ناظر جون لطفا رد نکنننننن
«صبح » امروز فقط کلاس پیشگویی داشتیم . از این درس زیاد خوشم نیومد .این ور و اون ور رو نگاه میکردم که حس کردم یکی داره نگام میکنه . دراکو داشت با لبخند نگام میکرد . نمیدونم چش بود . زیاد ازش خوشم نمیومد .کلاس که تموم شد داشتم به سمت خوابگاه میرفتم تا کیفم رو بذارم اونجا ، بعدشم برم غذا بخورم ؛ ولی فهمیدم دراکو از دور داشت تعقیبم میکرد .
یهو ایستادم ، باید تکلیفم رو با این پسره مشخص میکردم . تا برگشتم سمتش ، نگاهش رو ازم دزدید . به سمتش حرکت کردم . - چرا دنبالم را افتادی ؟ -اول اینکه سلام ، دوم اینکه من دنبالت را نیوفتادم -چرا تو کلاس اونجوری داشتی نگاهم میکردی ؟ - من نگات نمیکردم . - چرا می کردی . - نه نمی کردم . لبخند زدم . یه فکری به ذهنم زده بود . گفتم : ببخشید . من اشتباه کردم . برای جبران ، امشب تو رو به صرف نوشیدنی دعوت میکنم . با صورتی متعجب و لبخند گفت : وا ... واقعا ؟ اوه ، حتما ! ساعت ۶ منتظرم .
با لبخند رفتم . ساعت ۵:۵۵ . کار های مورد نیاز رو کردم و رفتم . اونجا منتظرم بود . - سلام دراکو . - سلام الیزا ! - امشب مهمون منی - حتما -بیا .... خودم درستشون کردم ! یه ماگ در دار از کیفم در آوردم و بهش دادم . گفت : چرا اول خودت نمیخوری ؟ ( گفتم : اول تو بخور ببینم دوست داری یا نه - اوم ... باشه ! و شروع کرد به خوردن ... حالت چهرش عوض شد ، و من شروع کردم به پرسیدن ...
دستم خورد
اصیل زاده - پ ٢ به لیست تست های مورد علاقه در پاتر هدا🦄 افزوده شد.
توسط Hermione
ممنوننننن💙 💎💜💚
اصیل زاده - پ ٢ به لیست داستان hp⚡️ افزوده شد.
توسط 🍏vata🍏
ممنوننننن💚💚💚💚💚🐍🐍🐍🐍🐍🐍
عالی بود
حتما ادامه بده
تموم شدکه
منظورم نوشتم داستان های بیشتر بود😭
آینده خوبی رو برای بشم (مالفوی) آرزو میکنم !
منم همینطور😊
وایییی عالی❤️🔥
حتما معجون راستگوییه
ممنون 😊
یسسسس
اینا ۱۱سالشونه چطوری نوشیدنی ؟
آبمیوه ای چیزی نه اونجوری کههههههه
بعدشم سال 6 ان تقریبا
آها.... خب اوکی👍
فکر های بد نکن