اینجا بعضی از متن های رمانم رو که خیلی دوست دارم میزارم
زمانی که همه بیهوده میخندن تو فانوس افکارت را روشن میکنی و درمیان باران زیر برگ ها همراه موسیقی به درد مشکلات برای زندگی با لبخند میرقصی!!
- امروزم دوست پیدا نکردی؟ لب زدم: بعضی دوستی ها رابطه سمی هستن بهتره بگی دشمن نساختن حرف منو ادامه داد: بعضی دوستی ها هم سالمن مثل رقص موفقیت - اما من تنها میرقصم
زمانی که رنگ ها باهم میرقصند و آثاری خلق میکنند و پروانه ها در موج مو هایش میرقصید اما او کیست؟
آفتاب به شوق دیدار مهتاب غروب کرد، غافل از اینکه مهتاب طلوع میکند ،آری شب شد و فلورا و دوستانش ، میلی را پیدا نکردند .
از این سو به بعد معلوم نیست خواب میلی است یا واقعیت اما پرندگانی که صبح به آفتاب که از اینکه مهتاب را ندید دلداری میداند دیدند که قبل از به جریان افتادن شهر تعدادی دزد دریایی جعبه ی چوبی مخفی زمان را که میلی در آن خوابیده بود در کشتی انداختن
و قطرات آب تو ی هوا قبل اینکه تو آب بیوفتیم به احترام پسر اقیانوس کنار رفتند و او که مرا در بغلش گرفته بود منم صدام درنیومد ولی زیر گوشش میگفتم شنا بلد نیستمااا !!! تو بلدییی؟؟؟ ( و قطرات در هوا بی آنکه یا بی آنچه که چیزی در هوا باشد می غلطیدن و زیبا در پرتو های خورشید میرقصید ! )
_خب بانو پاتو بزار رو آب احساس سردی آب در نوک انگشتان پا هایم خلق شدند و دمای بدنم را دگرگون کردن و انگشتانم سی دی موسیقی گرامافون آب را به چرخش درآورد و آب ها به احترام کنار رفتند و راهپله ای در حرکات ماهی های شهر شبنم شب در میان آب ها ساختند !
قطرات اقیانوس در شش هایم با جوهر خون مینویسند و میگذارند در آب نفس بکشم !
تمام شهر شبنم شب را گشتیم حالا میفهمم چرا نامش شبنم شب است چون به مرکز شهر که رفتیم تاریکی روحم را ستایش و جسمم را لمس کرد و بوی آن که ماننده شبنم روی برگ های پس از باران شب ، دل انگیز بود و این بو در تمام تنم پخش شد و آتیش مو هایم را خاموش کرد و خاک چشمانم را گلی با عطر گل ساخت و اشک هایم را جاری کرد .
این پیام فقط جهت حمایت از شما میباشد🥲🖤
ببخشید دیر جواب میده واقعا مرسی که حمایت میکنی اکانتم پاک شد نتوانسته وارد بشم این یه اکانت دیگس ممنونتم زیبا :))
:)))
فوق العاده بوددد🥺
میسییی💗
خیلی دلم میخواد رمانتو بخونم دختر هنر مند زیبا🌹