
من عاشق این فیلم ها هستم امید وارم که شما خوشتون بیاد

داستان در شهری غیر واقعی به نام استوریبروک در ایالت مین رخ میدهد، که ساکنان آن در حقیقت شخصیتهای داستانهای افسانهای مختلف هستند که به دنیای واقعی آورده شدهاند. ملکه شیطانی رجینا با استفاده از نفرینی قدرتمند که از پوست چروکین گرفته، خاطرات اصلی آنها را ربودهاست. ساکنان استوریبروک که رجینا شهردار آن است، بیست و هشت سال بهطور تکراری و بدون اتفاق جدید زندگی کردهاند، بدون آنکه خودشان بفهمند سنشان تغییر نمیکند. تنها امید شهر به دختری به نام اِما سوان بستگی دارد، دختر سفیدبرفری و شاهزاده دلربا ، که در نوزادی قبل از اینکه طلسم اجرا شود از جنگل سحرآمیز با یک کمد جادویی به دنیای حقیقی فرستاده شدهاست. بخاطر همین او تنها کسی است که میتواند طلسم را بشکند و خاطرات از دست رفته شخصیتها را به آنها برگرداند. پسرش هنری که او را رها کرده بود، در رسیدن او به هدف مورد نظر یاریاش میکند، همراه با کتاب افسانههایش «روزی روزگاری» که کلید شکستن طلسم است. هنری فرزندخوانده رجیناست که باعث ایجاد تنشها و علایق مشترکی بین رجینا و اِما میشود. شماره فصل ۷ هرفصل ۲۲/۲۳قسمت

داستان این مجموعه دربارهٔ لوسیفر مورنینگاستار ، فرشتهای جذاب و قدرتمند است که به دلیل شورش از بهشت بیرون انداخته شده است. لوسیفر، به عنوان شیطان، خسته از گذراندن میلیونها سال به عنوان ارباب جهنم و مجازات کردن گناهکاران، از زندگیاش در جهنم بیحوصله و ناراضی میشود. بنابراین برای مخالفت با پدرش (خدا)، تاج و تخت خود را رها کرده و پادشاهیش را به سمت لس آنجلس، جایی که ک∆لوپ∆شبا∆نه خود، لاک∆س را اداره میکند، رها میکند. لوسیفر هنگامی که درگیر پرونده قتلی میشود، با کاراگاه کلویی دِکِر ملاقات میکند فصلها ۶ قسمتها ۹۳

است که داستان دو برادر خون آشام به نام های استفن و دیمن که دارای زندگی جاودانه هستند، قرن هاست میلشان برای نوشیدن خون انسان را مخفی کرده و میان مردم زندگی می کنند. آن ها قبل از اینکه اطرافیان متوجه عدم تغییر سن آن ها شوند، از شهری به شهر دیگر نقل مکان می کنند. اکنون آن دو به شهر ویرجینیا بازگشته اند، همان جایی که به خون آشام تبدیل شدند. استفن پسر شریفی است خوردن خون انسان را برای خود ممنوع کرده است تا مجبور نباشد کسی را بکشد، اما همواره سعی می کند مراقب اعمال برادر شرورش، دیمن باشد. بعد از آمدن به ویرجینیای شمالی، طولی نمی کشد که استفن .... شماره فصل ۷ هر فصل ۲۲قسمت

داستان از جایی شروع میشود که کلاوس مایکلسون، اصیل و دورگهٔ اصیل خونآشام-گرگینه به محلهٔ فرانسویهای نیواورلینز، شهری که خانوادهٔ مایکلسون ۳۰۰ سال پیش آن را بنا کردهاند و به شهر نیروهای ماوراءالطبیعه معروف است بازمیگردد! الایژا برای کمک به کلاوس خواهرش، ربکا را تنها گذاشته و به کمک برادرش میرود و پس از کمی تحقیق میفهمد که هِیلی (فیبی تانکین)، گرگینهای زیبا که قبلاً با برادرش رابطه داشته و اکنون از او باردار است، به دست جادوگری به نام سوفی دِوِرُوکس (دنیلا پیندا) گروگان گرفته شده. زمانی که سوفی مایکلسونها را از اخباری که زندگیشان را تغییر میدهد با خبر میکند الایژا میفهمد که شانس دوبارهای به خانوادهٔ اصیلها روی آورده تا دوباره خانواده را سرپا کند، زیرا خونآشامها با وجود زندگی جاودانه، قادر به آوردن فرزند نیستند اما به دلیل نیمه گرگینه بودن، کلاوس توانسته دارای فرزند شود. ۱۰۰قسمت
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
تولدت مبارک 🌝✨🎊
امیدوارم امسال اتفاقای خوبی به سمتت سرازیر بشن و آدمای درستی سر راهت قرار بگیرن🦖♡♡
_با آرزوی بهترین ها!!