
سلام بچه ها من اومدم با پارت ۳ داستان my new life راستی بزارین معنیش کنم معنیش اینه ———زندگی جدید من تستچی نپرون تستمو من براش زحمت کشیدم به خدا
نوشته بود...ای....(اینجا یک اسم بگویید)...زنده شو و هیچ کس از بین نرود.و دو باره آروم خوندمش اونجا نوشته بود...نکته این ورد تنها باید در صد سال پیش استفاده نشده باشد وگرنه جواب ننیدهد گفتم...ای وای تیکی چیکار کنم تیکی گفت...مرینت نمیدونم فکر کنم اول باید وعجزه گر طاووس رو درست کنی بعد همه این کار هارو بکنی اینجوری بهتره چون حال دوسو خوب نیست برای همین اون بیشتر کارهارو فراموش میکنه این هم اضافه کن گفتم باشه (بچه ها بینین اگه قسمت اول فصل چهار یا قسمت دوم رو با زیرنویس دیده باشید دیدین هاکماثمعجزه گر طاووس رو درست کرد الان مرینت هم این کار رو کرد البته میگم اگه دیده باشین خوب حالا برین سراق ادامه داستان),معجزه گر طاووس رو درست کردم و رفتم بخوابم آخه ساعت ۱۲:۳۰ بود رفتم رو تخت اونقدر خوابم میومد که تقریبا بیهوش شدم وقتی بیدار شدم دیدم ساعت ۸:۳۰ سریع گفتم نیم ساعت وقت دارم رفتم دست و صورتم رو شستم لباس پوشیدم کیفم رو آماده کردم و صبحانه خوردم و از مامان بابام خدافظی کردم ذفتم مدرسه خوشبختانه دقیقا ساعت ۸:۰۲ دقیقه به مدرسه رسیدم هنوز معلم نیومده بود دیدم جای کنار آدرین خالی هست رفتم پیشش گفت سلام مرینت گفتم سلام اگه مدرسه تموم یه سر بیا خونه ما(اینو در گوش آروم گفت)گفت باشه (اونم همینطور)

(بچه ها یه چیزی میگم اول اسم آدرین و مرینت ذو بزارین کنار هم میشه آم اول اسم منم با آم شروع میشه😅)خانم بوستیه اومد سر کلاس و حضور غیاب کرد اولین نفر همیشه آدرین و بعد نمیدونم امروز لیست تغییر کرده بود من کنار آدرین افتادم از خانم بوستیه اجازه گرفتم خانم بوسته گفت بله مبتونی حرف بزنی فتم میتونم بپرسم چرا لیست حضور غیاب تغییر کرده گفت امروز خودم خواستم قاطی پاتی بپرسم😅گفتم باشه😶مدرسه تموم و با آدرین تو راه خونه خودم بودیم که لایلا رو دیدیم اومد طرفمون گفت سلام آدرین(لامصب به مرینت سلام نکرد)امروز میای بریم بستنیآندره آدرین گفت نه اگه هم بخوام برم با مرینت میرم لایلا گفت چی؟! گفتم پیچپیچی😝گفت😒😒😒کی از تو پرسید مرینت؟ گفتم آخه مگه یادت رفته بهت گفتم که الان من و آدرین به زوج قوی هستیم ها؟؟؟ گفت نه یادم نرفته ولی به حسابت میرسم گفتم دفعه پیش هم همین رو گفتی گفت 😒😒😒گفتم فکر نکنم به حسابم برسی😝😝😝
رفتیم خونه گفتم که فهمیدم باید چطور مادرتو زنده کنیم ولی اول باید یه چیزی بهت بگم اینکه...من گفت تو چی؟؟؟ گفتم من تونستم معجزهگر طاووس رو درست کنم گفت آفرین 💜💜💜💜💜💜💜منم گفتم ممنون پیشی گفت حالا میای بریم تو حالت ابر قهرمانی بیرون یه قدم بزنیم گفتم باشه میام برو تغییر شکل بده منم میدم گفت plag claws out منم گفتم tikki spots on و تغییر شکل دادیم (بچه بزارین بگم چی گفتن آدرین گفت پلگ کلاوز اوت مرینت گفت تیکی سپاتس آن)∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆
