3 سال پیش 5 اسلاید 2,030 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی سرگرمی

نظرات بازدیدکنندگان (30)
  • ما یه بار داشتیم بازی میگردیم زمستون بود زمین یخی شده بود روش اسکی میرفتیم و...پنج نفر بودیم
    نفر اول لیز خورد افتاد زمین ، نفر دوم خواست نفر اولو بلند کنه خودشم افتاد روش ، نفر سوم هم افتاد رو اونا ، احساس میکنم نفر چهارم خودش خودشو انداخت 😂من نمیخواستم خودمو بندازم که اون دوستی که تو اسکی بازی راش ندادیم منو از پشت انداخت روشونو🤣نفر اول جر خورد کلا😔

  • ما رو قرار بود ببرن نمازخونه که نماز بخونیم🗿. خلاصه ما وارد کلاس شدیم فکر کردیم وارد مسجد شدیم، دیدیم کل بچه ها چادرشونو واسه مسخره بازی در آوردن و دارن با چادر می رقصن🤣💔.

  • منی ک وسط روضه اینو خوندم.... 🤣🥲

  • یه بار سر امتحان دوستم جلو نشسته بود بعد اون وقتی استرس میگیره کنترل شکمشو از دست میده بعد وسط امتحان یه پنیری قاچ کرد که تا آخر امتحان داشتیم خفه می‌شدیم بعد صداشم بلند بود با بدبختی داشتی کنترل میکردیم خودمونو که نخندیم😂

  • قشنگ بود خاطراتت
    لایکت کردم
    یه سر به پیچم میزنی🌿🤍

  • من و دوستم باهم قهر بودیم می‌خواستیم باهم حرف بزنیم که آشتی کنیم بعدش دیدیم تو حیاط پر بچه اس دوتایی باهم تو یک دستشویی رفتیم صحبت کنیم ناظم مون اومد مارو دید بهمون گفت دوتایی تو دستشویی چه قلطی می کنید ماهم هول شده بودیم سریع فرار کردیم🤣🤣🤣🤣

    • بابا گفتم دیگههه باهم حرف می‌زدیم که همو راضی کنیم دوست بشیم

  • ما شیشم بودیم،یکی از دوستام خ///((ون مصنوعی اورده بود مدرسه قبلشم سرایدار داشت پیش دسشوییو میشست اب جمع شده بود.
    اونجا هم دوربین داشت منو سه از دوستام وایساده بودیم که دوربین نگیره بعد دوستم خون مصنوعی ریخت تو اب بعد فرار کردیم.
    یکی از سرایدارا اومد تو کلاسمون گفت بچها کسی عادت شده؟
    بعد ما به روی خودمون نیاوردیم رفت بیرون.زیادم ریخته بودیم خـــ/ــــ‌ون مصنوعی
    دقیقا ۳ بار اونجارو شستن بعد بچهای دیگه رفته بودن اونجا وایساده بودن کارشناسی میکردن🌝
    ج_____ر خوردیم

  • اسلاید آخر در مورد توپ واسه ماهم همین شد ولی نمیدونم چرا همکلاسی های کثیفم گرفتن دستشون🫠🤢

  • میشه این یکی روهم بذاری:
    یه بار سر کلاس بودیم بعد خانم یکی از شاگرد تنبلارو اورد پای تخته بعد خانم گفت:خب این درس چی چیزی یاد میده و عنوانش چیه؟بعد شاگرد تنبله هی میگفت مثلا...مثلا...مثلا...یهو خانممون گفت:مثلا روم زوم کنی بوم بوم کنه قلبم و اون شعررو گفت😂😂

  • اس سوم بالایی... نخندین خیلی حس بدیه تجربه کردم😑👍

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.