از اون طرف، مهراب می شینه پیش سیندخت (زنش) و شروع می کنه از خوبیای زال گفتن، رودابه هم که همونجا بوده تعریف های پدرش از زال رو می شنوه و اونم ندیده عاشق زال می شه (!!!!) و می ره پیش چند تا از ندیمه هاش و از عشقش به زال می گه . ندیمه ها هم به بهانه گل چیدن می رن نزدیک لشکرگاه زال، زال هم به بهانه شکار میاد پیش ندیمه ها و ندیمه ها به زال می گن که رودابه عاشقت شده. زال هم به ندیمه ها می گه برید به رودابه بگید من شب هنگام به دیدن تو میام ندیمه ها هم می گن باشه.شب که می رسه رودابه به بام کاخ می ره و یک خدمتکار می فرسته تا زال رو به طرف کاخ هدایت کنه.
خیلی جالب بود👌
عالیی
پر هایم ولی دوستانشون شبیه شیرین فرهاد خودمون نبوده اینام ندید عاشق شدن
برای ویژه شدنش درخواست دادی؟؟
آره 🌝
چه جالبب
پشمام ریخت اصلا
منم اولین بار که خوندمش همینطور :>
شاهنامه>>>>>
راستی به تستچی خیلی خیلی خوش اومدی:)
خیلی خیلی ممنون 😺♡
خواهش میکنم:)
اگر مشکلی تو تستچی برات پیش اومد اگه ممد پستاتو ویژه نکرد حتما میتونم راهنماییت کنم
منم عاشق شاهنامم
پشمام.
واقعا ازت ممنونم که این تست رو درست کردی. اطلاعات فوقالعاده جالبی بودن
قربونت :>♡
بسیار عالی بود🙌🏻✨️🪷
بسیار ممنون :>♡
🫂🪷✨️
چقدر قشنگ✨🤍
مثل خودت❤️
🤍🤍🤍
احتمالا اینکه رودابه موهاشو از برج میندازه پایین کپی کردن
آره:>
حتما تو هم خیلی به امتیاز نیاز داری🌷
پس مشکلی نیست میتونی توی نظرسنجی آخر من شرکت کنی🌱
یه قرعه کشی ده هزار امتیازی!هرشانس فقط ۲۰۰ امتیازه.پس بدو و شانس خودت رو امتحان کن تا ظرفیت پر نشده
پین؟