میخوایم فصل اول کتاب دختری که ماه را نوشید رو با هم بخونیم
فصل اول: نقل یک داستان آره یه پیرزن جادوگر توی جنگل هست • همیشه یه جادوگر اونجا بوده • میشه برای یک بارم که شده وول نخوری ؟ خدای من ! هیچ وقت بچهای به این بیقراری ندیده بودم • نه،عزیز دلم، من هیچ وقت ندیدمش • هیچکس ندیده• مدت هاست • ما کارهایی کردیم تا هرگز مجبور نشیم ببینیمش • کارهای وحشتناک• مجبورم نکن برات تعریف شون کنم • به هر حال ، تو خودت می دونی • اوه ، نمیدونم عزیزم هیچکس نمیدونه چرا اون فقط بچهها رو میخواد �میدونیم چرا اون اصرار داره که از بین ما همیشه حتماً باید کوچکترین نمونه باشه یه جوری نیست که بتونیم اینو اینو ازش بپرسیم هیچکس تا حالا اونو ندیده ما مطمئن میشیم که هیچ وقت نبینیمش معلومه که وجود داره این چه سوالیه یه نگاه به جنگل بنداز خیلی خطرناکه دودهای سمی منجلابها و آتشفشانهای جوشان و خطرهای وحشتناکی که هر طرفش هست فکر میکنی تصادفاً اینطور شده مزخرف همه اینا کار جادوگره و اگر هرچی میگه رو انجام ندیم چه بلایی سرمون میاد میخوای برات توضیح بدم ترجیح میدم نگم
اوه حالا آروم باش گریه نکن قرار نیست از شورای ریش سفیدها بیان دنبالت هست ،تو دیگه زیادی بزرگ شدی از خونواده ما آره عزیزترینم خیلی وقت پیش قبل از اینکه تو به دنیا بیای پسر قشنگی بود حالا بقیه شامت رو بخور و کارهات رو انجام بده همه مون باید صبح زود بیدار بشیم روز قربانی منتظر کسی نمیمونه و ما همگی باید اونجا باشیم تا از بچهای که قراره واسه یه سال دیگه جونمون رو نجات بده تشکر کنیم برادرت چطور میتونستم به خاطرش بجنگم اگه این کار رو کرده بودم احتمالاً جادوگر همه ما رو کشته بود و فکر میکنی بعد به کجا میرسیدیم یا یک ربع قربونی کن یا همه رو این رسم دنیاست اگه سعی میکردیم هم نمیتونستیم تغییرش بدیم سوال دیگه بسه بلند شو برو بچه نادون
پ ن : فصل اول فقط دو تا صفحه هست 🫠
باییی 👋
🤍🩷🫂🩶🫶
چرا میزی؟
همینجوری🎀
صندلی باش
اخییی اسم مش که خیلی باحاله
مرسی ❤️+🤍=🩷