
تو اوقات فراغت :)

Sen Çal Kapımı تو در خانه ام را بزن ادا (هانده ارچل) یک دانشجو است، او هنگامیکه فقط یک دختر بچه کوچک بوده است پدر و مادرش را از دست داده است. ادا به تحصیل در یک دانشگاه خصوصی با بورسیه مشغول است بعد از اینکه بورسیه اش بدون هیچ اطلاع قبلی قطع می شود، دانشگاه دیگر او را نمی پذیرد و مجبور است در سال آخر تحصیل خود از دانشگاه برود. با وجود اینکه ادا برای تحصیل در یکی از دانشگاه های ایتالیا پذیرفته شده است اما رویای او برای گرفتن مدرک و تحصیل در ایتالیا به فنا می رود. ادا مجبور به کار کردن در گل فروشی به صورت پاره وقت می شود و با دوستش ملک در یک خانه کوچک زندگی می کند و سعی دارد زندگی اش را پیش ببرد. او اکنون می خواهد وارد یک دانشگاه دولتی بشود تا دیگر با مشکل بورسیه مواجه نشود. با این حال او هنوز نمی تواند بی عدالتی که در حقش شده و کسی که باعث قطع شدن بورسیه او شده است را فراموش کند. سرکان بولات (کرم بورسین) تاجر جوان و موفقی است که مسئول امور بورسیه دانشجویان در دانشگاهی که اجه تحصیل می کند، است. وقتی که او دستوری برای از بین بردن هزینه های اضافی می دهد، مدیر مالی او سر خود بورسیه دانشجویان را قطع می کند. این وضعیت شاید برای کمپانی چیز مهمی نباشد اما می تواند زندگی یک شخص را به طور قابل ملاحظه ای دگرگون کند. وقتی که سرکان بولات در جشن فارغ التحصیلی دانشگاه سخنرانی می کند، ادا او را می بیند و این دو با هم بحث می کنند و ادا به او می گوید که چگونه باعث دگرگون شدن زندگی اش شده است، سرکان که از اشتباه کردن متنفر است پیگیر موضوع شده و می فهمد که مدیر مالی اش سر خود این کار را کرده است. به هر حال ادا و سرکان از یکدیگر خوششان نمی آید و دوست ندارند دیگر با هم روبرو شوند اما این دو در موقعیت ها و مکان های مختلف بارها و بارها همدیگر را ملاقات می کنند. سابق سرکان، سلین که قرار است بزودی با فرید نامزد کند اما سرکان که می داند سلین هنوز او را دوست دارد سعی می کند تصمیم او را عوض کند، برخی اتفاقات باعث می شود که سرکان و ادا با هم قرار می گذارند که نقش معشوقه ها را بازی کنند، سرکان با این کار می خواهد کاری کند که سلین نامزدی اش را به هم بزند و ادا هم می خواهد تا حسادت کسی دوستش دارد را برانگیزد

Kendi Düşen Ağlamaz خود افتاده گریه نمی کنه داستان سریال خود کرده را تدبیر نیست برگرفته از کتابی به همین نام اثر Ayşegül Çiçekoglu است. در روزی که آلیز به دنیا آمد، مادرش فوت کرد. او دختر جوانی زیبا اما بسیار خودخواه است که توسط پدرش لوس و بزرگ شده است. وقتی آلیز متوجه میشود پدرش دوباره ازدواج میکند دیوانه میشود. او تصمیم میگیرد برای انتقام گرفتن از پدرش با مردی ازدواج کند که دوستش ندارد. با این حال، همه چیز طبق برنامه پیش نمیرود. این سریال هنوز در حال پخش است و اطلاعات زیادی از آن در دسترس نیست.

Duy beni مرا بشنو اکیم و لیلا دو نوجوان هستند که به اندازه دو خواهر صمیمی هستند، آنها زندگی متواضعانه ای در محله ای معمولی دارند اما همیشه به بچه های ثروتمند دبیرستان “دوعرو” حسادت میکردند. مدرسه متوسطه ای که برای بچه های خانواده های ثروتمند است. روزی یک شخص با ماشین به لیلا برخورد میکند و از صحنه جرم فرار میکند و به سمت مدرسه می رود و ماشین را در پارکینگ مخفی میکند وقتی خبر پخش میشود که دختری بخاطر شخصی از مدرسه بقیه عمرش را روی ویلچر می گذراند، مدیر تصمیم میگیرد تا به سه نفر از محله لیلا بورسیه تحصیلی بدهد تا خبر را بپوشاند. اکیم، عایشه و بکیر انتخاب میشوند تا زندگی تازه ای در دبیرستان دوعرو شروع کنند اما به زودی میفهمند که زندگیشان در واقع سخت تر میشود و آنها باید برای ادامه زندگی در میان بچه های ثروتمند مقابله کنند. علت اصلی ورود اکیم به مدرسه، پیدا کردن شخصی است که با ماشین به لیلا برخورد کرده و اکیم هرکاری از دستش بر بیاد انجام میدهد تا این شخص را پیدا کند و انتقام دوستش را بگیرد.

