انیمیشن اموزنده لایک می کنی ؟؟
آقای «فِرِدریکسِن» پس از فوت همسرش تصمیم میگیرد رؤیایی را که هردو از زمان کودکی داشتند برآورده کند. او یک عالمه بادکنک هلیومی را به خانهاش میبندد و با آن به دل آسمان میزند تا سفری طولانی را آغاز کند.
او که در مغازه رشتهفروشی پدرش کار میکند، برای تماشای مراسم انتخاب «جنگجوی اژدها» به قصر میرود و در آنجا است که ... الباقی اسپویله :)
«جو» که در مدرسه به بچهها موسیقی یاد میدهد، آرزو دارد که روزی روی صحنه نوازندگی کند. چیزی به برآورده شدن این آرزو نمانده که ناگهان اتفاقی برایش میافتد. او وارد دنیای دیگری میشود و متوجه میشود که دارد میمیرد. جو سعی میکند روحش را به بدنش برگرداند و اینجا است که در آن دنیا با روح متولد نشدهای به اسم شماره ۲۲ آشنا میشود.
دختری به اسم «رایلی» بهخاطر شغل پدرش مجبور میشود به شهر دیگری برود. احساسات مختلف او، یعنی شادی، ترس، عصبانیت، تنفر و غم، هرکدامشان داخل ذهن او زندگی میکنند. رایلی با شهر جدید زیاد کنار نمیآید، ولی این احساس ها سعی میکنند به او کمک کنند
رنگو : این انیمیشن در مورد آفتابپرستی خانگی است که آوارهی شهری بیابانی شده و خیلی اتفاقی به نجاتدهندهی اهالی شهر تبدیل میشود.
کورالین از بیتوجهی پدرومادر خود خسته شده و راه به دنیایی پیدا میکند که در آنجا نسخهی بدل و البته رنگپریدهی هر شخصی که می شناسد را میبیند با این تفاوت که آنها بهجای چشمهای واقعی، یک جفت دکمهی سیاه روی صورتشان دارند.
عالیییی بود
از شدت تنهایی :)
پستت خیلی خوب بود♥️🫂
امیدوارم در آینده یکی از بهترین کاربر ها بشی☺️👍🏻
اگه میشه لطفا به پست های منم سر بزنید🙃🤍
بک هم میدم😉🤯
ادمین زیبارو پین؟☺️🫂
هم رو دیدم 🌝🌝
بزا ببینم... عکس پوسترت با هوش مصنوعی نه آخه شکلش خیلی بهش میخوره😂
😂😂😂😂😂
فرصت؟
بلی :)
:)