
پارت چهارم 🙂❤️
تو اون هوای بارونی داشتم پیاده با بی تی اس راه میرفتم از خنده غش کردم گفتم : تا حالا با هفت نفر جایی نرفته بودم وای وای دمتون گرم جین : خخخخخ راست میگی آقا کی موافقه آبمیوه بخریم ؟ من : جین بارون هستا جین : خو باشه آها بیا اینم بستنی فروشی اینجا خیلی خوبه خب کی چی میخوره ؟ وی : امممممم خودت که میدونی ما چی میخریم فقط ببین سوریون چی میخوره من : اممم من چیزی نمیخام
وی : سوریون چرا اینقدر خجالتی هستی؟ من : نه بابا چه خجالتی فقط تو این هوای سرد چیزی نمیخام وی رفت و اومد دیدم که برام شیر کاکائو داغ گرفته من : وااااایییی میسیییی وی جونم کوک : دمت گرم وی عجب چیزایی گرفتی وی: ما اینیم شوگا : بچه ها بریم ؟ هوا داره بدتر میشه میترسم سوریون سردش بشه جی مین : چقدر نازکه سویشرتت دستت رو بده بهم من : امممم چیزه بریم بهتره جی مین : بده بعد بریم
من : خو بیا جی مین : اووووو چه سردی یهو کاپشن خودش رو روم انداخت من : تو چی ؟ سرما نخوری جی مین : لباس زیرم گرمه نگرانم نباش بریم داشتیم راه میرفتیم گفتم : اممم دیه رسیدیم بهتره برید همین کوچه هست سوسانو دوستم الان میاد پایین نامجون : تا بیاد پایین منتظرت هستیم شوگا : برگردی خب ؟ من : باش جین بغلم کرد و گفت : دلم برات تنگ میشه مراقب خودت باش باشه ؟ من : ای بابا جای خاصی نمیرم که فردا ناهار پیش شماها هستم عزیزان جی هوپ : دلم نمیاد بری اما الان که میگی فردا پیش مایی باشه راستی این هفته کلا میخای چیکار کنی برای کتاب و... اینا
من : به بابام میگم برام بیاره اینجا یهو سوسانو اومد تعجب کرد و گفت: خبری هست همتون اومدید ؟ وی : سلامو خوردی ؟ سوسانو : های وی : مراقب دوستمون باش باشه ؟ سوسانو : اووووف باشه من : برید که سردتون شده راستی جی مین کاپشن خودت رو بگیر ممنونم جی مین : خاش لاوم فردا منتظرت هستیم بای گلم با هفت نفر خدافظی کردم و اعضا رفتن سوسانو : میدونی اگه مامانت بفهمه چی میشه ؟ من : خب که چی ؟فقط یه بار زندگی میکنم اووووف
سوسانو : چمیدونم هرکاری میخوای بکن مامانت کجاست ؟ من : رفت 😂😶 سوسانو : درست جواب منو بده کجا رفت ؟ من : خو رفت یه کشور دیه یه کاری براش پیش اومده بود میشه بریم ؟ دارم یخ میزنم سوسانو : برو تو خلاصه تا شب کارامونو رسیدیم فردا بعد از مدرسه داشتم آماده میشدم برم پیش اعضا یهو جین بهم پیام داد و گفت : بیا پایین منتظرت هستم
من رفتم پایین و گفتم : واسه چی اومدی ؟ جین : گفتم سختت بشه بیای من اومدم یهو سوسانو بلند داد زد و گفت : صبر کن صبر کن کتابات رو جا گذاشتی من : عه ببخشی یادم رفت 🙂 مرسی سوسانو : خاش گلم فعلا من : بای جین : عجب دوست خوبی داری من : اره سوسانو دختر خوبی هست جین : بریم بچه ها منتظرت هستن من : بریم زنگ درو که زدم اولین نفر کوک بود گفت : سلام اومدی گلم ؟ خوش اومدی من : سلام مرسی و با بقیه اعضا سلام کردم من : جی هوپ کو ؟ شوگا : حمام من : ای وای ای کاش دیرتر می آمدم کوک : تو که خودی هستی اشکالی نداره از اون ور یهو جی هوپ بلند داد زد و گفت : حوله رو جا گذاشتم یکی بهم بده اعضا رفتند که پیدا کنند من که رفتم یکی از اتاقا لباس بپوشم یه حوله ایی رو دیدم رفتم بیرون و گفتم : اینه ؟ کسی نبود رفتم جلو در حمام گفتم : جی هوپ اینه ؟ جی هوپ : آری آری بیا این ور تر بده دستم نمیرسه
من : ای بابا بیا جی هوپ :مرشی به بچهها بگو دیه نمیخاد من : اوک رفتم و گفتم : توجه توجه حوله پیدا شد جی مین : بچه ها بیاین ناهار من سریع تر از همه رفتم گفتم : به به چه ناهاری جی مین : سوریون من : جانم ؟ جی مین : میشه پیش من بشینی ؟ من : باش ناهار رو خوردیم گفتم : میرم به درسام برسم برای فردا جی هوپ : درساتو بخون که تا دوساعت دیه باید بریم جایی من : کجا ؟بگو جی هوپ : بیا اینور تر من : بگو جی هوپ : نزدیکتر من : بگو جی هوپ دم گوشم اومد و گفت : امشب تولد کوک هست تو یه رستوران معروف میخوایم تولدشو بگیریم من خیلی آروم گفتم : من چرا یادم نبود برم سریع تر درسامو بخونم و بعدش آماده بشم جی هوپ : برو لاوم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود 💜💜💜
داستانت عالیه 😍💙
اگ تولد کوکه تولد منم هست واسع منم جشن بگیرین خب 😟😟 من گنا دالم 😢
مرسی از نظرت 🥺اوخی 💜
مرسی از نظرتون ☺️💜
عالی عالی بوددددد ای خداااااا
عالییییییییی
عالی بود 💝