
میخوام ی رمان بنویسم براتون لطفا حمایت کنید💜میشه منتشر شه؟؟؟
سلام من enfpهستم...چند وقت پیش دنبال کار میگشتم ...در اصل من ی اکتشافگر هستم عاشق پیدا کردن چیز های گم شده،مشتاق یادگیری بهم میگن عجیبی اما اهمیت نمیدم چون حس میکنم توی این دنیا عجیب بودنه که آدم رو خاص میکنه . چند روز پیش ی پیغام برام اومد از فردی به اسمentj ازم خواست تا به آفریقا برم و توی ی پروژه ی اکتشافاتی بزرگ در مورد اسکلت های عجیب که تازه پیدا شده بود تحقیق کنم...نامه رو که خوندم پشتش یک بلیت هواپیما بود.برای پس فردا.... پسخسکسنکثتزاسوثنمش،شمچشکوجچننث... خیلی خوشحال شده بودم و توی پوست خودم نمیگنجیدم .
دو روز بعد ساعت ۷:۳۰ دقیقه ی صبح.... باصدای زنگ بیدار شدم آخ جون بلاخره امروز رسیددددد.با ذوق لباس هامو پوشیدم یک شلوار سر همی آبی روشن با جوراب های رنگی و ی تیشرت سفید زیرش. مو هام رو دم اسبی بستم(رنگ موهای من سبزه) و وسایلم رو توی چمدون جمع کردم که بیشترش لباس بود....خیلی خوب تقریبا همش لباس بود..😂 بهم گفته بودن اونجا همه ی وسایل مورد نیاز هست پس از خونه چیزی بر نداشتم.وسایلمو بر داشتم و رفتم آل استار های بنفشم که ساق بلند بود رو پوشیدم.
سوار تاکسی شدم و کل مسیر فقط خودم رو سر کار تصور میکردم که همه دارن ازم تعریف میکنن و همه ی کار هامو درست انجام دادم. رسیدیم!چه زود! عه من ۳۰ دقیقه در حال خیال بافی بودم!😂چمدونم رو از صندوق عقب برداشتم و به فرود گاه رفتم...توی مسیر حس کردم ی آشنا دیدم! آره انگار میشناختمش....عهههintp .... -سلام intp.خوبی.تو اینحا چیکار میکنی؟ با بی حسی تمام جواب داد:سلامenfp بهم پیشنهاد کار دادن توی آفریقا. ی فرد به اسمentj. دارم میرم اونجا. -واییییییintpجونممممم منم از اونجا پیشنهاد کار دارم...مشگسجصچشپشچپششنتاشجنشپ...همکار شدیمممم🤩😁 intpیکی از بهترین باستان شناسانی هست که توی عمرم دیدم و طبیعیه که ازش بخوان بیاد اونجا برای کار..آخه اونجا ی شرکت بزرگه!
با intpرفتیم و سوار هواپیما شدیم(intpدختره!)...یکم بعد غذا رو آوردن خورشت گوشت و سالاد من گشنه نبودم و فقط ی آب گرفتم....یکم گذشت هواپیما بیشتر از حد معمول تکون میخورد میترسیدم که نکنه سقوط کنیم هوا طوفانی شده بود...دو ساعت دیگه مونده بود تا برسیم ...ناگهان کاپیتان از بلند گ گفت که کمر بند هاتونو ببندید کیسه های هوا افتادن ...واییییییییییی داریم سقوط میکنیمممم....همه بیهوش شده بودن فقط من هوشیار بودم.. یکم گذشت دیگه چیزی نفهمیدم...
دوستان این فقط ی توضیح کلی بود و داستان اصلی توی پارت بعده.توی پارت بعد همه ی تایپ ها حضور دارن. حمایت بشه؟!🙂🥺
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
خیلی خلاقانه بود که کاراکتر های شونزده تن ام بی تی آی بشن کاراکتر یک رمان...و اینکه این رمان به گونه ای فن فیکشن به حساب میاد چون برگرفته از یک سری شخصیت با ویژگی تعیین شده هست...و چیزی که این رو زیباتر میکنه این هست که شما یکی از اولین رمانهات رو با کاراکترهایی شروع کردی که خودت و بقیه ازش آشنایی دارید و این توی نوشتن شاهکارهای بعدیت قراره خیلی کمک کننده باشه...پیش به سوی بهترین ها..:)🤍
ممنونمم:))
🤍
پارت دو چی شد..؟🥲
چرا دارت بعدی رو نوشته سه..؟🥲
دو پاک شده یا بعدی سه هست..؟
دستم خورد پاک شد...هنوزم خودمو نبخشیدم🤡
هقققق..خب برام تعریف کن چی شد...🥲
خب همه بیهوش روی زمین افتادن...enfp وintp میرن همه رو بیدار میکنن و یکم باهم بحث میکنن تا متوجه میشن esfj زخمیه و همه میرن کمکش
عه چی شد...اینا که تو فرودگاه بودننن
سوار میشن...تو مسیر طوفان میشه همه بیهوش میشن وقتی بیدار میشن یهو توی جزیره بیدار میشن
یه سوال
واژه بهتری از اکتشافگر نبود؟
این برای پارساله خبب!...الان بیام پارتای اولشو از اول بنویسم زمین تا آسمون فرق داره با اینا
جالبه
عهههه
اولین پارت شد کهههههههه
به هر حال
جشننننننننن
یه سوال enfp دختره ؟
بله...توی پارت هشت بود فک کنم..جنسیتهمه ی تایپا رو گفتم
من کیم؟
من یه بیکارم که از شدت بیکاری دونه دونه پارت هارو از اخر به اول اومدم ببینم لایک کردم یا نه
به به😔
پارت ۲ کجائه؟؟
تو اکانت همین کاربر
متاسفانه پاک شده...اتفاق خاصی نمیوفته توش فقط توی یه جزیره بیدار میشن و همو پیدا میکنن آخرشم میبینن esfj زخمیه
متشکرم عزیزم خلاقیتت پرستیدنیه💛🌱
ممنونم🤎
عااالللیییی بییددددددد💚
میدانیم
مرسییی:')))
طبیعیه خیلی رندوم حوصلت سر بره بیای یه رمان واسه نه ماه پیش بخونی؟
اره بابا...😔
اره خودم الان
نمیتونم ENFP&INTP رو درحال خورشت خوردن تو هواپیما تصور کنم...
تلاش خودتو بکن ی خورشته فقط🤡