
شناخت تلقین یکی از مواردی است که برای بشر بسیار ضروری می باشد . تلقین در ظاهر معنائی ساده و همه فهم دارد ولی مکانیسم تاثیر آن یکی از بغرنجترین ، پیچیده ترین و مجهولترین مسائل است . پدیده تلقین همواره مورد توجه انسانها بوده است . آدمی از اولین روزهای تاریخ بشریت از تلقین استفاده کرده است ولی همواره عده کمی از متفکران و افراد باهوش از اعجاز واقعی وبه نقش اصلی آن پی برده اند . در دو قرن اخیر علم هیپنوتیزم پرده از روی اسرار و بعضی حالتهای تلقین برداشته و گوشه هائی از آن را به ما شناسانده است .

برای توضیح بیشتر نخست به سراغ محوری ترین واژه یعنی واژه” تلقین” در تعریف هیپنوتیزم می رویم. هیپنوتیزم یک تکنیک علمیست که تاریخچه ای مستقل داشته و می تواند در بسیاری از بیماری ها از جمله اختلالات اضطرابی و اختلالات خلقی مانند افسردگی ها مؤثر واقع شود و در برخی از اختلالات روانی نیز هیچ کاربرد مؤثری ندارد و در معدودی از اختلالات روانی هم بکار بردن آن ممنوع است. این علم انحصار به هیچ گروه خاصی ، حتی گروه پزشکی ندارد و اتفاقاَ نامدارترین هیپنوتیزورهای حرفه ای ، افرادی غیرپزشک بوده اند. اما استفاده از هیپنوتیزم در امور درمانی باید منحصراَ در اختیار کسانی باشد که قانوناَ حق درمان دارند. تلقین در تعریفی ساده، پیامی است که ندانسته ردو بدل می شود . متاسفانه علی رغم کاربرد وسیع تلقین در روابط انسانی ، تلقین در ادبیات ما مفهوم مثبتی ندارد. مثلا آدم تلقین پذیر ، آدم ضعیف النفسی است که می توان او را به سادگی تحت تاثیر قرار داد . گاه ساعتها با کسی بحث می کنیم که فلان رفتارش نامناسب است یا با جرو بحث، به نقد طرز فکر وی می پردازیم . اگر تجربه این موقعیت ها را داشته باشید حتما تجربه شکست آن را هم داشته اید . اما کافی است کمی با هنر تلقین کردن آشنا باشید ، یعنی به جای جرو بحث و استفاده از استدلالهای پر پیچ و خم وکلمات ظاهری، حرفتان را بر اساس اصول تلقین بزنید . روابط انسانی پراست از سوء تفاهم هایی که اغلب به خاطر عدم توجه به تلقینها وپیام های ردو بدل شده پیش می آیند. اصلاح نحوه مبادله این تلقین ها یکی از روشهای موثر در درمان های هیپنوتیزم درمانی و خانواده درمانی است.

مهمترین تفاوت تلقین با سخنان ساده و حرفهای معمولی ، درقدرت اثرآن است، البته اگرآن را درست و به موقع یا به عبارتی با شیوه ای مناسب ارائه نمائیم ، در این صورت است که می تواند تغییراتی (تاثیراتی ) در افکار ، احساسات ، رفتار وحتی عادات آدمی ایجاد کند. در تبلیغات هم مثل روابط خانوادگی از تلقین به صورت حرفه ای استفاده می شود . اصولا تبلیغ یک کالا یعنی تلقین به اینکه این کالا را بخرید یا فرستادن پیامی (تلقینی) مناسب که باعث تغییر در افکار (این کالا خوب است ) ، احساسات (من این کالا را دوست دارم) ، رفتار(خریدن کالا) و هیجانات (تعریف های مبالغه آمیز و پرشور از کالای خریداری شده و توصیه آن به دیگران) گردد. همه ما خوب می دانیم که برای ایجاد چنین تغییراتی ساعتها سخنرانی نمی تواند جای تلقین (تبلیغ) مورد نظر را در قالب تصویر، موسیقی ،شعر و… بگیرد. به طور خلاصه، ما در تمام روابطمان با دیگران یعنی هرزمان که با کسی ارتباط برقرار می کنیم ،حرفی می زنیم و یا اشاره ای می کنیم در واقع تلقینی کرده ایم ، و جالب است که از دیدگاه روانشناسی ، همیشه این تلقینها هستند که موثرند نه سخن ها و سخنرانیها ، و آدم های موفق بیش از آنکه به آنچه شنیده یا گفته اند توجه کنند ، به آنچه تلقین می شوند و تلقین می کنند توجه دارند و به همین دلیل است که قادرند بهتر بر دیگران اثر گذارند .

