
بریمم

نویسنده: سوزان پارک مترجم: مهدیه روستایی ناشر: انتشارات نگاه آشنا داستان کتاب سانی سونگ معروف میشود؟ (Sunny Song Will Never Be Famous) نیز دقیقاً در مورد چالش اعتیاد به فضای مجازی حرف میزند. سوزان پارک (Suzanne Park) نویسندهی این رمان اجتماعی نوجوانان، داستان دختری را روایت میکند که همزمان با دوران بلوغ خود، درگیری شدیدی با شبکههای اجتماعی پیدا کرده و حالا با وجود اینکه اهدافی مربوط به فضای مجازی را برای خود تعیین کرده تا آنها را در تابستان به سرانجام برساند، باید برای ترک به یک کمپ تابستانی سمزدایی دیجیتال برود. سانی میخواست در در پایان این فصل با رافائل کیم معروف رابطهی عاطفی داشته باشد، صدهزار فالوئر جدید جذب کند و بهترین تابستان سال آخر دبیرستان را برای خود بسازد، اما در عوض مجبور به فراموش کردن تمام این موارد است

نویسنده: هوانگ سوک یانگ مترجم: زینب مهدوی پور ناشر: انتشارات نگاه آشنا هوانگ سوک یانگ (Sok-Yong Hwang) نویسندهی توانا و معروف اهل کره جنوبی، در رمان دنیایی آشنا (Familiar Things) داستان زندگی یک پسر نوجوان سیزدهساله بهنام باگای را روایت میکند. پدر باگای بازداشت شده و در یک اردوگاه بازآموزی دولتی روزگار میگذراند. به همین دلیل او و مادرش با فقر و تنگدستی دستوپنجه نرم میکنند و محل زندگیشان یک کلبهی محقر در حاشیهی شهر سئول است. محل زندگی آنها جایی در میان زبالههاییست که شهرداری سئول برای دفنشان انتخاب کرده و جزیرهی گل نام دارد. زندگی زاغهنشینی و تأمین هزینههای خود با دستچین کردن و جداسازی مواد بازیافتی از زبالهها، سرنوشتی است که حالا باگای با آن روبهرو شده و باید بهاجبار آن را بپذیرد.

نویسنده:ماکوتو شینکای میتسوها میامیزو یک دانش اموز دبیرستانی در روستای ایتوموری در ژاپن بود که ارزو داشت در زندگی بعدی خود نبدیل به پسری خوش سیما در توکیو شود تاکی تاچیبانا نیز یک پسر نوجوان اهل توکیو است زمانی که یک ستاره ی دنباله دار به زمین نزدیک شد و ازرو و زندگی انها دستخوش تغییر گردید.....

انتشارات: نگاه آشنانویسنده: جسیکا کیم یومی چانگ دختری یازده ساله است که بزرگ ترین مشکلش خجالتی بودن اوست خانواده او صاحب یک رستوران کره ای هستند که به شیوه کاملا سنتی اداره میشود یومی از سمت مدرسه در همین مورد مورد تمسخر قرار میگیرداز ظرفی یومی علاقه زیادی به کمدین معروف مثل یاسمین جاسپر شوذ در تابستانی که در راه است تابستان او بر باد رفته رستوران با بحران مالی مواجه شدخ و قادر به پرداخت شهریه سال تحصیلی جدید نیستند در راه برگشت یومی با باشگاه کمدی ای مواجه میشود همه فکر میکنند او دختری به نام کی ناکامورا است.......

نویسنده: ان نا رویای من برای رسیدن به ابر های چیز تازه ای نیست از وقتی که به اینجا اومدم طیف مختلفی از این خواب ها را دیده دیدم گاهی از درخت ها سقوط میکنم بیشتر اوفات به جلو خم میشوم و فاصله ندارم ان ها درست بالای سرم در لایه های ضخیم تو پر سفیدی مواج شناورند در خواب هایم گرفتن ابر نشانه پرواز به سوی بهشت استجای که تا به حال ندیده ام مگر در خواب هایم...
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
منی که هیچکدومو نخوندم🙂
اس۲و۳ رو خوندم
تسلیم نشو، یومی چانگ رو دارم میخونم خیلی جذابه
ناظرش بودم عالین💚
دنیایی آشنا مانگاست؟
نه عزیزم ولی اسم تو مانگا هم داره