سلام دوستان🙋♀️امیدوارم از این تست خوشتون بیاد🥰
امروز تعطیل بود، یکم خوابیده بودم ولی زمان خیلی از دستم در رفت و وای تا ظهر خوابیده بودم🤦♀️ یکم لای چشم باز شد و آسمونو نگاه کردم، یکدفعه دیدم یکی داره بهم نگاه میکنه، یک دفعه از جام پریدم و سریع رفتم توی بالکن و دیدم که
دیدم که یهو آلیا بهم گفت سلامممممممممممم یهو ترسیدمو پریدم بالا و به ترز باورنکردنی افتادم روی تخت🤦♀️ و بعد یهو پاشدم و با هم خندیدیم😄 بعد آلیا بهم گفت که
گفت بیا بریم با هم توی پارک و یکم قدم بزنیم، منم گفتم باشه💓 بعد که داشتیم میرفتیم بابام یه جعبه ماکارون هم بهمون داد😄 همون لحظه سر کله ی شرور پیدا شد وای🤦♀️ به آلیا گفتم که توی پارک منتظر بمونه تا برم دستشویی و برگردم😅 اونم گفت باشه و من سریع تغییر شکل دادم و رفتم کمک کت
بعد که اون شرور رو شکست دادیم کت انگار خیلی ناراحت بود ازش پرسیدم چیزی شده؟ با یه لحن دروغین گفت نه منم فهمیدم که داره دروغ میگه بهش گفتم که اگه میخوای میتونی بهم بگی😉 ولی گفت نه نمیخوام تو رو هم ناراحت کنم زیاد چیز خواصی نیست😀
بعد سرمو تکون دادم به معنی اینکه درک میکنم و اگه نمیخوای هم میتونی نگی که ناراحت بشی بعد با یه لحنی گفت که مرسی و رفت ولی نرفت خونه چون انگار رفته بود روی بالکن یکی از خونه ها😕منم رفتم پیش الیا
وای الیا 15بار زنگ زده بود😬بعد داشت میومد به سوی دستشویی که سری عععع رفتم اونجا و تا درو باز کرد منم داشتم میومدم بیرون بعد گفت که چی شده خیلی موندی منم گفتم ی کوچولو دلدرد داشتم ولی الان عالیم و بعد رفتیم تو پارک و نزدیکای 7 و نیم رفتیم خونه😄 بعد منم تا رفتم خونه دیدم که ی گوشواره هام نیستتتتتتتتتتت😱😱😱😱😱😱😱
مسخره بود