
در این پست آموزهی "گناه ذاتی" رو از نگاههای مختلف مورد بررسی قرار خواهیم داد.
مطابق اعتقاد مسیحیان، آدم و حوا پس از خلقت، به باغ عدن منتقل شدند و به آنها اجازه داده شد از تمام نعمتها جز ثمرهی یکی از درختان استفاده کنند. آنها با اینکه پاک و مقدس آفریده شده بودند، از میوهی درخت معرفت نهیشده، خوردند و این موجب شد از مقام خود سقوط کنند و مواهب آسمانی خودشون رو از دست بدهند. این گناه نهتنها آنان رو گرفتار کرد، بلکه تمام اعقابشان رو نیز آلوده و پلید کرد. از این رو، تمام انسانهایی که وارد این جهان میشوند، وارث گناه آدم و حوا هستند و همراه ماهیتی آلوده و گناهآلود پا به عرصهی وجود میگذارند. به این ذات آلوده و گناهآلود -که میراث انسان نخستین است- "گناه ذاتی" گفته میشه. برخی از عبارات کتاب مقدس، مهمترین دلایلی هستند که مسیحیان در اثبات این آموزه مهم به آنها استناد میکنند و "پولس" نقش موثری در تلقی آموزه "گناه ذاتی" از کتاب مقدس داشته است. رسالههای او، به ویژه "رساله به رومیان"، در این زمینه توجه بسیاری از بزرگان مسیحی رو برانگیخته. همچنین عبارت 12:5 این رساله، مهمترین عبارت کتاب مقدس بر این آموزه دانسته شده و در بسیاری از منابع الهیاتی مسیحی، به آن اشاره شده. غیر از این عبارت، متون دیگری هم از کتاب مقدس وجود داره که به نحوی در تکمیل فرآیند این آموزه نقش داشته است؛ از داستان گناه نخستین تا همگانی دانستن گناه و فساد ذاتی انسان و قیاسهایی که بین آدم و مسیح صورت گرفته و فدیه بودن مسیح در ازای گناه ذاتی انسان، همه و همه در تایید این آموزه مورد استناد قرار گرفتهاند. اما برخی صاحبنظران مسیحی تفاسیر دیگری از این متون ارائه میدهند که کتاب مقدسی بودن این آموزه رو با چالشی مهم مواجه میکنه. علاوه بر این، متون دیگری هم از کتاب مقدس وجود داره که بر این آموزه و لوازم آن منطبق نمیشه و موجب شده بسیاری، به وجود آموزه "گناه ذاتی" در کتاب مقدس با دیده تردید نگاه کنند.
به طور کلی میشه گفت در عهد قدیم، متنی که به روشنی توان ساختن آموزه "گناه ذاتی" رو داشته باشه، وجود نداره. همچنین نمیتونیم در اون کلامی رو پیدا کنیم که به ارتباط گناه آدم و سایر انسانها اشاره کرده باشه اما در عین حال، مطالبی در آن وجود داره که به نحوی اندیشه گناه موروثی را تایید میکنه. از جمله این مطالب، میشه به همگانی بودن گناه، گنهکار بودن انسان از هنگام تولد، تلقی نیروی خارجی و مجزا از گناه و تصور شرارتآمیز بودن انسان اشاره کرد.(تنانت،2003، ج7، ص 558) این مطالب رو به همراه اصل داستان "گناه نخستین" که منشا آموزه "گناه ذاتی" هست، میشه به عنوان مستندات عهد قدیم بر این آموزه دونست و آنها رو در دسته های: 1.اصل داستان "گناه نخستین" که در "سفر پیدایش" ذکر شده، 2.برخی مطالب عهد قدیم بیانگر آن است که انسانها از زمانی که در رحم مادران خود هستند، گناهآلودند و در هنگام تولد و طفولیت هم همراه بیتقوایی و سفاهتند.((مزامیر، 5:51)، (مزامیر، 3:58)، (ایوب، 4:14)، (امثال سلیمان، 15:22)، (پیدایش، 21:8)) 3. در این دسته، عباراتی از عهد قدیم قرار داره که نشان میده تمام انسانها فاسد و پلید هستند. ((مزامیر، 3-2:53)، (همان، 3:14)، (ایوب، 16-14:15)) و در دستهی آخر عباراتی وجود داره که نشان میده انسان دچار مریضی، شرارت و گناه است. ((جامعه، 3:9)، (ارمیای نبی، 9:17)). در جمعبندی، میشه گفت عهد قدیم در این عبارات، از انسان با عباراتی نظیر "شرور، نفسانی، گمراه و متقلب" یاد میکنه و گناه رو امری همگانی میدونه؛ گویی ذات انسان ناپاک و آلوده به گناه هست و از این رو، طبیعتی شرورانه پیدا کرده. (ادواردز، 1828، ص 141-157) اثبات طبیعت شرورانه و همگانی بودن گناه برای انسان، هرچند بیانگر تمام این آموزه نیست اما یکی از مقدمات ضروری و مهم آن، یعنی ناپاکی و آلودگی ذاتی انسان و در نتیجه گناهکاری همگانی رو اثبات میکنه و این میتونه در تاسیس آموزه "گناه ذاتی" نقشی قابل توجه داشته باشه.
