دوستان بریم و سمی شیم 🗿 با خاطره های سم کاربرای کیوت
6 اسلاید
نتیجه
مجموع امتیاز شما
امتیاز
تعداد پاسخ صحیح
تعداد پاسخ غلط
درصد صحیح
شما به درصد سوالات پاسخ درست دادید
دوستان بریم و سمی شیم 🗿 با خاطره های سم کاربرای کیوت
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
فالو=بک
پین؟
سلام 🌚
تا حالا شده فکر کنی ممکنه دیپلم بگیری و علاقهت رو نفهمی؟✅
من یه موسسه استعداد تستچی راه انداختم تا افراد بتونن علاقه خودشون رو پیدا کنن💗
اسم اموزش گاه پرشینه😁
سازنده خودم تبلیغات تست هامو پاک میکنم پس تو هم میتونی تبلیغ منو پاک کنی
پين؟
@دخی خسته
آره دارم آمار گیری میکنم ببینم چقدر پسر داریم چقدر پسرا کمن😂
______
همه دخترن 😂😂
صبح سر صف بودیم دیگه مدیر بعد از کلی حرف زدن گفت دستاتون رو بیارید جلو ناخوناتون رو نگاه کنم .تا رسید به من پاش لیز خورد پخش زمین شد بعد منم که نمیتونم جلو خندمو بگیرم دیگه رفتم دفتر
لطفا من رو بزار
تو پسری؟
منن؟؟ نه
آره دارم آمار گیری میکنم ببینم چقدر پسر داریم چقدر پسرا کمن😂
یبار کلاس پنجم قبل اینکه معلم بیا سرکلاس بعد زنگ تفریح مت مقنعه ها در آورده رو میز وایساده بودیم و می رقصیدم و پارتی گرفته بودیم چراغا خاموش بود تولد بیبه میخوندیم ولی تولد کسی نبود😐😁که یهو معلم بدون هیچ سر و صدایی اومد داخل و ماهم همه گونه ها سرخ و شرمنده دیگه بقیش هم خودتون تصور کنید😁😁
خوشبحالتون خاطره های خوب از مدرستون دارین
یهبارممقنعههامونوبازکردیم،معلمبهداشتمونبدونسروصدااومدکلاسبعدمابدونمقنعهداشتیمآهنگدوست..پسرمخلهرومیخوندیمیهدفعهبادیدنشپریدیمروصنلیامونومقنهمونوپوشیدیم
عه خاطره ی مننن
واو
معلمقرآنداشتقرآنمیخوند،دوستمکهکنارمبودداشتحرفایبیربطمیزد،باصدایبلنددادزدمخفهشووووووو،معلمگفتبامنی؟گفتمنهخانمبادوستمم.
معلمدیگهاونمعلمقبلینشد😔🤣
من یکی از دوستام توی سرویس بودیم بعد همون راننده عه اصن کولر نمیزد دوستمم هر روز بش میگفت گوش نمیکرد رفت شکایت کرد بازم گوش نمیکرد بعد رفت بالشت راننده رو برداشت گفت اگه کولرو باز نکنی اینو پرت میکنم بیرون بعدش راننده هه گفت جرعت داری پرت کن و واقعا پرت کرد بعدش راننده سرویسه گفت دیگه نمیبره تا حق نداری بیای اینجا بعد امروز دوباره سوار سرویسه شد بعد ما هم خدافظی کردیم رفتیم وسط راه بودیم مسئول سرویس ها هم با اوتوبوس خودمون اومد بعد وسط راهه زنگ زد گفت من دیگه نمیبرم بعد گفت تو غلط میکنی و......