بچه ها این سری هیچ حرفی ندارم..فقط نگرانم..دلم گرفته..
صد در صد منظورمو از عنوان تست فهمیدین..ما درسته تو فضای مجازی یا واقعیت خیلی آدمای خوشحال و شادی هستیم..ولی هم من هم تو هم همه خوب میدونن این دنیا جای خیلی خطرناکیه..تو دنیایی که کلمات بیشتر از گلوله و تفنگ آدم کشتن نمیشه زندگی راحتی داشت..
ما دیدیم..ما خیلی دیدم..ما خیلی زیاد دیدیم..نمونشونو زیاد دیدیم..مراسما رو زیاد دیدیم..گوهارا..سولی..جونگهیون..مین وو..دونگ ها..جی وُن..آن سو جین..مرگشونو دیدیم..یادتونه؟میدونین من کجا از بیشتر مردم و دنیا ترسیدم؟..وقتی مراسم هاشونو میدیدم وقتی عکس اون موقعا که مردم عکس گرفته بودن رو میدیدم وقتی خودمو تو آینه میدیدم که چشمام قرمز شده بود از گریه فهمیدم حتی یه آدم فقط یه آدم چقد میتونه هیولا باشه.. لایو گوهارا که داشت از سولی خدافظی میکردو رو هیچوقت یادم نمیره..اون گریه هاش هنوز تو ذهنم هست..هنوز هست..اون گریه هاش و دلتنگیش که هر لحظه بیشتر میشد..یادتونه؟..میگفت بچه ها من حالم خوبه..سولی من متاسفم..سولی من بهت قول میدم سالم و خوشحال زندگی میکنم و سخت کار میکنم..میگفت سولی لطفا خوب باش اینجوری خدافظی کردن باهات انتخاب من نبوده..گریه هاش و جمله هاش تو ذهنم حک شده..میگفت تمام تلاشمو میکنم ولی یه ماه بعد..چی شد؟..یه ماه بعد از اینکه سولی رو از دست دادیم هارا هم همینجور شد..اونجا از مردم ترسیدم..اونجا از کلمات ترسیدم..اونجا فهمیدم کلمات فقط یه کلمه نیستن..نه..هیچوقت کلماتی که پشت سر هم قرار میگیرن فقط یه حرف نیستن و نبودن..
الان مثلا جیسو..جیسو افسردگی شدید گرفته..بچه ها لطفا توجه کنید..کلمات فقط کلمات نیستن..اگه بخواین بیشتر براتون اسم کسایی که بخاطر همین کلمات و جمله هایی که میگید و درک نمیکنید دارین چی میگید خودکشی کردنو بیارم..بچه ها از جنی و جیسو لطفا حمایت کنید..از نامجون حمایت کنید..ازشون حمایت کنید..زیاد هیت میگیرن..اونا همیشه خودشونو خوشحال نشون میدن ولی کیه که از دلشون خبر نداشته باشه؟..
یه بیوگرافی کوچیک از خودم بدم؟من آوا ام..13 سالمه..رنگ مورد علاقم بنفش و فیروزه ایه..بزرگ ترین ترسم..بزرگترین..ترسم..جواب این سوالو اصلا دوست ندارم ولی..چند ماه پیش داشتیم با دوستام بازی میکردیم که نوبت من شد و ازم پرسیدن بزرگترین ترست چیه؟جوابی که دادم رو کلمه به کلمه یادمه : بزرگ ترین ترسم خب..میترسم از اینکه..یه روزی برسه که برای خیلی چیزا دیر شده باشه..یه روزی برسه که برای بخشیدن..برای مهربونی کردن..برای معذرت خواهی کردن..برای دوست داشتن..برای حرف زدن..برای پشیمونی..برای همه ی چیزا خیلی دیر شده باشه..وقتی که یکی از دوستام ازم پرسید منظورت چیه گفتم : مرگ ما..مرگ اون...یکی از این دوتا میتونه باشه..و اون موقع ناراحت شدم که اونا نمیفهمیدن منظورم چیه..چون اونا مرگ اونا رو ندیدن..اون حسا و اون ویدیو های خدافظی فن ها ازشون رو ندیدن..
به این جمله ها دقت کنید..(برای پشیمونی..برای معذرت خواهی کردن)..خب میدونید..افسردگی..خودکشی...اینا چیزایی نیستن که با پشیمونی معذرت خواهی گریه یا عذاب وجدان داشتن درست بشن..اگه کسی بخاطر هیتایی که شما بهش دادین خودکشی کنه..بنظرتون با اینا درست میشه؟نه.بنظرتون اون زنده میشه؟نه.بنظرتون عذاب وجدان ولتون میکنه؟نه.بنظرتون اون حالا هم همون جوری که قبلا دربارش حرف میزدینه؟نه..پس بیاین خیلی جاها نظرمونو ابراز نکنیم..
درسته شاید بگین حالا یه کامنت من ارزشی نداره..ولی همون قدری که یه کامنت میتونه بی ارزش باشه همون قدرم میتونه با ارزش و صد البته خطرناک باشه..ما نظرمونو نگیم کسی بهمون اعتراض نمیکنه..کسی حقمونو نمیخوره..کسی بهمون نمیخنده..کسی تحقیرمون نمیکنه..ولی کلی آدم بهمون افتخار میکنن و میفهمن ما چقد درک و فهم داریم..ولی برعکس اگه بگیم جون یه کسیو در خطر میندازیم..ممکنه با همون کامنت بی ارزش ما خیلی از جون های با ارزشو تو خطر بندازیم..فقط لطفا به حرفام فکر کن..زیاد وقتتو نمیگیره..