در عهد جدید، تکیه اصلی بر سخنان پولس هست و سخنان او به عنوان یکی از مراجع اصلی و مهم آموزه "گناه ذاتی" در کتاب مقدس محسوب میشه. در شورای "ترنت" هم بر این مسأله تاکید شده که اعتقاد به آموزه "گناه ذاتی" ریشه در تعالیم پولس داره. پولس در بخشی از رسالههاش به صراحت، به ارتباط گنهکاری انسان با خصال آدم میپردازه. این بخش از رسالههای او که به عنوان مستندات عهد جدید بر آموزه گناه ذاتی محسوب میشه که برای نوشتن، در اینجا نمیگنجه اما میتونید بخونید یا در پستی جدا آنها رو بنویسم. این رسالهها عبارتاند از: 1. رساله به رومیان (در این رساله، به ویژگیهای اساسی مسیحیت اشاره شده و در عین حال، یکی از دلایل مهم وجود این آموزه در کتاب مقدس، در رساله پولس به رومیان آمده.) 2. رساله به قرنتیان(مشابه عبارات رسالهی پیشین، در رساله به قرنتیان هم آمده و در آنجا مرگ رو ناشی از عمل آدم، و زنده شدن رو به فعل مسیح نسبت داده 3. رساله به افسسیان(پولس در این عبارات اشاره میکنه: مسیحیان قبل از آمدن مسیح در خطاها و گناهان مرده بودند. بنابراین همه تا قبل از آمدن مسیح، گنهکار و اسیر شهوت بودند و زیر فشار غضب الهی قرار داشتند. برخی سخنان یوحنا هم در این زمینه مدنظر قرار گرفته.
با توجه به دلایل استناد آموزه "گناه ذاتی" به کتاب مقدس که ذکر شد، میشه آنها رو در چند عنوان کلی قرار داد: 1. گناه همگانی انسانها 2. شریرانه بودن ذاتی انسانها 3. عبارت 12:5 "رساله به رومیان" و مقایساتی که پولس بین آدم و مسیح انجام داده. 4. متونی که ایمان به مسیح رو حیات جدید انسان معرفی میکنه. اما به راستی این دلایل تا چه حد توان اثبات آموزه گناه ذاتی رو دارند؟ 2 دلیل اول در نهایت، خباثت و عملکرد بد انسان رو اثبات میکنند و این نمیتونه تاسیس کننده این آموزه باشه. مشابه این دسته از عبارات رو که از بدی انسان حکایت میکنه، حتی در قرآن و دیگر کتب هم میشه پیدا کرد((معارج، 19-21)، (ابراهیم، 34)) این دسته آیات هم بر ضعف و ناتوانی انسان دلالت دارند اما هیچ مسلمانی از این دسته آیات، عجز ذاتی انسان را نتیجه نگرفته و تنها بر عمل بد انسان حمل میشه.
موافقان با انتساب آموزه "گناه ذاتی" به کتاب مقدس، به عباراتی از عهد قدیم و عهد جدید استدلال کردهاند. نمونههای ذکر شده از کتابهای "مزامیر" و "ایوب" هست که علاوه بر غالبا شعری بودن آنها و حمل بر استعاره شدن، توان ساختن آموزه گناه ذاتی رو ندارند. در عهد جدید هم عباراتی از "رساله به رومیان"، دلیل مهم این آموزه ذکر شده. در بررسی آن روشن شد مبهم بودن و تفاسیر دیگری که بر این آموزه منطبق نمیشه، از مهمترین نقاط ضعف این عبارات هست. از سوی دیگر، متونی در کتاب مقدس وجود داره که با نتایج و لوازم آموزه "گناه ذاتی" ناسازگاره. از جمله آنها، نمونههایی هست که بر عدالت خدا، رحمت گسترده او، قدرت مطلق بودنش، مسئولیت شخصی اعمال دلالت میکنه.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!