یه پرنسس قشنگ وزیبا توی دنیای عجیب
شبه وتوهم میخوای چراغاروخاموش کنی وبخوابی ولی یهو یه صدای عجیبی از توی کمدت میاد،میری سمتش که یکدفعه:
باهراتفاقی توباز درکمدوبازمیکنی اما هیچی نمیبینی،میای که بری روی تخت باز صدامیادولی ایندفعه درست پشت سرت،اهسته به پشت برمیگردی که مردی میبیبی باقدبلند وچشمای سبز وصورت گندمی وزیبا،میاد سمتت ومیگه:سلام پرنسس کاترین باید بامن برگردین به قصر،حاظری باهاش بری؟
توباهاش همراه میشی ومیبرتت تویه قصر بزرگ باادمای عحیب ولی مهربون،هرکی از راه میرسه بهت تعظیم میکنه،تا میرین سمت یه اتاقی،تادرشو بازمیکنن بایه:
اون فرد بهت میگه بروتووهروقت اماده شدی من بیرون اتاق منتظرتونم،توهم میری واول از همه:
یه سری خانم میان تو اتاقت تا تورو امادت کنن،اول میرن سراغ کمدت که یه لباس:
بعدش میرن سراغ کفشات:
بعدش میان پیشت تا موهاتو درست کنن،موهای تو:
بعدش تاج هاتو انتخاب میکنی کدومومیخوای روی سرت باشه؟(ازروی عکسی که بالاس بگو
خوب پرنسس خانم تو اماده شدی که بری پیش اون اقا،وقتی دروبازمیکنی اون فرد بادیدنت اول تعجب میکنه وبعد سرشومیندازه پایین بادستش بهت میگه که ازاین طرف میریم که همون موقع یه موجودگوگولی میبینی که اون موجود برای توعه،اون:
خلاصه بااون اقاهه میرین سمت یه مردکه ازظاهرش میفهمی اون یک شاهزادس ولی نه خاندان تو،اون خیلی جذاب باچشمایی گیرا به رنگ آبی،صورتی گردوقشنگ بابینی خوش فرم،موهایی که تاسرشونش بلنده وبایه تاج کوتاه ونقره ای،شنل قرمز روی دوشش وبایه لبخندزیبا میادسمتت که ببرت:
نتیجه تست:به به چقدر قشنگی شما
متشکرم 😊💖
تستت عالی بود💎🌌
تا حدودی☺
ناراحت نشیا ولی مسخره بود
اره اگه بتونم تنها برم اسب سواری یا هر جای دیگه