
خب بنده علاوه بر پاترهد بودن فن اتک و البته لیوای هم هستم پسسسس بریم ی سری فکت راجب لیوای هچو بخونیم

لیوای وقتی ناراحته با اروین و هانجی صحبت میکنه و این میتونه حالش رو بهتره کنه!

قد لیوای ۱۶۰ سانتی متره (در هرحال ابهت لیوای خیلی زیاده) و وقتی از ایسایاما (نویسنده اتک ان تایتان) پرسیدن که لیوای از چه دخترایی خوشش میاد ایسایاما جواب داده : احتمالا از دخترای قد بلند خوشش بیاد!

اگه قسمت های فرعی اتک ان تایتان رو دیده باشید میدونید که لیوای توی یک شهر زیرزمینی زندگی میکرده و دزد بوده،درواقع از تاجر ها وسایل مختلف میدزدیده و پولش رو بین بچه ها پخش میکرده، یک روز فرمانده اروین لیوای و دوستاش رو دستگیر میکنه و دو تا راه جلوی لیوای میزاره : ۱- به گروه شناسایی ملحق بشید. ۲- بدیمتون دست ژاندارمری و برید زندان. و اینجوری بود ک لیوای عضو گروه شناسایی شد ولی به خاطر اینکه اروین رو به قت*ل برسونه. ولی اولین باری که لیوای و دوستاش از دیوار ها بیرون میروند،دوستای لیوای توسط تایتان ها خورده میشن و ما اون لحظه شاهد اولین ابراز احساسات لیوای هستیم چون لیوای اشک میریزه و با خشم تایتان ها رو میکشه! از اونجا به بعد به فرمانده اروین اعتماد میکنه و خودش هم تبدیل به قوی ترین سرباز بشریت میشه!

همونطور که احتمالا میدونید نوشیدنی موردعلاقه لیوای چایی و غذا موردعلاقه اش هم برنج هست! ولی یه نکته جالب راجب لیوای اینه که لیوای یه مدل خاصی فنجون چایی رو میگیره دستش،حالا شاید بپرسیم چرا؟ بخاطر اینکه لیوای وقتی توی شهر زیرزمینی بوده پول جمع میکنه و با پولی که جمع کرده فنجون میخره،ولی اولین باری که فنجون رو تو دستش میگیره دسته ی فنجون میشکنه و فنجون از دست لیوای میفته، لیوای اونجا به شدت معذب میشه و برای همین از اون موقع به بعد فنجون رو یه حالت خاصی دست میگیره تا مطمئن بشه فنجون از دستش نمیوفته!

به گفته ی ایسایاما لیوای احساساتی ترین کارکتر اتک ان تایتان هستش، فقط هیچوقت احساساتش رو نشون نمیده! ما این رو چند جا توی انیمه میبینیم که لیوای با کمک احساساتش یه سری کار ها رو انجام میده ، برای مثال وقتی که نمیدونست اروین رو زنده کنه یا آرمین ،این احساسات لیوای بود که بخاطر اینکه رویای آرمین رو از بین نبره آرمین رو زنده کرد!

حالا شاید بگید که اروین هم رویا هایی داشت، باید بگم بله اروین هم رویا هایی داشت ولی بیاید یه فلش بک بزنیم به زمانی که در فصل ۳ ارن،آرمین و میکاسا روی پله ها نشستن و دارن راجب دریا و رویا هاشون صحبت میکنند، ما اونجا لیوای رو میبینیم که یه گوشه نشسته و خیلی ناراحت داره به حرفای ارن و آرمین گوش میده! اما دوباره اگه به قسمت فرعی اتک ان تایتان برگردیم میبینیم که همین اتفاق برای لیوای و دوستاش هم افتاده! که در سکانسی دور هم نشستن و درحالی که به آسمون نگاه میکنند راجب آینده حرف میزنند! درواقع لیوای اونجا یاد خودش و دوستاش میوفته!
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
دیالوگ موردعلاقتون از لیوای چیه؟🙂🤍
کامونا
الهی بمیرم براش
وایییی پروفتتتتت
چطوری خوشگل؟؟؟
منو یادته بیب؟
تولدت مبارکک>>>
ممنونم رفیق:)❤
جچ:قلبتو فدا کن🌚💔
گالریم سر عکسای تستت نابود شددد🗿💔
(هنوزم بهم اب قند نمیدیدددددد؟؟؟؟؟)
😂🤍
عررر من شهید شدمممم اب قند بدینننن
نایجنازنابگهلیگهگلیهلگژ(سکته قلبی)
اروممم باششش