رفتیم بیرون قدم زدیم و بستنی آندره گرفتیم رفتیم روی برج ایفل و باهم بستنیمون رو خوردیم رنگ بستنی کتنوار آبی پررنگ آبی روشن و قرمز خالخالی بود مال من هم زرد سبز و بود وقتی بستنی تموم شد کت نوار اومد نزدیکم و صورتش رو بهم نزدیک کرد وب_و_س_ی_د_م اون ب_و_س_ه تنها و بهترین بود اون موقعه واقعا تنها لودیم بدون اینکه کسی مظاحممون بشه بعد گفت بریم افزایش قدرت بدیم و تبدیل به حشره کهکشانی و گربه ستارهای بشیم منم گفتم باشهو افزایش قدرت دادیم و تو آسمون مسابقه دادیم اولین مسابقه نتیجش این بود که من کنترلم رو از دست دادم و مهکم خوردم به برج ایفل کمرم درد گرفت ولی کتنوار کمکم کرد بلند شم و دوباره مسابقه دادیم تقریبا ۳۰ بار مسابقه دادیم و اونقدر خسته بودیم رفتیم تو خونه ما و به حالت عادی برگشتیم و ...
من به تیکی ماکارون دادم و آدرین به پلگ پنیر داد از هم خدافظی کردیم و آدرین رفت خونه از زبان آدرین:وقتی رفتم خونه داشتم به اون ب_و_س_ه فکر میکردم چون اون بهترین بود و خیلی دوست دارم عشق من و مرینت تا عبد ادامه پیدا کنه و همینطور داشتم فکر میکردم که خوابم برد از زبان ناتالی خواستم به آدرین بگم آدرین وقت پیان... و دیدم رو میز التحریرش خوابش برده دخواستم بیدارش کنم و گذاشتم بخوابه رفتم به آقای آگرست گفتم که گفت مشکلی نیست هر وقت بیدار شد بهش بگو و بعضی برنامه ها رو برای امروز حذف کن ته حجمشون تا شب زیاد نشه من هم گفتم بله قربان و رفتم بعضی برنامه هارو حذف کردم و گذاشتمشون توی کل هفته به جز امروز برنامه از هنیشه عالی شد و رفتم به آقای آگرست نشون دادم و گفت بهتر شد و منم گفتم اون کارهای امروز رو گذاشت از فردا تا آخر هفته انجام بهده به اضافه کار های همیشه گفت بهتر از همیشه
از زبان آدرین😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘
ادامه دارد👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈👈
از خواب بیدار شدم دیدم ساعت ۹:۱۶ دقیقس رفتم بیرون از اتاق تا ناتالی من رو دید ترسید یه متر پرید هوا عینکش کج شد دیگه نتونستم تحمل کنم و جلوی خندم رو بگیرم 😂😂😂😂😂هه ههدقیافه ناتالی این شد 😶😶😶😶منم رفتم خودم رو تو آیینه دیدم که...
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بودششششش🙌🏻💕
سلام من میخواستم عضو خانواده توی تستچی بشم معرفی کنید و چجوری عضو شم
سلام من میخواستم عضو خانواده توی تستچی بشم معرفی کنید و چجوری عضو شم
🤦♀️🤦♀️🤦♀️🤦♀️😂😂😂😂😂وای ما چقدر خنده داریم😂😂😂😂😂🤦♀️🤦♀️🤦♀️🤦♀️🤦♀️
راستی فکر کنم پلگ یه گ.ن.د.ی به صورت آدرین زده😂😂😂
حالا دیگه باید ادامه رو ببینی😂😂😂😂😂😂😂😂
عالی بود فقط یه سوتی دادی اولش هشت و نیم صبح بود بعدش میشه هشت و دو دقیقه😐😐
اوه اوه😂😂😂حواسم نبود منظوذم ۹:۰۲ دقیقه بود