
امروز میخوایم درباره افسانه ایزاناگی و ایزانامی با هم صحبت کنیم.این داستان به چگونگی به وجود آمدن ژاپن و چندی از خدایان ژاپنی اشاره دارد.

ایزاناگی (دعوت کننده) و ایزانامی (دعوت شونده) خدایان مقدم مذهب شینتو هستند که اعتقاد بر این است که جزایر ژاپن را ایجاد کرده اند و بسیاری دیگر از خدایان شینتو یا کامی را هستی داده اند. فسلفه ی اسطوره های این آیین محبوب ژاپنی، از دو کتاب زیر سرچشمه میگیرد: ۱-نیهون-شوکی (Nihon Shoki) که در سال ۷۲۰ میلادی منتشر شد ۲- کوجیکی (Kojiki ) که توسط یکی از مقامات رسمی امپراطور گیممیو (Gemmyo) بین سالهای ۷۰۸ و ۷۱۴ میلادی نوشته شده است. ۳-منبعی دیگر، کوگوشوی (Kogoshui) نام دارد که درسال ۸۰۷ میلادی توسط ایمیبه نو هیروناری(Imibe no Hironari) ، کسی که سنت های شفاهی و حذف شده از از نیهون-شوکی و کوجیکی را جمع آوری کرده است.

در آغاز، یعنی قبل از شروع آغاز، بهشت و زمین یکی بودند و تقسیم نشده بودند. باهمدیگر ، آنها مانند تخم مرغی بودند، اما تخمی بدون حد. مادهء ظریف (احتمالا منظورش پوسته است) پخش شد و سرانجام بهشت گشت. در همان حال ماده درشت (سفیده) حل شد تا زمین شود. ماده ظریف براحتی جمع شد تا به بهشت شکل بخشد، اما ماده درشت تنبل بود و به دشواری خود را یکپارچه میساخت. وقتی بهشت و زمین تقسیم شدند، موجودات الهی بین آنها تولید شدند. درمیان موجودات الهی ، هفت نسل از خدایان بودند که آخرین آنها، نسل هفتم، ایزاناگی (مردی که دعوت می کند) و ایزانامی (زنی که دعوت می شود) بودند. هنگامی که آنها هستی یافتند، تمام خدایان آسمانی به آنها دستور دادند تا به زمین شناور هبوط* کنند. به آنها نیزه ای با سرِ نگین داده شد و آن دو خدایان با ایستادن بر روی پل شناور بهشت، نیزه را پایین آوردند و شورآب زمین را با نیزه ی خود تا زمان دلمه شدن ، بهم زدند. و اینگونه آنها اولین جزیره یعنی اونوگورو (Onogoro) را شکل دادند. در تفسیری دیگر آمده است که ایزاناگی و ایزانامی نگین نیزه ی خود را به سمت آب گرفتند و از نوک نیزه ی آنها قطراتی چکید که پس از سفت شدن جزیره ی اونوگورو را تشکیل داد.

دو خدا از پل پایین آمدند و خانه خود را بر جزیره ساختند. سرانجام آن دو خواستند همسر یکدیگر باشند، پس ستونی به نام امه نو میهاشیرا (ستون آسمانی) را ساختند و دور و بر آن کاخ یاهیرو-دنو (کاخ هشت هیرو∗ «هیرو؛ از واحدهای اندازهگیری ژاپنی») را ساختند. ایزاناگی و ایزانامی به صورت معکوس دور ستون طواف کردند (هر کدام به صورت مخالف دیگری) و هنگام برخورد ایزانامی درود گفت. هرچند ایزاناگی فکر کرد که این روش درست نیست اما بههرحال آن دو با یکدیگر همسر شدند.آنان هنر زن و شوهری را از نظاره ی دو دم جنبانک فرا گرفتند و هنوز دیدار این پرنده برای ژاپنی ها یادآور خدایان آنهاست. نتیجهٔ آن دو فرزند بود: هیروکو (کودک زالو) و اواشیما (جزیره سست). به علت روش زناشویی نادرست مادر و پدر، آن دو کودک (آنچنان هم که از نامشان معلوم میشود) بدشکل و ناقص به دنیا آمدند و به سبب نقص، خدا بهشمار نمیآیند. آنها بچهها را در قایقی گذاشتند و در دریا انداختند و سپس از خدایان دیگر پرسیدند تا بدانند خطایشان چیست؟ پاسخ این بود که در هنگام اجرای رسوم ازدواج نخست مرد باید سخن بگوید. ایزاناگی و ایزانامی همینطور کردند و این بار ایزاناگی سخن را آغاز کرد، و سرانجام زناشویی را بهصورت درست انجام دادند. نتیجه این زناشویی مجدد اویاشیما (هشت جزیره عظیم) از مجموعه جزایر ژاپن است.

