
بریم که داشته باشیم...🥲😂
Infj:بدویید تقریبا رسیدیم...entj:ماکه رسیدیم...برای چی بدوییم؟enfj:منطقی عه...entp:بچه ها..من کم کم چشمام داره سیاهی میره..اخخ.. من گفتم:پس بدویید!همه به سمت کلبه و بقیه رفتیم...با سرعتی زیاد...intp: سریع ببریدش تو کلبه..بهتره از حال نره...وگرنه یکم خطرناک میشه...بقیه هم همین کارو کردن...infp:اینجا چه خبره؟شما کجا بودید؟ چرا entpزخمی شده؟istp:ام..خب توضیحش زیادی مفصله...اول entp...بعد توضیح...intj:البته entp خیلی هم اولویت نداره ها...میگم اول توضیح و بگیم...😂estp:چیی...داداش من چیش شدههه!؟ intj حرف دهنتو بفهم...حق نداری درمورد entp اینجوری حرف بزنی!intj:کی جلومو گرفته؟احساس شاخی بهت دست داده مثلا جوجه؟isfj:خب...دوستان الان یکم بیخیال شید!estpبیخیال شو...الان وقت ی دعوای دیگه رو نداریم...دوستت مهم تره!estp:فقط بخاطر توisfj...وگرنه میزدم intj رو دو تیکه میکردم...intj:اون رفیق اسکلت تا الان ده بار از من کتک خورده...توکه چیزی نیستی...من گفتم...:یکم دیگه ادامه بدید خودم میام جفتتونو میزنماا.. عیبابا!... و رفتم توی کلبه کمک intp...
Intp:خوب شد اومدیenfpکمک نیاز داشتم...برو بتادین و نخ سوزن و پارچه ی تمیز پیدا کن...-باشه...از کجا...وای چرا پیدا نمیشه...+یکم بهتر بگرد خب!-نیست...فقط بتادین پیدا کردم...+بیام ببینم هست من میدونم با تو ها!-باشه...میگم نیست..+صب کن...اینجاس ک!..تو اینا رو ندیدی؟ رو میز بود🤦🏼♀️بیا اینم پارچه!الان بزنمت؟-خب نبود...یهو ظاهر شده...intp رفت به سمت entpکه روی تخت بود...و من برگشتم به سمت میز و آروم گفتم:حواسم بهت هست!میز بی ادب..intp:عجب...خب بیا کمک..امیدوارم عفونت نکرده باشه..نه خدارو شکر...باintpزخم entpرو پانسمان کردیم... entp:خب..فک کنم ی تشکر خیلی خیلی کوچولو بهتون بدهکارم...مر۳۰..intp:تشکر ت زیادی تو چشم بود...
Entpاز خستگی و درد خوابید...و بقیه بیرون کلبه ها جمع شدیم تا هرکس دانسته های خودشو بگه و یه راهی پیدا کنیم...isfj:خب...شماهایی که پیش ما نبودید...منو infp ی سرنخ پیدا کردیم...ی نامه ی عجیب غریب...intj:و شماهایی که نبودید...ما یه غار پیدا کردیم که مارو برد به ی سمت دیگه و اونجا حشرات غول پیکر بودن و حیوونا کوچیک...infp:احساس میکنم سرکارم...istp:ولی جدی عه...و کل ماجرا این نیست...بعدش ی غار دیگه برای خواب پیدا کردیم و فهمیدیم اونجا حکاکی هایی شده که یجورایی سر نخ هست...istj:خب...اینجا دیگه داره غیر قابل درک میشه...esfj:باید چیکار کنیم؟ من دارم یکم میترسم...estp:چه باهال...خاک توسرم نیومدم باهاتون...کلبه خسته کننده بود...infpنامه ای را که پیدا کرده بودند را به ما نشان داد...entj:یکی میمیرد و یکی زنده میماند؟ غارتگران و ماجراجویان؟ منظورش به اینهاست؟intj:روی دیوار غار نوشته بود بزرگترین گنج تا به امروز! ...ماجراجو و غارتگر...اینا بهم میتونن ربط داشته باشن؟
Intp:روی دیوار غار نوشته بود ارزشمند ترین ناچیز ها...منظورش درختا نیست؟ آخه به چشم همه ناچیز عه..ولی درواقع ی نقشه ی مهم و ارزشمنده...infj:شاید اینا سر نخ هستن...اولیش چی بود؟ شانس...خب ما شانس آوردیم که زنده موندیم...بعدش بهترین از هر شخصیت...شاید ما هستیم...بعدش بی ارزش ترین نا چیز ها...که میشه درختا...بعدش جابجایی...خب جابجایی چی میتونه باشه؟entj:تغییر سایز حیوونا! بعدی چی بود؟enfj:خب...راستش یکم عجیبه...ولی جادو!
Esfp:دارید در مورد چی حرف میزنید؟ مسخره مون کردید؟آخه جادو؟من گفتم:اینا همه راسته...آخرین چیز هم بزرگترین گنج تا به امروز بود...من میگم باید برگردیم و کل حکاکی هارو بخونیم و رمز گشایی کنیم...اینا الکی اینجا نیستن...این سرنوشته که مارو فرا میخونه...infp:منم موافقم...ولی توی نامه نوشته بود...پایان همیشه خوش نخواهد بود...و در آخر این نوشته شده بود که مراقب باش نگاهت میکنم...یکم ترسناکه...میترسم اتفاق بدی بیوفته...estj:اون نامه حداقل مال ۱۰۰ سال پیشه...هرکی نوشته اونو تا الان مرده...بیخیالش شو...infp:اگه روحش اینجا باشه چی؟ Estp:خدایا منو هویج کن این حرفو نشنوم...آخه روح!...
Istj:پس باید بریم تو دهن شیر...خب ...فردا باید حرکت کنیم...امشب استراحت میکنیم و وسایل های مورد نیاز رو جمع میکنیم..entj:موافقم...enfj:خطرناکه...ولی تنها راه چاره ست...intj:هنوز از خودم میپرسم چرا تو سقوط ی مرگ کوتاه نداشتم!infj:حواستون رو جمع کنید...باید کل جزیره روبه ی چشم دیگه ببینید...درخت ها و فقط ی درخت نبینید...چون شاید ی نقشه باشن...ی غار رو فقط غار نبینید چون شاید سر نخ باشن...حالا هم بریم ی چیزی بخوریم دارم از گشنگی میمیرم...من گفتم:حق ترین حرف تا الان...منم خیلی گشنمه...
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
جشنننننن
خواهررررر یه هفته گذشته هاااا
بخدا وقت کنم میزارم😭😂💔...احتمالا فردا
خب جای امید داره
لایکت کردم نمیری
یادمه یه بار اینکار نکردم داشتی خودت میکشتی😂
ببخشید شما؟😂