
اگر کتاب خونید قطعا این تست به درد شما میخورد این تست برای افراد ۱۲ تا ۱۷ سال میباشد.

بابا لنگدراز یک رمان نامهنگارانه دنبالهدار، اثر آلیس جین وبستر، نویسندهٔ آمریکایی است. این رمان اولین بار در سال ۱۹۱۲ منتشر شد. این داستان ماجراهای قهرمانش را، که یک دختر جوان به نام «جودی آبوت» است، در سالهای تحصیل در کالج روایت میکند. جودی برای یک مرد ثروتمند و خیّر که تابهحال او را ندیدهاست نامه مینویسد

یک روز صبح که گرگور از خواب بیدار میشود متوجه میشود که به حشرهای (سوسکی) بزرگ تبدیل شده است؛ او که باید صبح زود برای کارش خودش را به قطار برساند، از پیشامد بوجود آمده شوکه شده و تلاشهایش برای فائق آمدن به وضعیت جدید بیفایده است. چون گرگور عادت داشته است که شبها در اتاقش را قفل کند،

ماتیلدا وُرم وود» به همراه خانواده ی خود در روستایی کوچک در انگلیس زندگی می کند. پدر و مادر ماتیلدا توجه چندانی به او نمی کنند و او به همین خاطر، دوستان قابل اعتماد و وفادار خود را در کتاب هایی پیدا می کند که هر روز بعد از ظهر در کتابخانه ی نزدیک محل زندگی اش می خواند. هیچکس در خانه حتی متوجه بیرون رفتن های او نمی شود چرا که مادرش معمولا در حال بازی «بینگو» است و پدرش نیز مشغول فروختن ماشین های تقریبا از کار افتاده به مشتری های از همه جا بی خبر! ماتیلدا در خانه دیده نمی شود، کسی به حرف هایش گوش نمی دهد و بیشتر اوقات نیز منظور او را اشتباه می فهمند. با شروع مدرسه نیز، اوضاع چندان بهتر نمی شود چرا که در مدرسه ی او، لذت آموختن چیزهای جدید، جایش را به ترس از مدیری زورگو و مستبد داده است. ماتیلدا را در مدرسه اذیت می کنند و او را دروغگو می خوانند. البته او متحدینی نیز برای خودش پیدا می کند—بهترین دوستش «لَوِندِر» و معلمی مهربان به نام «خانم هانی»—اما آن ها نیز در مقابل زورگویی های «خانم ترانچبال» (که بدون شک یکی از به یاد ماندنی ترین شخصیت های منفی دال است) حرفی برای گفتن ندارند.

پاستیل های بنفش درباره پسری است که پدر و مادرش مشکل مالی دارند و این یه دوست خیالی پیدا کرده که تو این وضعیت کمک حال اون هست

یک داستان فانتزی قدرتمند، دربارهی تعیین سرنوشت خود. هنگام مطالعهی این کتاب، در هر صفحه از آن چیزی شگفتانگیز و جدید پیدا میکردم و مشتاق بودم که به خواندن ادامه دهم، زیرا میخواستم این دنیای شگفتانگیز و جدید را بیشتر کشف کنم. (مجلهی نیویورک تایمز) یک شاهکار خیرهکننده از داستانسرایی؛ اثری بهشدت خواندنی و بینظیر! (کالین بایرون، نویسندهی پرفروش) داستانی هوشمندانه، خلاقانه و بسیار زیبا، از فداکاری، عشق و سرنوشت. کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد، یک ماجراجویی نفسگیر، عاشقانه و یک فانتزی کاملاً مسحورکننده است. (استفانی گاربر، نویسندهی پرفروش نیویورک تایمز) داستانی مملو از عشق؛ این کتاب شما را به سفری جذاب در قلمرویی جادویی خواهد برد. (کلویی گونگ، نویسندهی پرفروش نیویورک تایمز ) این فانتزی جذاب با ریتمی زیبا نوشته شده و پر از شخصیتهای بهیادماندنی است. از مینای سرسخت گرفته تا شین مرموز که زندگیشان به شکل غیرقابل توضیحی به یکدیگر گره خورده است.

همهچیز توی یک روز عادی، مثل بقیهی روزها، شروع شد. رفته بودیم چند تا دوچرخه بخریم. من و پدرم و خواهر و برادرم و همسایهمان، ماریکارمن، و دخترش، ماریا. وسط پارکینگ بودیم. سوار دوچرخههایمان، که یکهو اتفاق افتاد. سروصدایی در آسمان، نور شدید سفیدرنگ، آذرخشی که فرود میآید و ناگهان... ... توی بلکراک هستیم، در دل غرب وحشی.
مطالب این بخش از سایت های معتبری مانند : ویکی پدیا و هوپا بهره گرفته
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نظرات بازدیدکنندگان (0)