2 سال پیش 9 اسلاید 1,394 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی سرگرمی

نظرات بازدیدکنندگان (82)
  • یه بار دختر داییم اومده بود خونمون و ما تنها بودیم توی اتاق مامان و بابام که یه صدایی از توی اتاقم شنیدم مثل صدای جیغ بود ولی خیلی وحشتناکتر اول فکر کردم فقط من شنیدمش و خیالاتی شدم چون از این‌چیزا زیاد برام پیش میاد یهو دختر داییم با ترس نگام کرد و اروم گفت تو هم شنیدی؟واییی خیلی ترسیدیم جیغ زدیم و رفتیم توی حال نشستیم تا مامانم اینا برگردن

    • یه بارم شب بود توی اتاقم جلو آیینه داشتم موهامو درست میکردم در اتاقمم قفل بود و فقط داداشم خونه بود که یهو صورت یه دخترو کنار صورتم دیدم توی یه لحظه اینجوری شد مامانم میگه حتما اشتباه دیدی یا صورت خودتو اونجا دیدی و حتما داشتی به این چیزا فکر میکردی و از این جور حرفا در صورتی که اون دختر موهاش تا گردنش بود و چتری داشت ولی من موهام بلنده و چتری ندارم و اون لحظه واقعا به هیچی فکر نمیکردم فقط به آیینه نگاه میکردم و موهامو میبستم

    • واووو عجیب بود🌚😶

  • نگو ک واگعی بودن 🥲😶!

  • نترسیدم...

  • من‌نترسیدمم..
    دایآنا‌خدش‌بقیع‌رومیترسونه‌اصن‌🤡..

  • عاشق پستت شدم و منتظر پارت های بعدی هستم

    • پارت بعدی رو اپلود کرده بودم ولی تستچی به دلیل کم اهمیت بودن اونو پاک کرد😐

    • واقعا که

  • نترسیدم گودرت🗿💪🏼

  • نترسیدم

  • عالی بود

  • چه جالب
    اس 5 خواب نمی دیده

  • برگانم

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.