kuzey yıldızı کوزی ییلدیز (ستاره ی شمالی) کوزی (اسماعیل دمیرجی) زندگی ثروتمند و در کنار خانواده اش با خوشی زندگی می کند. او در اصل اهل اردو، شهر کوچکی در منطقه دریای سیاه ترکیه است. با این حال، سالها پیش زادگاهش را برای ادامه تحصیل در استانبول ترک و از کار در تجارت خانوادگی خودداری می کند تا در استانبول زندگی کند. وقتی برای خود زندگی جدیدی می سازد، دیگر به زادگاهش باز نمی گردد.زندگی کوزی ناگهان زیر و رو می شود. همسرش طلاق می گیرد و خانواده را رها می کند. کوزی که با ثروت زنش زندگی می کرده حالا خود را بی پول می بیند و نمی داند چگونه با سه دختر نوجوانش همه چیز را از نو شروع کند: فریده (گیزم گونش) مینه (اسلیهان کاپانساهین) و گوکچه (برفین نیلسو آکتاش). فریده دختر بزرگ خانواده که بیشترین حمایت را از پدرش می کند. از طرف دیگر مینه و گوکچه تا حدودی سر به هوا هستند. بعد از اینکه مادرشان تمام پول آنها را می گیرد و آنها را رها می کند، دختران نیز دل شکسته می شوند . با این حال آنها مثل همیشه به زندگی خود ادامه می دهند و امیدوارند هر چه زودتر از پس این مشکل برآیند. با کمک دخترانش، کوزی موفق می شود زندگی خود را جمع و جور کند تا دوباره روی پای خود بایستد. او با پیشنهاد شریک تجاری خود از یک تاجر پول قرض می کند. با این حال، 6 ماه بعد، زمانی که او باید بدهی خود را بازپرداخت کند، با یک پیشنهاد شگفت انگیز مواجه می شود. شریک تجاری او می خواهد در ازای بازپرداخت بدهی کوزی با فریده ازدواج کند. با این پیشنهاد، کوزی پل ها را خراب می کند و به جای تایید این پیشنهاد ازدواج، بی پول شدن را می پذیرد. در مدت زمان بسیار کوتاهی، تمام داراییهای کوزی از جمله خانهاش توسط طلبکاران ضبط میشود، زیرا او قادر به بازپرداخت بدهی خود نیست. یک بار دیگر احساس نا امیدی می کند. کوزی کاری جز بازگشت به زادگاهش که پدر و مادرش در آن زندگی می کنند، ندارد. او و سه دخترش زندگی مدرن خود را پشت سر می گذارند و به اردو می روند که شهری کوچک در منطقه دریای سیاه ترکیه است. وقتی آنها به اردو می رسند، کوزی نمی تواند در خانه والدینش بماند زیرا مدت زیادی است که با پدرش صحبت نمی کند. کلید خانه کوهستانی را از مادرش می گیرد و به همراه سه دختر نوجوانش در این خانه زندگی می کنند. زندگی در روستا اصلا آسان نیست. دخترانی که به استانداردهای بالا عادت دارند گرم کردن خانه، گرم کردن آب و شستن ظروف با دست مشکل دارند. کوزی همچنین به سختی می تواند اعتماد اهالی را به دست آورد. او باید سخت تلاش کند تا نظر روستاییان را به خود جلب کند و در عین حال باید از یار دوران کودکی خود یلدیز ( اسلیهان گونر ) طلب بخشش کند . یلدیز یک دختر زیبای محلی است که 20 سال پیش قرار بود با کوزی ازدواج کند. پس از اینکه کوزی زادگاهش را ترک کرد و نامزدی را بهم زد، ییلدیز نتوانست او را ببخشد. او پس از آن هرگز ازدواج نمی کند. یلدیز تا حد مرگ کوزی را دوست دارد و در عین حال نمی تواند او را ببخشد. آمدن کوزی و دخترانش زندگی یلدیز را نیز تغییر می دهد. با دیدن کوزی پس از سال ها عصبانیتش شعله ور می شود. او نمی تواند تحمل کند که او را در اطراف خود ببیند. این سریال بسیار طولانی است اما ارزش دیدن را دارد
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالییییی بودن
هممم دوی بنی و سن چال کاپیمی رو دیدم ولی اون دو تا رو ندیدم ، خواهران برادران، گودال ، چشم چران عمارت ، هزار لیتر اشک ، بازی بخت ،اگر خیلی عاشق شی ،کارا سودا ، دوننس،عشق حرف حالیش نمیشه ، هم بهت معرفی میکنم یه ۲ سال طول میکشه تمومشون کنی🗿🛃😂
قابل نداره ۲۵ هزار تومان
باورت میشه همشونو دیدم
انتقام شیرین
پرنده سحر خیز
قرص ماه
رو هم من بهتون پیشنهاد می کنم
ممنون حتما یک پست ازشون درست می کنم :)
عشق ممنوع رو ندیدم🌚
عه بیوت:)🌝🗿