2 سال پیش 22 اسلاید 1,201 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی انیمه

نظرات بازدیدکنندگان (92)
  • جرررررر🤣🤣🤣💔
    عالییی🤣🤣💔

  • خواب من یجوری بود انگار اولش داشتم از مدرسه بر میگشتم بعد یهو یه در باز دیدم که اونورش مدرسه فورین(انیمه بادشکن) بود بعد رفتم داخل اول که هیچکی جوابمو نمی‌داد بعد که تک تک رفتم سراغشون هیچکس محل نذاشت 😅
    ینی شانسو ببین رفتی توی یکی از انیمه های مورد علاقت و هیچکی محل بهت سلام هم نمیکنه🥲

  • یه بار خواب دیدم دارم با دازای حرف میزنم،مافیا منو میدزده.بعد آکوتاگاوا میاد یه نامه که واسه مافیای بندر اومده رو میخونه که مطلب نامه اینه:"با نوشتن اسم یک مارلیایی در دث نوت به ما یگریست ها ملحق شوید🤡"

  • من تازه که اوشی نوکو دیدم خواب دیدم دارم با دوستم میرم پارک یهو کانا اومد گفت تو را مورد لطف خود قرار داده و شاید بخورم و جالب اینه که هر جا میرفتم روبی داشت دنبالم میومد میگفت میدونم داداشمو دوس داری میدونم
    و قیافه ی آکوا از دور😐

  • خواب پر محتوا:
    حیوون خونگی لیوای باب اسفنجی بود داده بودش به ارن، باهاش پنجره های یه قلعه رو تمیز کنه
    تنها خواب ترکیبی‌ای بود که دیدم

  • عالی بود. از خنده مردم خسته نباشی گیلی سان

  • ادامه خواب پر محتوایم:
    بعد دازای میگه برو بخواب فردا زود پاشی و بعد رامپو عینکش رو میزنه میگه:معلم کلاست قراره خیلی بد باشه.....
    و من هم سکته ناقص میزنم و میگم وایییی حالا چی کار کنم؟!!!!
    بعد رامپو میگه بیا چیپس بخور🤣😐
    دازای میگه اشکال نداره که...بعد شهید کونیکیدا میگیره دازای رو میزنه میگه سر به سر بچه نزار......
    دیگه نمیتونم چی میشه فقط میدونم خوابم فعلا فعلا ها ادامه داره مثل انیمه هر شب دارم یه قسمت رو میبینم🤣
    فردا میام ادامش رو میگم😑

  • یکی از خواب های با محتوا ی من:
    اکوتاگوا اژانس رو رو دعوت کرده بود به کافه و خب همه داشتن یه چیزی میخوردن و اینا(چرا اکوتاگوا؟ ) بعد من خدمتکاری بودم که دارای هی ازش دخواست خود کیلی میکرد و خب اونا یه چیزی سفارش دادن من هم اومدم بیارم واسشون. من که اوردم اکوتاگوا میگه به من دازای کو؟ من میگم نمیدونم بعدفضای خواب عوض میشه و میبینیم تو عروسی ی فامیلمون که قراره اخر ماه بریم هستیم:وهمه دارم میرقصن ولی کیم کارداشیان نشسته به من نگاه میکنه و در اخر بهم میگه فردا مگه اول مهر نیست؟
    تو مدرسه نمیری؟ب....

    • کیم کارداشیان😭؟

  • توجی به ایران حمله کرده لوید و یور و انیا داران باهاش میجگن اخرسر لوید یور انیا میمیرن منم مثل بز داشتم نگاه میکردم😃

  • راستی یه سوال اسم کاراکتر کاور سه تا پست اخرت چیه؟چه قدر شبیهه مافومافوعه.

    • دیون هارت از مانهوا من همچین شخص با استعدادی نیستم
      🥲👍

    • مرسی که معرفیش کردی دوست دارم بخونمش ولی برو سرچ کن خیلی شبیه مافومافوعه انگار که نوجوونی اون میشه مافومافو

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.