3 سال پیش 6 اسلاید 2,844 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی سرگرمی

نظرات بازدیدکنندگان (42)
  • جررر فقط اهنگ دیمانیت و اون دعواعههه اگه من بودم جزو همون 5 نفر گوشه بودم 😂
    نکه خرخون باشم ها😐💔
    کلن خیلی اروم بودم. اصن قاطی دعوا نمیشدم😂

  • چرا ناظمتون با ابدار چی دست تو دست بودن🍃🗿
    خیانتتتت

    • دارک شد...

    • خیلی... 🗿🍃💔

  • @Strange
    چپه بنویسش ناظرا گیر نمیدن من خودم شاید برات منتشرش کردن😂
    ______
    عه باشه

  • من رشتم آشپزی عه بعد سر کلاس بودیم قرار بود کیک درست کنیم
    یکی از بچه ها که داشت با همزن برقی موادو هم میزد بعد فام با قاشق مواد رو جمع کنه قاشق میوفته میره تو همزن و قاشق به صورت فرفری یه تیکه میشه
    با هزار زحمت درش اوردیم
    خیلی بد بود...

  • ما هر روز تو کلاسمون پارتی داریم یه بار معلما با والدین جلسه داشتن ماهم یک زنگ کسی نیومد سر کلاسون کلی اهنگ خوندیم و رقصیدیم من رفتم دستشویی برگشتم دیدم هیچ صدایی نمیاد چند بار با پا کوبیدم تو در بعد دیدم کسی چیزی نمیگه درو باز کردم ناظممون خیلی بد نگام میکرد بعد یکی از دوستام خندید بعد ناظممون داشت دعوام میکرد بعد گفت نخندید، حرف نزنید، نفسم نکشید

  • ما تو مدرسمون قبل اینکه کلاس شروع بشه هر روز تو حیاط مدرسه برنامه اجرا میکنن و همه شاگردا و معلما میبایست تا آخر برنامه تو حیاط باشن... خب من حوصله این چیزارو نداشتم یروز یکم دیرتر رفتم مدرسه تا برنامه تموم شه برم کلاس... آقا از شانس بد ما اونروز کلاسمونو عوض کرده بودن منم نمیدونستم، رفتم دیدم کلاس هیچکی نیومده فک کردم روز مناسبتی چیزیه (تعداد همکلاسیامم خیلی کم بود کلا 10 یا 15 نفری بودیم) میخواستم برم به مدیرمون اطلاع بدم بعد گفتم شاید زودتر از چیزی که فک میکردم اومدم نرفتم دفتر مدیر...

    • ادامه....
      خلاصه همینجوری نشستم یکی دو زنگ بعد یکی از معلمامون اومد تو کلاس تعجب کرد گف چرا فقد تو تو کلاسی بقیه کجان منم گفتم نمد نیومدن معلمم گف باید به مدیر اطلاع میدادی خب بعد رفتیم دفتر مدیر ... بعد تازه فهمیدم کلاسمونو عوض کرده بودن 😑🥱

  • من خاطرمو تو کامنت های نمد پارت 6 یا 5 یا 4 یادم نی، نوشتم اولش بود بعد که حالا نگا کردم نبودن فک کنم پاکیدی

  • اس آخر....😂

  • بشدت سمی شدم))

  • یبار دوستم دنبال من بود منم فرار مبکردم از پله ها که میرفتم بالا پام گیر کرد روی زانو افتاد روی پله ها
    حلومم کراشم بود
    برگشت نگام کرد
    مردمممم

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.