واقعا صدا رو نمیشنوی؟ هری سعی میکند حرف آلبوس را بپیچاند اما آلبوس باهوش تر از این حرف ها بود که با حرف پدرش قانع شود هری :خب راستشو باید بهت بگم اما الان زوده ولی اره من صدارو میشنوم و برای اینکه به بقیه آرامش بدم و کسی رو نگران نکنم باید کاری کنیم که کسی این ماجرا رو نفهمه آلبوس تو باید شکستش بدی
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
فرصت؟
عالییی
HARRY POTTER AND THE CURSED CHILD💚 PART 2💚 به لیست 😍ورود ماگلا ممنوع😍 افزوده شد.
توسط Lily
مرسیییییی🌷
خواهش میکنم عشخمم
پارت بدههههه فسیل شدممم
عزیزم ببخشید الان تو ایام امتحاناته منو دوستام درگیریم بعد از امتحانات حتما میدم البته یه بخشیش نوشته شده شاید امروز هم بتونم 🙏🏻🥲
عالی بود پارت بعد پلیزز
مرسی حتما میزارم 🌸
متاشفانه ناظر ردش کرد 😣 نمیتونم بزارم
وای حیف... خیلی منتظر بودم آنجل عرررر
واقعا نمیدونم چرا هیچ چیز بدی هم نداشت😢
عررررر...