
سلام سلام این مکان ها در ظاهر ان چنان ترسناک نیست ولی داستان های ترسناکی پشتش داره.

•کلبه وحشت-انزلی• داستان:برخی از اهالی روستا منتظر بودند تا صبح شود و بلاخره راز کلبه وحشت انزلی مشخص شود؛ اما شب هنگام، دو نفر از این چهار پسر به دلایلی نامعلوم از کلبه وحشت انزلی فرار میکنند، در حالی که دو نفر دیگر در کلبه باقی میمانند. متاسفانه سرنوشت دو نفری که آن شب در کلبه میمانند، بسیار غمانگیز است. گفته میشود که یکی از آنها در کلبه از ترس، جان خود را از دست میدهد و سکته قلبی میکند و نفر دوم نیز به جنون دچار میشود و هرگز به حالت عادی برنمیگردد. طبق گفته محلیها پس از این ماجرا برای ماهها درب خانه وحشت انزلی پلمپ شد و دیگر هیچ فردی جرات رفتن به آنجا و بازدید از این کلبه شوم را، حتی در روز، نداشت. مردم آن منطقه سعی میکردند که از اطراف خانه هم رد نشوند و پس از مدتی، در جنگل نیز تردد نمیکردند.

ادامه داستان:دیری نپایید که داستان هولناک و مرموز دیگری در این منطقه اتفاق افتاد. درست ۴ سال بعد از حادثه سال ۱۳۶۵، سه دختر مسافر که به روستای هفت دغنان آمده بودند، تصمیم میگیرند که یک شب را در کلبه وحشت انزلی بگذرانند. آنها شایعاتی راجع به مرگ و داستان پسرهای دانشجو و همچنین نحس بودن این کلبه از گذشته شنیده بودند و قصد داشتند تا به این حرف و حدیثها پایان دهند. آنها بهطور پنهانی و بدون اطلاع به هیچ کسی از درب پشتی کلبه وارد آن شدند و تصمیم گرفتند تا شب را در آنجا بمانند. آنها میخواستند با این کار به همه ثابت کنند که در این کلبه، هیچ اتفاق مرموز و ترسناکی اتفاق نخواهد افتاد. از آنجا که هیچکس در روستا از تصمیم این سه دختر مطلع نبود، کسی هم در صبح آن شب شوم در انتظار آنها نبود. دو روز پس از رفتن آن سه دختر به کلبه وحشت انزلی، محلیهای آن منطقه یکی از آنها را در فاصله حدود ۳۰۰ متری کلبه پیدا کردند. دختر بیچاره در تنه یک درخت مخفی شده بود. او آنقدر ترسیده بود و شوکه شده بود که حتی نمیتوانست حرف بزند. وی مدام بهسمت خانه اشاره می کرد و از ترس میلرزید.محلیها تصمیم میگیرند که پلمپ درب کلبه را بشکنند و وارد آن شوند تا از سرنوشت دو دختر دیگر اطلاعی به دست آورند که متاسفانه با اجساد آنها مواجه میشوند. پزشکی قانونی علت مرگ هر دوی آنها را سکته قلبی و مرگ آنی تشخیص داد. طبق گفتههای شاهدان ماجرا، چشم هر دو دختر به نقطه مشخصی خیره شده و باز مانده بود. دختری که موفق شده بود فرار کند نیز پس از چهار روز، خودکشی میکند و جان خود را از دست میدهد.پلیس محلی پس از این اتفاق، کلبه را تخلیه میکند و تحت تدابیر امنیتی قرار میدهد. گفته میشود از آن زمان به بعد هیچ کس اجازه ندارد که به کلبه وحشت نزدیک شود یا از آن دیدن کند.

•جنگل جیغ-مشهد• داستان:جنگل جیغ را به خاطر صداهای عجیبی (شبیه به سوت یا جیغ) که در طول شب تا سپیدهدم در آن طنین میاندازد به این نام نامگذاری کردهاند. تمام افرادی که تا به امروز از جنگل جیغ مشهد دیدن کردهاند، این صدای جیغ گوشخراش و عجیب را تایید میکنند. یک نکته ترسناک دیگر درباره این جنگل این است که صدای جیغ بهمحض تاریک شدن هوا به گوش میرسد و روزهای این جنگل با دیگر جنگلهای معمولی هیچ تفاوتی ندارد.صدای جیغی که در جنگل جیغ مشهد به گوش میرسد دقیقا به صدای جیغ زنی شباهت دارد که گویی در حال سوختن در آتش است و از ته دل فریاد میزند. بدون شک، شنیدن این صدا هر کسی را خواهد ترساند. در سالهای اخیر بسیاری از افراد که این داستان را باور نداشتند یا اهل ماجراجویی بودند به بازدید از جنگل جیغ رفتهاند؛ اما بسیاری از آنها در نیمه راه پشیمان میشوند و بازمیگردند. در جنگل جیغ که با نام جنگل سربرج و جنگل مج نیز شناخته میشود، گیاهانی چون درختان میوه گیلاس، گردو، سیب و چنارهای سر بهفلک کشیده در اطراف رودخانه و حیواناتی چون گرگ، روباه و پرندگانی چون عقاب و قرقی دیده میشوند.

