خب اول ی توضیحاتی درباره این سناریو بدم بهتون : این سناریو درباره روز اول دبیرستان INFPعه که از زبون خودش میشنوین برادرش ISTP که دو سال بزرگتره و تو ی خونه و یه دبیرستانن دوستش INTP و پسرعموش ENFP که هم سنن هم باهاشون زندگی میکنن و اونا هم تو ی دبیرستانن و اینکه INFP یه یوتیوبر معروفه که به گربه سبز معروفه و برای همین جدید اسم چنلش رو به green cat تغییر داده
صبح : INFP : ساعت چنده ؟ INTP : اگه سکته نمیزنی 8 و نیم ساعت دیگه باید مدرسه باشیم +چیییییییییی ینی انقد خوابیدم؟ وایسا ببینم تو اینجا چیکار میکنی؟ - حالت خوبه؟ پا شو تا ... + بب باشه . راستی ENFP کجاست ؟ -با داداشت رفتن و من مجبور بودم منتظر تو بمونم. هردوشون سریع اماده میکنن و پیاده میرن (مدرسه نزدیکه) تو راه INFP دوربین رو درمیاره تا ولاگ بگیره INTP: الان واقعا وقتشه؟؟ INFP : ی لحظه ... دلم میخواد اولین روز دبیرستانو داشته باشیم اخه خیلی هیجان دارم INTP : باشه (با حالت غر )
رسیدن مدرسه یهو ی پسره با اسکیت بورد خیلی سریع از کنارشون رد میشه (ENTP )و دوربین INFP میوفته و خورد میشه . INFP : هییییی (با داد) ENTP: ها؟ + : زدی دوربینمو خورد کردی حواست هست؟؟؟ - :چقد قیافت اشناس...+:جدیی(با ذوق) -:عاره فک کنم همون احم..قه ای ک تو چنل یوتیوبش چیزای مسخره میزاره (شاهد تغییر حالت چهره infp هستیم) INTP از اون پشت: عالیه بازم دعوا ... +حرف دهنتو بفهم پسره ی ... اصلا خودت کی هستی؟-یکی از تو بهتر (اینجا INFP یکم بغضش میگیره و INTP که متوجه میشه میره ISTP رو صدا کنه) ESTP :هی اینجا چخبره؟؟تو چقد اشنایی...+ حتما ی ادم احم..قم ک تو چنل یوتیوبش چیزای مسخره میزاره(با بغض) ESTP : عه عارههه گفتم آشناییی .INFP که دیگه نمیتونست جلو بغضشو بگیره کمکم داشت از چشاش اشک میریخت . کلی ادمم اونجا جمع شده بودن که ببینن چخبره...
ESTPو ENTP و INFP داشتن باهم جروبحث میکردن که این از نظر INFP اصلا منصفانه نبود اخه 2 به 1 ؟؟ ESTP که دید از چشای INFP اشک میاد یهو زد زیرخنده و گفت : نگا کن اینجا ی بچه گربه سوسولی داریم. و خب از شانسش ISTP با ی چیزی مث میله اومد بالای سرش . ISTP: بچه گربه سوسول ها؟همون لحظه ESTP صداشو شناخت و با سرعت 3000 کیلومتر بر ثانیه فرار کرد (قبلا باهم دعوا کرده بودن)و ENTP که نمیدونست کیه شروع کرد باهاش بحث کردن ولی خب ی فصل کت.ک حسابی هم خورد.INFP هم سریع رفت تو دستشویی تا کسی دیگه ای نبینه که گریه میکنه
INTP رفت دنبال INFP تا برن سر کلاس چون خیلی دیر شده بود . وقتی رفتن سر کلاس جفت هم نشستن و موقع معرفی با همکلاسی های دیگشونم اشنا شدن ک باعث جا خوردنشون شد...
خالی...
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
۲۵
جچ:ISTP
IXTP ام
ج.چ: INFP، دلم براش سوخت🥲💔
🥲💔
Infj ام
دبیرستان MBTI به لیست Mbti🌿🤍 افزوده شد.
توسط Vina malfoy🐍💚
عرررررررررررر ذوققققق 😭😭✨💗
عالییی بود🥰🥰🥰🥰
عالیییییی بود عاشقش شدم🥺🧸
وایییی مرسیییی 😭💗✨✨
خواهششش🐈
💗✨
𝐈𝐬𝐭𝐩مامی هستم😏
عووو مامیییی
تایپ من INFP هست
خیلی قشنگه داستانت
خیلی ممنون بخاطر تست عالی 👍