2 سال پیش 8 اسلاید 699 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی انیمه

نظرات بازدیدکنندگان (59)
  • به جای اون بابایی داداشی بزاریم برای روبی بهتره یا اون خانومه که موهاش صورتی بود باهاشون زندگی میکرد👍🏻😀

  • @شله زرد
    نخوردمچون عشق من چاییه
    ______
    -_-🍵

    • یه برنامه نصب کردم ژاپنی یاد میداد
      اولین کلمه ای یاد چای بود🌚

    • من اولیش اریگاتو بود

    • واو چه تفاهمی پشام
      اولین کلمه ای که تو انیمه یاد گرفتم همین بود

  • @شله زرد
    تخله
    ______
    کاپوچینو خیلی تلخ نیست میتونی اونو بخوری خوشمزه هم هست ☕
    اصن شیر کاکائو بخور 🍫🥛

  • @شله زرد
    دارم به اون میدم چون خودم نمیخورم 🗿
    ______
    -_- قهوه به این خوبی چرا نمیخوری اخه

  • @شله زرد
    ببخش کاکوبیا قهوه☕
    ______
    بالاخره قهوه رو به چایی ترجیح دادییی هوراااااااااا

  • وای شله جان دیشب خواب می‌دیدم عروسی لیوای و هانجیه🥲بعد گتو و گوجو و چویا و دازای داشتن با هم میرقصیدن😭نانامی و کونیکیدا هم برای همه چی حرص میخورد 💔 یهو مایکی اومد بهشون تبریک بگه😂 یهو شینوبو و دوماد اومدن گفتن ما می‌خوایم مزدوج بشیم 😂😂💔

    • یا حضزت اسید😂😂😂
      آخر تابستونی اینا چیه ادم خواب میبینه😂😂
      من خودم امروز خواب سم دیدن منتها یادم نیست🌚👈🏻👉🏻

    • یه بار دیگه هم خواب می‌دیدم با اما اینا تو ناکجا آباد موعود تو ساختمون فرشتگان مرگ بودیم بعد هیولای هر طبقه نفرین های جوجوتسو بودن طبقه آخر هم سوکونا بود بعد به طبقه آخر که رسیدیم باکوگو اومد نجاتمون داد😂😂بعد اون وسط لیوای رو هانجی غیرتی شده بود همش میگفتم هانجی مال منه نزدیکش نشین 🤣 از آخر از ساختمون فرار کردیم بیرون که اومدیم تو ناروتو بودیم ( در صورتی که من ناروتو ندیدم😐...) و بعدش من ساعتم زنگ زد باید میرفتم کلاس زبان😭😭

    • وای🤣
      دورانی که تازه اتک دیده بودم خواب دیدم تایتانا حمله کردن تو نمازخونه بعد کازوتورا داد میزد همش تقصیر مایکیه درحالی مایکی اصن اونحا نبود بعد شینجیرو بود که تایتانا رو آورده بودبعد یهو نزوکو با شمشیری که شبسه کفش اوروراکا بود اومد مارو نجات بده و...

    • از خوابای ما میشه یه کتاب 61235284598 صفحه ای نوشت

    • کلا من ببعی هانجی و لیوای رپ خیلی میدوستم

    • یه بار دیگه هم خواب می‌دیدم من و لیوای و کاربر میکاسا و گوجو داریم بیرون از دیوار ها با هم چایی میخوریم در حالی که دورمون پر از تایتانه بعد گوجو از من خا.س.تگاری کرد لیوای هم از کاربر میکاسا 😂😭یهو از اونور رامبلینگ شروع شد و من و میکاسا حتی وقت نکردیم به این دو تا بدبخت جواب بدیم😐🙂😭🥲💔

  • اسم آهنگ اس ۱ چیه؟

  • وای عکس نتیجه...:))؟

  • عالی بود

  • چرا منو به گریه انداختین

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.