
امیدوارم لذت ببرید

فیثاغورس در حدود سال ۵۶۹ قبل از میلاد در شهر یونانی ساموس در منطقۀ ایونیا به دنیا آمد. اگرچه اطلاعات موثقی در مورد تاریخ زندگی او در دست نیست، اما از طریق روایتهای یک فیلسوف دیگر به نام آریستوکسنوس، میدانیم که فیثاغورس در چهل سالگی ساموس را ترک کرد.فیثاغورس در جریان سفرهای دور و درازش از مصر و همینطور بابل که در آن زمان تحت حکومت ایران بود دیدن کرد. این فرصتی را برای او فراهم میکرد تا آموزههایی را از حکیمان و عالمان فرهنگهای دیگر بیاموزد. داستانهای زیادی وجود دارد دربارۀ اینکه فیثاغورس اصول و مبانی فلسفۀ خود را از کاهنان مصری و یا حتی از مغان ایرانی آموخته بود.فیثاغورس نهایتا به کروتون در جنوب ایتالیا مهاجرت کرد. او در آنجا مدرسه خود را تأسیس کرد و تأثیر زیادی بر حاکمان منطقهای، متفکران و حتی هنرمندان، ریاضیدانان و صنعتگران گذاشت، زیرا خود فیثاغورس یک هنرمند باتجربه بود

فیثاغورس در حدود سال ۵۲۲ قبل از میلاد در شهر کروتون ایتالیا ساکن شد. او در این شهر ایتالیایی مدرسه خود را تأسیس کرد که به «انجمن برادری فیثاغورس» معروف بود. در این مدرسه هم مردان و هم زنان پذیرفته میشدند. آنها خود را «ریاضیدان» (ماتماتیکوی) مینامیدند. اما معنایی که آنها از «ریاضی» در ذهن داشتند با معنایی که امروز در ذهن ماست متفاوت بود.از نظر فیثاغوریان اساساً ماهیتِ واقعیت و هستی از امور ریاضیاتی تشکیل شده بود. بنابراین آنها مطالعه اعداد را فراتر از کاربردشان در تجارت و سایر کاربردهای روزمره میدانستند. مطالعۀ اعداد و نسبتهای بین آنها برای فیثاغوریان مساوی با بررسی عمیقترین حقایق هستی و رازها و نسبتهای مربوط به عالم بود.این انجمن برادری در دورۀ اوج خود حدود ۳۰۰ پیرو (که به «فیثاغوریان» معروف بودند) داشت. آنها مالکیت شخصی نداشتند، گیاهخوار بودند و به دو دسته تقسیم میشدند: اعضای اصلی گروه و شنوندگان (که به آنها «آکوستوماتیک» گفته میشد و بر خلاف گروه اصلی در معبد زندگی نمیکردند).از پذیرفتهشدگان در انجمن برادری فیثاغورس سوگند سکوت گرفته میشد تا رازهای انجمن و حقایق و فلسفۀ آن را فاش نکنند. همین موضوع باعث شده که شخص فیثاغورس و فلسفۀ فیثاغوری در طی قرنها و حتی هنوز، هالهای از راز و رمز بر گرد خود داشته باشند. و البته همین موضوع بود که باعث سوء ظن و حسادت دشمنان و مخالفانشان نیز میگردید.آنها زندگی اشتراکی را ترویج میکردند و از هرکسی که جزئی از این زندگی اشتراکی بود وفاداری کامل انتظار میرفت. ریاضتکشی و اعتقاد به تناسخ (اعتقاد به انتقال روح از یک بدن به بدن دیگر) از جمله اعمال و عقاید رایج بین اعضای آن بود.

شکل «تتراکتیس» عبارت از ده نقطه است که در چهار ردیف، از یک تا چهار، به صورت یک مثلث مرتب شدهاند؛ فیثاغوریان اعتقاد داشتند که این شکل حاوی برخی از رازهای اساسی عالم هستی است. او قضیه فیثاغورس را بنیان نهاد. بنابراین قضیه مربع طول وتر مثلث قائم الزاویه برابر است با مجموع مربعهای دو ضلع دیگر. مصریان از این واقعیت قبلا استفاده می کردند لیکن فیثاغورس تفاوت میان یک قاعده تجربی و نیز اثبات ریاضی قاطع را فهمیده بود.فیثاغورس در اخترشناسی نیز نظم ریاضی را می دید او اعتقاد داشت که زمان گردش سیارات به دور خورشید متناسب با طول هماهنگ تارهای موسیقی است او فکر می کرد که حرکت سیارات سبب پیدایش صوتهای موسیقی می شود که او آنها را هماهنگ کره ها می نامید. اندیشه موسیقی سیاره ای دوامی نیافت ولی فیثاغورس به درستی دریافت که ستاره صبحگاهی و ستاره شامگاهی یک جسم اند. این ستاره میان یونانی ها به افرودیت و در میان رومیها به ونوس شهرت داشت

به طور بسیار خلاصه میتوان گفت که اصول فلسفی و اعتقادی فیثاغورس و شاگردانش از قرار زیر بودند: *واقعیت در اصل و اساس خود ریاضیاتی و ساخته شده از اعداد است. به عبارت دیگر «همه چیز عدد است». *فلسفه میتواند راهی برای تصفیۀ روح باشد. *روح انسان میتواند به اندازهای بالا برود که با مراتب الهی یگانه شود. *برخی از شکلها، عددها و نمادها جنبهای مقدس دارند (شکل معروف به «تتراکتیس» از جملۀ این نمادها بود؛ گفته میشود که در انجمن برادری فیثاغورث بزرگترین سوگند، سوگند به تتراکتیس بوده است). *همه اعضای انجمن برادری فیثاغورث باید درباره اعتقادات و اعمال خود سوگند سکوت کامل یاد کنند
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
اره قبول دارم خیلی مرموز بودم
واو
میشه راجب مخترع مدرسه پست بسازی؟😂😺
من چرا یاد کاربر فیثاغورس افتادم؟
و دیوانه ترینش
ویژه شه
عالی