
از کجا میدونی میتونی بد و خوب واقعی رو تشخیص بدی؟!.
بیاید برگردیم به میلیون ها سال قبل، شایدم میلیارد ها! به وقتی که هنوز زندگی ای در جریان نبود، تنها موجودات زنده خورشید، ماه، آسمان، ستاره، دریا، آتش و... بودند. داستانی که میخوام تعریف کنم متفاوته، درمورد جنگ زئوس یا آپولو نیست؛ درمورد فرزندان طبیعت، در مورد شخصیتی خاکستری همراه با سفید. الهه ها در امواج زندگی و یا بهتر بگم دنیا ها و بعد های مختلف شناورند، در مناطق بی زمانی، همین باعث میشه که الهه ها سن کمی داشته باشند. البته به این معنی نیست که تا آخرت اونجان، گاهی به بعد های دیگر میروند، ولی توی هر بعد زمان متفاوت میگذره! سرزمینی که داستان ما درش اتفاق میافته "سرزمین تاریکی" نام دارد. زمان توی این سرزمین کاملا متفاوت و طولانی تر از بعد های دیگه از جمله زمین میگذرد.
در بخشی از این سرزمین که دو ماه وجود دارد، ماه نقره ای و ماه قرمز، این بهش از سرزمین بوی ترکیبی از وانیل و گل رز می دهد، و اما اونور تر بخش دیگر سرزمین مانند زمین یک خورشید و یک ماه دارد، اما با این تفاوت که در این سرزمین جای هر دو ماه و خورشید همیشه بی حرکت است، ماه نقره ای در وسط سرزمین قرار دارد و از هر دو بخش سرزمین قابل مشاهده است، و خورشید در این سرزمین مانند زمین رنگی زرد و درخشنده دارد، و اما این بخش از سرزمین که یک ماه و خورشید دارد بوی ترکیبی از قهوه و گل بنفشه میدهد. در مرز این دو بخش سرزمین تاریکی گل های پامچال رشد میکنند، گل هایی برای ساخت معجون عشق، که استفاده از آن گل ها و معجون سالیان سال است که ممنوع شده.
بخش سمت چپ سرزمین تاریکی که دو ماه دارد "میناس" دارد، و بخش دیگر که در سمت راست وجود دارد که یک ماه و یک خورشید دارد "لیوس" نام دارد، و مرز این دو بخش رو "ایکلیپس" مینامند! در میناس قلعه سیاه رنگی با رگه های نقره ای که به "نقره ماه" معروف است وجود دارد. این قلعه رو "قصر ماه" مینامند، ترکیبی از نور ماه نقره ای و قرمز بر روی این برج میتابد، در آن سو در لیوس قصری تقریبا با همین شکل وجود دارد، با تفاوت اینکه این قلعه سفید رنگ و با رگه های طلایی که به "طلای خورشید" معروف است وجود دارد و این قلعه را "قصر خورشید" مینامند.
هلیوس فرزند خورشید، با موهای مشکی با رگه های طلایی، چشمانی عسلی، پوستی روشن و چهره ای خیره کننده در قصر خورشید حکمرانی میکند. و در آن سو در میناس، لونا فرزند ماه با موهایی مشکی و با رگه های سفید یخی، چشمانی خاکستری متمایل به مشکی، پوستی به شفافی کریستال و چهره ای مجذوب کننده در قصر ماه حکمرانی میکند.
سالیان سال مردم دو دسته بودند، سیاه و سفید، بد و خوب، ولی با به وجود اومدن لونا این فرضیه رد و شخصیت خاکستری، چیزی بین بد و خوب اضافه شد. تمام الهه های دیگر، که با سیاه بودند یا سفید به سرنوشتی مشخص دچار شدند، سیاه ها توسط سفید ها مجازات شدند و اکثر به سفید ها پیوستند، و اما بخشی دیگر به سیاه چال ها انتقال یافتند. خاکستری بودن شخصیت لونا کار رو برای زئوس (فرزند آسمان) و هلیوس سخت کرده است؛ آیا لونا سزاوار مجازات است؟
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عررررر خیلی دوسش داشتم:))
لطفداریقشگم).
چرا نمیری نویسنده شیی؟؟؟؟😁
عاشقش شدم
لطفداری).
خیلی خوب بود 😍
لطفداریقشگم.)
عالیه.واقعا مجذوب داستان شدم✨🌱
خوشحالمکهتونستمهمچینتاثیریبذارم.)))
💖🙃