از آنها نیز خدایانی بدنیا آمد از جمله خدای آتش کاگوتسوچی (Kagu-tsuchi) از بدو تولد او، ایزانامی به تبی سوزناک دچار شد و بهبود نیافت. گفته می شود که بسیاری از کامی ها از اشک او به دنیا آمده اند زیرا وی از مصدومیتش رنج می برد درنهایت بطرز مرگباری سوخت. بنابراین او به عالم اموات یا دنیای زیرین یا یومی (yomi) فراخوانده شد. ایزاناگی اما از پسر خود انتقام سریع العجلی گرفت و با شمشیری او را زخمی کرد. اینجا بود که از زخم های کاگوتسوچی خدایان دیگر و کوچک تری هستی یافتند. (و بدین گونه همینطور خدایان بیشتر می شدند.) ایزاناگی که قادر به زندگی بدون همسر محبوبش نبود، مجبور شد به جستجوی او برخیزد. او ایزانامی را در یومی یافت. او تلاش کرد تا ایزانامی را از یومی نجات دهد و بیرون کشد اما نتوانست. زیرا ایزانامی از غذای دنیای زیرین تناول کرده بود. (ژاپنی ها میپندارند هرکه به دنیای زیرین برود، تا زمانی که از آنجا چیزی نخورد، او را راه نجات است اما اگر بخورد دیگر او را بازگشتی نیست)

آنها در تاریکی میتوانستند یکدیگر را ملاقات کنند. ایزانامی برای بازگشت خود، تقاضای استثنای خدایان را از این قانون کرد (تا بتواند به دنیای مادی برگردد). بنابراین او به شوهرش التماس کرد که صبور باشد و در درگاه عالم اموات منتظر او باشد و به هیچ وجه درگاه را باز نکند و مراقب باشد تا هیچ پرتو نوری به یومی وارد نشود. روند رهایی طولانی بود و ایزاناگی این صبر را طاقت نیاورد، شانه ی دندان (مسواک امروزی) خود را برداشت و آتش زد و با مشعل خود، وارد یومی شد و بدنبال ایزانامی گشت. سرانجام اورا پیدا کرد اما با وحشت بدن ایزانامی را مشاهده کرد که درحال تجزیه شدن است. او با وحشت فرار کرد و همسرش نیز بدنبال او رفت. ایزانامی بسیار ناراحت و پریشان بود از این که شوهرش قولی را که به او داده شکسته و به دنیای زیرین وارد شده، ولی از همه بدتر ، هشت رعد و زنان زشتی از دنیای زیرین بود که بدنبال شوهرش روان شده بودند تا بواسطه او، به زمین بار یابند. ایزاناگی در زمان عقب نشینی و فرار، با پرتاب چوب خود در مسیرش، تعقیب تندرها را متوقف کرد و در این لحظه بود که دو خدای جاده چیماتا (Chimata no kami) و یاچیماتا هیکو( Yachimata-hiko) که هردو باهم دوسوجین (Dosojin) خوانده می شوند هستی یافتند. ایزامی که از این نافرمانی همسرش ناخشنود بود فریاد برآورد که روزی هزار نفر از ساکنان زمین را نابود خواهد ساخت. داستان ازدواج ایزاناگی و ایزانامی گویای هستی یافتن طبیعت و پدیده هایش ، و همچنین روایت جدایی آنان گویای ناپایداری زندگانی و پیدایش مرگ است.

سرانجام ایزاناگی به جهان مادی حضور یافت. سپس او قاطعانه سنگی را بر درگاه یومی گذاشت و مسیر رفتن به یومی را مسدود کرد و مناجات جدایی را سرایش کرد. اینگونه آنها برای همیشه از هم جدا گشتند. ایزاناگی که بتازگی از سفر دنیای زیرین بازگشته بود، برای اینکه خود را از ناخالصی های دنیای زیرین بزاید، مراسم پاکسازی یا هارای (harai) را در رودخانه ووتو (Woto) انجام داد. در این مناسبت بود که خدایان قوی و مختلفی بدنیا آمدند. هنگامی که ایزاناگی چشم راست خود را شست، خدای خورشید آماتراسو (Amaterasu) هستی یافت. از چشم چپ او، خدای ماه تسوکویومی(Tsukuyomi) ، و از بینی او خدای طوفان سوسانو(Susano) زاده شدند. و بدین گونه ایزاناگی برای زندگی در میان خدایان در بهشت، و ایزانامی برای سلطنت در سرزمین مردگان ناچار شدند.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
بک میدم؛
پست جدیدمو لایک کنین-!🍀✨
پین؟
تست قشنگی بود🫠
ممنون میشم فالوم کنی ...بک میدم🫠
و همچنین ممنون میشم تست "چقدر پاتر هدی؟"منو لایک کنی (در سدد رسیدن به دستاورد نینجا...)
ایزاناگی و ایزانامی ، داستان آفرینش ژاپن ویژه شد و 200 امتیاز به شما تعلق گرفت.
میشه نظرسنجی اخرمو ببینید لطفا ؟
ممنون میشم
خواهشا 💫
راستی انیمه ی dantalian no shoka (کتابخونه ی مرموز دانتالیان) رو دیدی؟
اگه ندیدی حتما ببین😃🤗
نه ندیدمش - مرسیییی که معرفی کردی فرصت کردم میبینم:>
فقط کامنتتو پاک نکن من همینجا سیو داشته باشمش.
نه بابا چرا پاک کنم،
اوکی پس حتما ببینش
یه چند تا دیگه هم هست
پس اونارو هم معرفی کن که باهم داشته باشمشون
البته اگر زحمت نمیشه:))))
خب قلب پاندورا
بونگو و جادوگران
عسل و شبدر
عاشقان شیtانی
خادم سیاه
همینا
چه باحال بوددد 😃
ممنونم3>
بسی جالب:))
ممنونم
خیلی قشنگ بود✨️
دوستان بک میدم
ممنونم - فالوت کردم
لاو یو
سیو کردم بعدا بخونمش به نظر جالبه
ممنون:))))
خواهش ♡♡♡
تستت عالیه✨️:)
مزش پرتقالیه🍊:)
اریگاتو