•غار قاتل-کرمانشاه• داستان:سال ۱۳۷۲ دو نفر از غارنوردان حرفه ای پا به این غار مخوف می گذارند و بعد اینکه ۱۲ روز را در غار می گذرانند به نقطه ی انتهایی آن می رسند. بعد از این موفقیت ها انگار ترس غارنوردان هم ریخته و درهای غار به روی همه باز شد. از این پس کنجکاوی، غارنوردان زیادی را به این غار کشاند و در پی همین غارنوردی ها ۵ نفر به کام مرگ رفتند البته برای افرادی هم حادثه هایی پیش آمد اما در نهایت نجات پیدا کردند. غارنوردان زیادی دوست دارند که به داخل این غار تاریک بروند و جذابیت های پنهان آن را از نزدیک ببینند. رسیدن به انتهای این غار برای غارنوردان به شیرینی رسیدن به قله ی کوه های صعب العبور است با این حال کانال های بسیار باریک غار افراد زیادی را از ادامه ی راه منصرف کرده است. هر سال بین ۲ تا ۹ سفر به این غار انجام می شود و عده ای حتی چندین بار به انتهای آن رسیده اند. غارنوردی در این غار به حدی سخت است که در گذشته زباله های زیادی در این غار وجود داشت که امکان خارج کردن آن ها تا مدت ها وجود نداشت تا اینکه بالاخره تیمی حرفه ای این زباله ها را جمع آوری و از غار خارج کردند.غار پرآو در زبان محلی یعنی پرآب اما با دیدن تصاویر این غار اثری از آب نمی بینیم با این حال در طول مسیرهای طولانی غار آب زیادی به چشم می خورد که از ذوب شدن یخ های زیر زمینی به وجود آمده است. قسمتی از غار که بیشترین آب را در خود جای داده حوضچه ی انتهای غار است که حدود ۳ متر در آن آب وجود دارد. عمق این حوضچه در سال ۱۳۸۳ اندازه گیری شد؛ در آن سال یک غواص به همراه تیمی غارنورد به انتهای غار رسید و داخل حوضچه رفت. او بعد از اندازه گیری عمق حوضچه، اعلام کرد که انتهای حوضچه بسته است و راه به جایی ندارد. اگر غارنورد حرفه ای هستید برای غارنوردی در این غار باید فصل بهار یا تابستان به این منطقه بروید چون در پاییز و زمستان سردی هوا مانع از این کار می شود.

•تالاب ارواح-مازندران• داستان:دریاچه ارواح نوشهر یکی از زیباترین و در عین حال عجیبترین جاهای دیدنی استان مازندران است. این دریاچه که «ممرز» نیز نامیده میشود، در حد فاصل شهر نور تا نوشهر و در ارتفاعات جنگلی قرار دارد. اطراف دریاچه ارواح را درختان توسکا و ممرز پوشاندهاند که شاید علت نامگذاری این دریاچه به نام ممرز نیز همین باشد.نامگذاری دریاچه ارواح به این نام بهدلیل تصاویر خاص و موقعیت ویژه این دریاچه بوده است. تنههای شکسته درختان ممرز که از آب بیرون زدهاند در میان مه گسترده و آب باتلاقی این دریاچه، گردشگران را به یاد صحنههایی از فیلمهای ترسناک میاندازد. این نام از سوی محلیان اطراف انتخاب شده است و میتوان گفت خلاقیت نیز در این نامگذاری به چشم میخورد.

•دره ستارگان قشم• داستان:دیوارههای این دره از دو جنس کاملا متفاوت تشکیل شدهاند که شامل یک لایه ضخیم و تقریبا نرم به رنگ کرم تا خاکستری روشن در زیر میشود و لایه نازک و سختی به رنگ سفید تا خاکستری تیره روی آن قرار دارد. لایه سست زیری در برابر عوامل فرسایش بهسرعت تخریب میشود؛ در صورتی که لایه رویی سخت است و با عملکردی مثل یک سپر برای لایه زیری، از آن در برابر فرسایش محافظت میکند. در نقاطی که لایه رویی از بین رفته یا شکافی در آن به وجود آمده، فرسایش سرعت بیشتری پیدا کرده و در ادامه منجر بهشکلگیری شکافها و درههای کوچک شده است.طبق افسانههای مردم محلی قشم، دره ستارگان محل زندگی اجنه و ارواح است که شبها در آن رفتوآمد میکنند. بسیاری از مردم بر این باورند که صداهای عجیبوغریبی که شبها از این دره به گوش میرسد، بهدلیل حضور این موجودات است و از همین رو ورود گردشگران به دره ستارگان در شب را توصیه نمیکنند.محققان زمینشناسی علت این صداها را پیچیدن باد در روزنهها و حفرههای پرتعداد صخرهها میدانند که هنگام عبور از این دالانها و ستونها، صدای خاصی تولید میکند.
اسلاید اضافی...
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
تستت عالی بود و لایک شد:)💞
من یه تازه واردم و به حمایت تک تکتون نیاز دارم عزیزانم🫂
بک میدم دوستان...:)
ادمین اگر ناراحت شدی بپاک 🙂
اگر نشدی پین؟
میسی فرشته💞
اس 1😰😩💀
😨
دره ستارگان رفتم هیچی نبود😐
من دره ستارگان رو رفتم و ۳ شب موندم ولی اتفاقی نیوفتاد🤲
اس یک
سعید والکور رفت کلبه ی وحشت انزلی که😂💔
چقددد کلبه انزلییی بددههه
من گیلانیممم ولی تاحالا کلبه انزلییی نرفتمم
اولیه خیلی ترسناک بود
من جنگل جیغ رفتم یه روز داشتم کنار آب راه میرفتم یه لحظه مامانم صدام کرد پیشش رفتم گفتم بله اون گفت چی بله
یاخداا
فقط اون کلبه اولیه🫠🤌🏻😂
😂😂😅
شب خوابم نمیبره به مولا🥲😂
😩