
سلام دوستان عزیزم مت اومدم بایه داستان سیمایی البطه داستان عشق لجباز را مینویسم ♥♥
عشق در شرکت ♥♥ اسم من مرینته من یه دختری هستم که در 9 سالگی پدر و مادرش رو از دست داده بر اثر یه تصادف من الان مثل یه گدا شدم از صبح تا شب فقد تو خیابون دارم گدایی میکنم که بعضی پولدارا بهم لگد میزنن من از پولدارا متنفرم من هیچ دوستی ندارم چون اون ها منو مسخره میکنن ولسه همین باهاشون دوست نمیشم 😔😔 از زبان مرینت :صبح بلند شدم دیدم تو خیابون خوابم برده و تمام لباسم خاکی هست 😢😢😭😭
گفتم امروز تا کار خوب پیدا نکنم نمیشینم 😆😆 از زبان الیا :صبح بلند شدم و اماده شدم و رفتم اتاق داداشم دیدم نیست !! بهش زنگ زدم گفت رفتم شرکت گفتم باشه و منم حرکت کردم سمت شرکت 😄😄 وقتی رسیدم همه بهم گفتن سلام خانم
گفتم سلام عزیزانم میتونین برین سر کارتون گفتن چشم و رفتن رفتم پشت میزم و نشتم یهو دیدم ادرین اومد !! گفتم سلام داداش گلم خوبی گفت اره خواهر خوشگلم خوبم تو خوبی گفتم ممنونو چه خبرا (حالا اینارا ولش بریم وقتی اجوال پرسی ها تموم شد 😊😊) گفتم داداشی میگم بنظرم یه مدل بگیریم اخه این یکی مدل اصلا خوب نیست
گفتم سلام عزیزانم میتونین برین سر کارتون گفتن چشم و رفتن رفتم پشت میزم و نشتم یهو دیدم ادرین اومد !! گفتم سلام داداش گلم خوبی گفت اره خواهر خوشگلم خوبم تو خوبی گفتم ممنونو چه خبرا (حالا اینارا ولش بریم وقتی اجوال پرسی ها تموم شد 😊😊) گفتم داداشی میگم بنظرم یه مدل بگیریم اخه این یکی مدل اصلا خوب نیست
عشق در شرکت ♥♥ اسم من مرینته من یه دختری هستم که در 9 سالگی پدر و مادرش رو از دست داده بر اثر یه تصادف من الان مثل یه گدا شدم از صبح تا شب فقد تو خیابون دارم گدایی میکنم که بعضی پولدارا بهم لگد میزنن من از پولدارا متنفرم من هیچ دوستی ندارم چون اون ها منو مسخره میکنن ولسه همین باهاشون دوست نمیشم 😔😔 از زبان مرینت :صبح بلند شدم دیدم تو خیابون خوابم برده و تمام لباسم خاکی هست 😢😢😭😭 گفتم امروز تا کار خوب پیدا نکنم نمیشینم 😆😆 از زبان الیا :صبح بلند شدم و اماده شدم و رفتم اتاق گفت اره موافقم گفتم باشه و به یکی از نظاوت چی ها را صدا زدم و گفتم بیا گفت بله خانم کاری داشتین گفتم از این برگه های ما به یه عدد مدل نیاز داریم به در پنجره بزن گفت چشم خانم همین الان گفتم قربون چشمت خوشگلم 😇😇 از زبان مرینت :...........
اگه کم بود ببخشید 😢سرم شلوغ هست و اینم سعی کردم بلند بنویسم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
چرا بعدی رو تمیزکاری 😩😩
عالی بود میای اجی بشیم من مینو هستم ملقب به بیبی ۱۱ سالمه ودر مشهد و ازادشهر زندگی میکنم
پارت بعد اگه تزاری از دستت ناراحت میشم 😰😡🤬😤😠😠
میزارم اینرنت روز داشتم عشق لجباز مینوشتم
خیلی قشنگ بوددد 🥺🥺😊😊
منونم😘
خیلی خیلی قشنگ بود😍😍مشتاقانه منتظر بقیه پارت هام.لطفا سریعتر بزار.
چشم اما تستچی فعلا نمیزاره تست درست کنم همین که درست شد درست میکنم 😍😍
منکه اصلا ازش خوشم نمیاد
چون
دیونش شدم فقط لطفا بعدی رو سریع بزار و زیاد
بنویس چون کم مینویسی
حتما ❤❤
عالی بود به تست های منم سر بزن 💐💐💐💐
ممنونم حتما 💜💜
ولی خیلی خیلی خیلی کم بود واقعا
اصلا این فقط شاید در حد یه معرفی کوتاه داستان بود تازه چند تا از تست ها هم دوبار بود یعنی دوبار به صفحه تکرار شده بود
ولی همین کمش هم خیلی عالی بود خیلی داستانت قشنگ بود فقط دفعه بعد بیشتر بنویس لطفا
حتما ببین من تا پارت 3 را توی یه جای دیگه نوشتم برای همین کوتاع شد 💜💜
ععع خیلی باحاله داستانت
عاشقشم منتظر پارت بعد هستم
عالی بود عالی
ممنونم 💜💜