به طور تخصصی تلقین در سه حوزه کاربرد دارد : اول- تلقین در اجتماع (تبلیغات سیاسی،تجاری ، بهداشتی ،جنگ روانی و…) دوم- تلقین در خانواده (تغییر رفتار همسر ،تغییر در احساس و رفتار، تربیت کودک و… ) سوم- تلقین در درمان(هیپنوتیزم درمانی) هر چند در اکثر درمانهای روانشناختی و رواندرمانی ها ، تلقین نقش دارد، اما به طور اخص، هیپنوتیزم را مجموعه تکنیکهائی می دانیم که مستقیما بر قواعد تلقین ناظر واستوارند واصولا آموزش هیپنوتیزم به معنای آموزش قواعد درست تلقین کردن است که باعث می شود پیام درمانی بر مخاطب اثر گذاشته و باعث تغییر مورد نظر در او گردد. علاوه بر تلقین، در تعریف ارایه شده از هیپنوتیزم می توان نکات دیگری را یافت . هیپنوتیزم روشی است که در آن با کمک تلقینات مناسب ، تغییراتی را در احساس ، ادراک ، حافظه، افکار و رفتار افراد ایجاد می کنیم . براساس این تعریف ، هیپنوتیزم یعنی : “با تلقین مناسب تغییر دادن” و منظور از تلقینات مناسب این است که باید این تلقینها با اصول و قواعد خاصی و در قالب تکنیکها و روشهای به خصوصی ارائه شوند تا تغییرات مورد نظر ایجاد گردد.

هیپنوتیزم روشی است که در آن با کمک تلقینات مناسب ، تغییراتی را در احساس ، ادراک ، حافظه، افکار و رفتار افراد ایجاد می کنیم . براساس این تعریف ، هیپنوتیزم یعنی : “با تلقین مناسب تغییر دادن” و منظور از تلقینات مناسب این است که باید این تلقینها با اصول و قواعد خاصی و در قالب تکنیکها و روشهای به خصوصی ارائه شوند تا تغییرات مورد نظر ایجاد گردد. هیپنوتیزم یک روش(تکنیک) است و نه لزوما یک مکتب درمانی . یعنی زمینه و روشی است که می تواند در درمان بیماری ها کاربرد داشته باشد. در واقع به کاربرد تکنیکها و پدیده های هیپنوتیزمی دردرمان است که هیپنوتیزم درمانی یا هیپنوتراپی گویند.

البته لازم به توضیح است که هیپنوتیزم سابقا در امور قضائی و پلیسی و امروزه علاوه بر درمان در بسیاری از زمینه های غیر درمانی نظیر یادگیری،کسب آرامش ، خودشناسی ، ورزش ، هنر، بهبود وضعیت حافظه و تمرکز ، ترک یا ایجاد عادت ها و… نیز کاربرد دارد. نکته دیگری که می توان در تعریف هیپنوتیزم یافت ،استفاده از واژه “تغییر” است . منظور از ” ایجاد تغییراتی در احساس،ادراک ،حافظه ،خلق،افکار و رفتار ” این است که ما با تلقینهای درمانی می توانیم احساسات ، ادراک و هیجانات را در بیمار خود ایجاد کرده یا از بین ببریم . یعنی می توانیم با کمک و تمایل او ، عامل شادی و غم ، احساس درد یا بی دردی و کرختی ، سبکی و سنگینی ، اضطراب و آرامش یا نظایر آن در او باشیم و افکار موفقیت آمیز را جانشین افکار شکست کنیم .

تاریخ نانوشته هیپنوتیزم در عمق قرون و اعصار گذشته ریشه دارد . زمانی که هنوز هیپنوتیزم را نمی شناختند و مکانیسم تاثیر گذاری آنرا نمی دانستند و اسمی هم برایش نداشتند و لذا تاثیرات آنرا ، تاثیرات جادوئی و یا مقدس میدانستند و یا تاثیراتی عادی می پنداشتند . رقصهای آئینی و درمانی قبیله های آفریقائی ، درمانهای جادوئی جادوگران قبیله ، نوای مهیب و مهیج طبلهای جنگی تحریک کننده سربازان و قشون ، زار درمانی در جنوب ایران و درمانهای مشابه در سایر فرهنگها، ذکرها و مانتراها، سنگ درمانی، کارهای مرتاضان و جوکی ها ، رجز خوانی ها و خطابه های پر شور سران و سرداران، تاثیر همگی اینها جزو افتخارات قدرت تلقینات کلامی و غیر کلامی است .

حدود ۲۳۰ سال پیش که باز هم هنوز هیپنوتیزم را نمی شناختند پزشک مشهور، خوشنام و دانشمندی بنام “آنتوان مسمر” در فرانسه از مغناطیس طبیعی یعنی آهنربا خواصی مشاهده کرد .آنروزها آهنربا بتازگی کشف شده بود و جذابیت داشت. علوم هم گسترده نبودند و دانشمندان هر چیزی را که میدیدند با دانسته های خود مرتبط میکردند و سعی در توجیه چرایی آنها داشتند مثل قبل ترها که حوادثی که می دیدند به دانش نجوم مربوط می کردند یا اگر کسی بیمار می شد به حلول روح ناشناخته در بدن وی نسبت میدادند. بهر حال جذابیت آهنربا در بین مردم و توجه آنها به آن و فراموش کردن آلام و امراضشان در حین این توجه، ” دکترآنتوان مسمر” را به این فکر انداخت که این بهبودی موقتی در ارتباط با آهن ربا و احتمالاٌ به علت لمس و نگهداری آن است. نظر خود را خواست آزمایش کند. تاریخ ذکر نکرده است که آیا “مسمر” این عقیده خود را در ابتدا چگونه بیان کرد که برخی باور کردند واقعاٌ آهن ربا میتواند در شفا بخشی موثر شود و چگونه شد که او خود هم باور کرد بطوریکه برای تائید نظریه خود مصمم شد دست به آزمایش بزند.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!